امان از حرف مردم

 مادر زن: قدیمی‌ها می‌گویند زن زائو باید آبجوش سرد شده بخورد. پرستار: زن زائو نباید سوپ جو بخورد. کارمند بهداری: سوپ جو برای زن زائو مفید است. همان: به نوزادی که سینه مادر را نمی‌گیرد، نباید با شیشه شیر داد. زنی که سه‌قلو زاییده: شیر دادن به نوزاد با شیشه شیر هیچ اشکالی ندارد. کارمند بهداری: به نوزادی که سینه مادر را نمی‌گیرد باید با سوند معده شیر داد. یکی دیگر: به نوزادی که سینه مادر را نمی‌گیرد باید با قاشقچی شیر داد. یک آشنا: در قرآن آمده که نوزاد پسر را باید در روز هفتم ختنه کرد. مادر زن: در مفاتیح آمده که نوزاد پسر را باید در روز دهم ختنه کرد. پزشک کودکان: بهتر است نوزادتان را در پیش‌دبستانی ختنه کنید. مادر زن: نوزاد را نباید در گهواره تکان داد چون به مغزش آسیب می‌رسد. پزشک کودکان: زن زائو باید استراحت مطلق بکند تا شیرش زیاد شود. سرپرستار زایشگاه: پیاده‌روی شیر مادر را زیاد می‌کند. مادر زن: اگر نوزاد از شیر مادر دیگری تغذیه کند، دچار دوگانگی شخصیت می‌شود. زن عموی همسر: پس از افتادن ناف نوزاد، روی آن الکل سفید بمالید....

همه آن چه که خواندید، گوشه‌ای از چرندیاتی بود که طی دو هفته‌ای که از تولد بهفـر می‌گذرد، شنیدیم. جفنگیات ضد و نقیضی که گویا تمامی ندارند و همه می‌خواهند آن‌ها را بدون این که پدر و مادرش سوالی پرسیده باشند، در اختیارشان بگذارند. همان هفته اول بود که من و مهربان‌همسر به این نتیجه رسیدیم اگر بخواهیم سرسپرده و بنده توصیه‌های دیگران شویم، خودمان را به اتفاق بچه تازه به دنیا آمده روانه آسایشگاه روانی خواهیم کرد. نه این که خودمان را علامه دهر به شمار آوریم یا بخواهیم قـدبازی در بیاوریم و تجربیات دیگران را بی‌ارزش بدانیم، اما تصمیم گرفتیم درست یا غلط کار خودمان را بکنیم و به جای این که توصیه‌های دیگران را وحی منزل قلمداد کنیم، از انبوه پیشنهادهای دریافتی، هر کدام را که گرهی از کارمان باز کنند، به کار ببریم. به مهربان‌همسر گفتم مبنا را این بگذاریم که هر پیشنهادی که کارمان را سخت‌تر می‌کند، از یک گوش بشنویم و از گوش دیگر در کنیم و هر راهکاری که آرامش و آسایش بیشتری برای هر سه نفرمان به همراه داشته باشد، به کار ببندیم. خوشبختانه تا الان که در حال نوشتن این پست هستم، همین برخورد ساده با هجوم بی‌امان پیشنهادها و اندرزها و... خیلی کمکمان کرده و سه چهار روزی می‌شود که همه سردرگمی‌ها و ندانم‌کاری‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و هم خودمان به حالت نسبتاً پایدار و آرامی رسیده‌ایم، هم نورسیده شیرین‌کارمان.

اما دو مورد از توصیه‌های دیگران که در امر خطیر بچه‌داری به دردمان خوردند و کارمان را راه انداختند، به شرح زیر می‌باشند:
- چنانچه نوزاد به دلیل قولنج روده، دل‌درد گرفته باشد و گریه‌های آن دلیل دیگری از جمله گرسنگی یا خیس بودن پوشک نداشته باشد، صدای هود یا جاروبرقی نوزاد را آرام می‌کند.
- نوزاد قنداق‌شده، خواب طولانی‌تر و عمیق‌تری دارد. البته نه قنداقی که امکان هر گونه تقلا و جنبش را از نوزارد بگیرد، همین که نوزاد پتوپـیــچ شده باشد، بیشتر احساس آرامش می‌کند و بهتر می‌خوابد. یادآوری کنم که نوزاد بیدار را هیچ گاه قنداق نکنید ولی هر گاه که به خواب رفت، یک قنداق ساده با همان پتویی که قرار است روی آن بکشید، کفایت می‌کند و آرامش و امنیت خاطر به نوزاد می‌دهد. از کجا معلوم، شاید خاطره دوره جنینی را برایش زنده می‌کند.

.........................................
خرداد 86: راز شاد زیستن
خرداد 88: Slow Food
خرداد 91: امام خمینی در ویکی‌پدیا

/ 0 نظر / 82 بازدید