رزمنده ایرانی و سرباز امریکایی

اگر به عکس‌ها و فیلم‌های به جا مانده از دوران دفاع مقدس نگاه ‌کرده باشید، می‌بینید که سرباز ایرانی خلاصه می‌شد در خودش، یک چفیه(1) و یک تفنگ زهوار دررفته که همین نیز از سال های پیش بازمانده بود. اگر تغی به توغی می‌خورد و فرمانده‌ای در راس کار قرار می‌گرفت که اطلاعاتش اندکی بیشتر و بروزتر بود و جان سربازان برایش اهمیت داشت، یک کلاه آهنی سنگین و گشاد که تا نوک دماغ پایین می‌آمد، به رزمنده ایرانی می‌دادند. طوری که دست یک رزمنده به ناچار جان بر کف، همیشه به کلاهش بند بود تا آن را از جلوی چشمانش عقب براند. در گرمای تابفرسای جبهه‌های جنوب هر کس دیگری هم که جای آن رزمنده‌ها بود، برای این که مبادا کله‌اش مثل کدو پخـته نشود، عطای کلاه آهنی را به لقایش می‌بخشید. برای این که بفهمید به سر کردن یک کلاه آهنی در گرمای 40 درجه چه مصیبتی دارد، می‌توانید امتحان کنید و در چله تابستان سر مبارک‌تان را درون یک قوطی فلزی فروکنید (مثل حلب روغن جامد) و چند دقیقه زیر تابش خورشید قدم بزنید تا حق مطلبی که عرض نمودم، بهتر ادا بشود.
دست خالی بودن رزمنده‌های ایرانی در روزهای نامیمون جنگ چند علت داشت: 1) کمبود امکانات به دلیل تحریم همه جانبه ایران که حتا سلاحی برای جنگیدن نبود چه رسد به تجهیزات فردی یک سرباز که به طبع اهمیت کمتری از مهمات دارد 2) کم‌آگاهی فرمانده‌هان و خود رزمنده‌ها در لزوم اسفاده از تجهیزات فردی و نقش حیاتی آن‌ها در کاهش تلفات و 3) کیفیت پایین تجهیزات فردی که به هر دلیلی از جمله سنگینی یا دست و پا گیر بودن یا ناسازگاری با شرایط آب و هوایی، کمتر کسی به استفاده از آن‌ها علاقه داشت.
در این دو تصویر که اولی رزمنده دفاع مقدس را نشان می‌دهد و دومی یک سرباز امریکایی در حال انجام ماموریت در عراق، بی هیچ توضیح اضافه‌ای تفاوت‌ها را به خوبی می‌توان دید:


هیچ سرباز امریکایی را نمی‌توان بدون تفنگ، لباس ضدگلوله، جی‌پی‌اس، بی‌سیم، عینک دودی، کلاه، توگوشی و دستکش دید و در هر شرایطی حتا هنگام گرفتن عکس یادگاری تفنگ خود را بر زمین نمی‌گذارند و همچنان حالت آماده‌باش دارند. البته تجهیزات دیگری نیز هستند که بنا به کاربردشان پنهانند و به چشم نمی‌آیند. از سوی دیگر، هر کدام از تجهیزات‌ همراه یک سرباز امریکایی از همه آن‌هایی که ما می‌شناسیم پیشرفته‌تر و کارآمدترند؛ برای مثال کلاه‌شان یک کلاه آهنی سنگین و گشاد نیست که از دست آن جـری باشند بلکه فناوری‌های ریز و درشت بسیاری در آن به کار رفته است تا در هر شرایطی حتا گرمای 45 درجه‌ای عراق که یک خـر عریان نیز در آن تب می‌کند، بدون این که کسی از دست آن خسته یا کلافه یا گرمازده بشود، قابل استفاده باشد.
در جایی خواندم در امریکا لباس سربازان به گونه‌ای ساخته می‌شود که در موقعیت‌های گوناگون به صورت هوشمند رفتار می‌کند؛ چنانچه در فضا مواد شیمیایی پخش شود مانند ماسک عمل می‌کند یا در صورت بیهوشی سرباز به او شوک می‌دهد.
یا مورد دیگر که چه بسا عملی هم شده باشد: از PEG یا پلی اتیلن گلیکول می‌توان در ساخت نوعی پوشاک بهره برد که با بالا رفتن یا پایین آمدن دمای محیط، دمای بدن انسان را در شرایط مطبوع نگه می‌دارد. ویژگی این پوشاک، ناشی از تغییر ساختار PEG آمیخته با پارچه‌هاست. با تغییر دما، میزان کشیدگی‌ پلیمرهای PEG شبیه یک فنر مارپیچی بلند تغییر می‌کند؛ به نحوی که با کاهش دمای محیط حلقه‌های مارپیچی پلیمر شکل فشرده‌تری به خود می‌گیرند تا گرمای بدن انسان هدر نرود. اما با بالا رفتن دمای محیط و در پی جذب گرما توسط PEG حلقه‌ها باز می‌شوند که در نتیجه بدن انسان بهتر می‌تواند گرمای خود را در محیط آزاد کند.


++++++++++++++++++++++++++

(1) ناگفته نماند که یک چفیه کاربردهای بسیار زیادی در میدان نبرد می‌تواند داشته باشد. از جمله این که از چفیه می‌توان به جای باند برای پانسمان زخم‌ها استفاده کرد، یا در وقت نماز به جای سجاده، در وقت غذا خوردن به عنوان سفره، یا برای علامت دادن در شب، یا به عنوان سایه‌بان سنگر، به جای حوله برای خشک کردن دست و صورت، یا به عنوان روانداز و یا در وقت تسلیم شدن برای بالا بردن پرچم سفید.

/ 0 نظر / 208 بازدید