شلختگی

یکی از ویژگی‌های بد شخصیتی که از بد ماجرا بسیاری از افراد به آن خو کرده‌ و آن را به عنوان یکی از اجزای جدانشدنی زندگی روزمره خود پذیرفته‌اند، شلختگی است. خصوصیتی که با بی‌برنامگی، باری به هر جهت بودن، بی‌انضباطی، آشفتگی خانه و محل کار، آشفتگی افکار و اندیشه‌ها و نداشتن هدف در زندگی رابطه بسیار نزدیکی دارد. خیلی کم پیش می‌آید که مسافرت‌ها، مهمانی‌ها، خریدها و خلاصه بیشتر امور چنین آدم‌هایی به درستی، بی‌دغدغه و طوری که هر چیزی سر جای خودش باشد، انجام شوند. مسافرت که می‌روند، بین راه تازه یادشان می‌افتد که باک بنزین را پر نکرده‌اند، یا وقتی که وسط کویر برهوت باد لاستیک‌شان خالی شد می‌بینند که از سه سال پیش قرار بوده لاستیک یدک بخرند ولی این کار را نکرده‌اند؛ وقتی که میزبان یک مهمانی بزرگند درست در همان وقتی که نه راه پس وجود دارد و نه راه پیش به یاد مبارک‌شان می‌افتد که نان سفره را از قلم انداخته‌‌اند، همان روزی که چک خود را باید پاس کنند تازه به تکاپو می‌افتند که از این و آن پول قرض کنند، یا سر جلسه امتحان عین کسانی که کک به پاچه‌شان افتاده باشد، دنبال پاک‌کن یا ماشین حساب می‌گردند و...
متاسفانه، شلختگی به ‌قدری در زندگی خیلی‌ها رخنه کرده است که باید از آن به عنوان یکی از وصله‌های نچسب فرهنگ ایرانی نام برد. در مرام شلخته‌ها، کارها آن طور که باید و شاید به خوبی پیش نمی‌روند و جوری به هم گره می‌خورند که حتا حضرت فیل هم از باز کردن آن‌ها درمی‌ماند. این گونه آدم‌های نیرز که بیشتر وقت‌ها شلختگی‌شان را به بدبیاری نسبت می‌دهند، معتقدند الاغ‌شان از کره‌گی دم نداشته و روزگار نامراد با آن‌ها سر ناسازگاری دارد. همسفر شدن یا معامله با آن‌ها، آدم را به غلط کردن و چیز بد خوردن وا می‌دارد. شلخته‌ها بدقولند، زیاد دروغ می‌گویند، قابل اعتماد نیستند و هیچ گاه از گذشته درس نمی‌گیرند اما خوشبختانه به سادگی می‌توان به شلخته بودن آن‌ها پی برد؛ برای مثال همیشه دیر به محل قرار می‌رسند، ژولیده پولیده‌اند، اتاق‌شان نامرتب است، به "قسمت" خیلی اعتقاد دارند و هر جا که چوب بی‌برنامگی و ندانم‌کاری‌ خود را می‌خورند، آن را به گردن سرنوشت و تقدیر می‌اندازند.
کاری ندارم که این ویژگی بد از چه زمانی و توسط چه کسانی در وجود بی‌وجود خیلی‌ها نهادینه شده است، ولی این را می‌دانم که با اندکی درایت و دوراندیشی می‌توان از خیلی شلختگی‌های روزمره که هر کسی را درگیر تکرار اشتباه‌های گذشته می‌کند و نتیجه‌ای جز از چشم دیگران افتادن و از دست رفتن اعتماد ندارد، جلوگیری کرد.

/ 0 نظر / 17 بازدید