هــارپ

حدود شش سال پیش در یک وبلاگ نه چندان به‌روز که حالا هیچ نشانی از آن ندارم، مقاله‌ای طولانی درباره طرحی پژوهشی با نام هارپ خواندم که آن روزها توجهم را آن طور که باید و شاید به خودش جلب نکرد. به این دلیل که به نظرم آمد ناشی از نگاه بدبینانه ایرانی‌ها به ینگه دنیا باشد که هر چیزی را توطئه و دسیسه می‌پندارند. تا جایی که ذهنم یاری می‌کند، در آن مقاله نوشته شده بود که امریکا در برنامه‌ای گسترده روی لایه یونوسفر در حال بررسی و پژوهش است تا با شناسایی و مهار سازوکار آن بتواند بر وضعیت آب و هوای کره زمین هر گونه که سیاستش اقتضا می‌کند، تاثیر بگذارد. به این معنی که در هر نقطه از کره زمین هر گاه که دوست داشت، جلوی خروش‌های خانمان برانداز طبیعت مانند سیل‌ و توفان‌ را بگیرد یا برعکس، اگر دلش خواست جایی را با خاک یکسان کند، توفان‌های سرکش یا هر بلای طبیعی دیگری راه بیندازد. یا با جلوگیری از بارش، در سرزمین دشمن خشکسالی‌‌های درازمدت برقرار کند یا حتا زمین‌لرزه‌های از پیش تعیین شده ایجاد کند. به عبارت دیگر، از راه کنترل و هدایت سامانه‌های آب و هوایی، از آن‌ها در نقش یک سلاح بی‌دردسر اما کمرشکن برای از پای در آوردن هر دشمنی استفاده کند.
شاید یکی از دلایل دیگری که سبب شد تا آن روزها به درستی مطلب یادشده و ارزش علمی و کاربردی آن شک کنم، این پرسش بوده که چرا امریکایی‌ها از این سلاح برای مهار توفان‌ها و گردبادهای وحشتناکی که هر ساله بخش‌هایی از کشور خودشان را در بر می‌گیرد و غیر از ویرانی چیز دیگری بر جای نمی‌گذارد، استفاده نمی‌کنند.
اما آن چه که این روزها نگاهم را به هارپ تغییر داده و برای کسب دانستنی‌های بیشتر درباره آن مشتاقتر کرده است، وضعیت ناخوشایند بارندگی‌ها در ایران است؛ طوری که جمله: "هر سال دریغ از پارسال" وضع این روزهای بارش‌های آسمانی را به خوبی توصیف می‌کند. در منطقه ما که زمستان هر سال سه چهار برف سنگین می‌بارید و سرمای سوزناک زمستان امان همه را می‌برید، چندین سال است که یک برف درست و درمان به خودش ندیده است. زمستان امسال که خودش را خیلی شرمنده کرد و غیر از یکی دو بار تیف‌تیف برف چیز دیگری نداشت. در سال‌های اخیر بسیاری از رودخانه‌ها و چشمه‌سارها خشکیده‌ و خیلی از کشاورزان عطای کشت و کار را به لقایش بخشیده‌اند. گویی این جا هم دارد همچون یکی از استان‌های کویری مانند یزد و کرمان و چه بسا بدتر از آن‌ها می‌شود. تا جایی که گوشه و کنار از اخبار رسمی می‌شنوم، استان‌های دیگر هم حال و روز خوشی ندارند و با کم‌آبی و بی‌آبی دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر از عدد و آمار خوش‌تان می‌آید، دقیقترشان را می‌توانید با جستجو در اینترنت پیدا کنید. با این روندی که پیش می‌رود، به نظر می‌رسد در دو سه سال آینده چیزی به نام کشاورزی در ایران وجود نخواهد داشت و ایران هم به سان عربستان و کویت و امارات می‌شود یکی از واردکنندگان میوه‌جات لبنانی و مصری و فیلیپینی و آب آشامیدنی مردمش هم از تصفیه آب دریا باید فراهم شود.
باشد که این گونه نباشد.

/ 0 نظر / 27 بازدید