برای آموزگاران و استادان

1) چندی پیش کارآموزی از دانشگاه شهید بهشتی داشتیم که بر حسب اتفاق شاهد نحوه تدوین گزارش کارآموزی اش بودم. با کمال وقاحت پشت رایانه آزمایشگاه ما نشست، برنامه ورد را باز کرد و یک فایل هم موضوع را از روی فلش خود فراخوانی کرد. فایل یادشده، گزارش کارآموز دیگری بود که در وقتی دیگر و در جایی دیگر، نوشته شده بود. تنها کاری که کارآموز زرنگ و آسوده‌طلب ما انجام داد به جای نام صاحب گزارش، نام خودش و به جای نام کارخانه قبلی، نام کارخانه ما را نوشت. کمتر از بیست دقیقه دستی به سر و گوش گزارش از پیش آماده‌اش کشید و رفت تا آن را چاپ کند و یک نسخه از آن را تحویل استادش و یک نسخه را تحویل مدیر ما بدهد تا هر دو ذوق کنند.

2) طبق آیین‌نامه دانشگاه، هر دانشجو بایستی گزارش کارورزی خودش را تحویل من می‌داد. با این که برای پرهیز از مصرف بی‌رویه کاغذ، از آن‌ها خواستم که فقط فایل ورد گزارش‌شان را برایم بیاورند، اما طبق دستور آموزش ناچار شدم از آن‌ها بخواهم تا نسخه چاپ‌شده گزارش کارشان را نیز بیاورند. پس از دریافت گزارش‌ها و بررسی آن‌ها، به خوبی معلوم بود که جملگی، کارشان را به مغازه‌های خدماتی تحویل داده‌اند و هر کدام با صرف هزینه‌ای بین 20 تا 50 هزار تومان و حرام کردن حدود 50 برگ کاغذ، بار مسئولیت را از دوش خود برداشته‌اند. واقعیتی که خودشان هم به آن اعتراف کردند.

3) در خانه برادرم مقدار زیادی کاغذ A4 یکرو سفید وجود دارد که ارتفاع‌شان به حدود نیم متر می‌رسد و از آن‌ها برای چک‌پرینت (پیش‌چاپ) استفاده می‌کند. چند روز پیش، آن روی کاغذها را که نتیجه تحقیق دانشجوهای یک مرکز فنی و حرفه‌ای بود، می‌خواندم. چه چرندیاتی که نوشته نشده بود. معلوم بود که نه دانشجوها آن‌ها را خوانده‌اند و نه استادان‌شان. کاغذها الخش نخورده بودند. تنها چیزی که این کاغذها به خود دیده ‌بودند، چاپگری بود که از یک سرش وارد و از سر دیگرش خارج شده‌ بودند.

واقعیت این است که یکی از بیهوده‌ترین کارهای هر آموزگار یا استادی واداشتن دانش‌آموزان یا دانشجویان خود برای ارائه مطلب درباره یک موضوع خاص تحت عنوان تحقیق، پژوهش، گزارش یا هر چیز دیگری می‌باشد. در طول دوره دانشجویی و پس از آن موارد بیشماری دیده‌ام که این کار غیر از تلف کردن وقت فراگیر، هدر دادن کاغذ در مقیاس گسترده، تحمیل هزینه بیشتر به خانوارها و پر کردن جیب مراکز خدمات رایانه‌ای هیچ نتیجه دیگری ندارد.
با واداشتن دانشجویان به تحقیق و ترجمه، نه تنها کمکی به افزایش سواد آن‌ها نمی‌شود بلکه اسباب اتلاف سرمایه‌های ملی که همانا یکی از آن‌ها وقت خود دانشجوهاست و دیگری کاغذهای لطیفی که با قطع درختان تهیه می‌شوند، فراهم می‌گردد. متاسفانه چنین رویه‌ای به دبیرستان‌ها و حتا مقاطع پایین‌تر نیز سرایت کرده است. به نظر من اگر پولی که صرف کافی نت و چاپ چنین مقاله‌ها و گزارش‌های پوچ -که از یکی به دیگری کپی می‌شوند- می‌شود، صرف خریدن کدو و پختن و خوردن آن بشود، نتیجه بهتری به دست می آید. بدا به حال استاد یا آموزگاری که می‌پندارد با تشویق یا تهدید شاگردانش به تهیه و چاپ گزارش، به معلومات‌ آنها اضافه می‌شود.
هیچ دانشجویی به زور مشق هیچ استادی پژوهشگر و مترجم نشده است؛ در هیچ کجای تاریخ علم نیامده که فلان دانشمند یا فلان ریاضیدان یا شیمیدان به ضرب و زور استادش، به قله های رفیع دانش دست یافته است. ای کاش این موضوع را آموزگاران و استادان می فهمیدند که "چشمه، خود باید جوشش داشته باشد."
و ای کاش قانون یا تبصره‌ای تصویب و به صراحت در آن قید می‌شد: هیچ مدرسی حق ندارد هیچ دانش‌آموز یا دانشجویی را به تحقیق اجباری وادار کند.

/ 0 نظر / 27 بازدید