هوای پاک

در این روزهای آفتابی و کمی تا قسمتی سرد که شهروندان کلان‌شهرهای بی در و پیکر به دلیل پدیده وارونگی هوا و نوزیدن باد و نباریدن باران و بی‌رغبتی خودشان در استفاده از وسایل نقلیه عمومی، از تماشای آبی آسمان و تنفس هوای پاک محرومند، ما مردمان شهرهای کوچک باید خیلی شاکر باشیم که دستکم در این مورد در مقایسه با باشندگان شهرهای بزرگ کمبودی که نداریم هیچ، چه بسا رشک‌شان را نیز نسبت به خود بر‌انگیزانیم.
از چندکیلومتری سایه سنگین و سیاه هوای آلوده را به خوبی بر فراز آسمان شهرهای بزرگ می‌توان دید؛ از همان بدو ورود به شهر هوای آلوده‌ای که همچون یک هیولای سیاه روی آسمان در کمین نشسته تا هر کسی را به کام خود بکشد، توی ذوق هر آمده‌ای می‌زند. میزان آلاینده‌های هوا آرام آرام به قدری زیاد می‌شود که حتا کوه‌های سر به فلک کشیده اطراف نیز از پس هوای تیره و تار دیده نمی‌شوند و هوای چرکین اجازه عرض اندام به آنها نمی‌دهد. دود تولیدشده از هزاران خودرو چنان بر سر شهر سایه می‌اندازد که از دست استاندار و فرماندار و جلسه‌های بی‌مصرف ستاد بحران‌شان کاری برنخواهد آمد و داستان آلودگی و صدها درد و بلای برخواسته از آن همچون سال‌های گذشته تکرار می‌شود. در این میان، شاید وزش بادی یا بارش بارانی به داد مردم برسد و مرهمی باشد بر نفس‌های گرفته‌شان.
به نظرم اولین نتیجه‌ای که جدای از آسیب‌های زودرس و دیر رس تنفس هوای آلوده از قبیل سوزش چشم‌ها، خستگی، سردرد، آسم، سرطان و... بر هر کسی عارض می‌شود، افسردگی و دلمردگی ناشی از ندیدن آبی آسمان بیکران است. یعنی پیش از این که هوای آلوده وارد شش‌ها بشود و قبل از این که کمبود اکسیژن شما را خسته کند و یا هیدروکربن‌های آروماتیک موجود در هوای آلوده در بلندمدت شما را به سرطان مبتلا کنند، بدون این که خودتان خبر داشته باشید و چه بخواهید و چه نخواهید کم‌حوصله، زودرنج، کسل و افسرده می‌شوید. شاید نصب یک دستگاه تصفیه هوا به همراه یک بخارساز در خانه، اندکی از عمق فاجعه بکاهد و هوای درون خانه را اندکی تلطیف کند، ولی آویختن زیباترین تصاویر آسمان به دیوار اتاق‌ها نمی‌تواند جایگزینی درخور برای آسمان واقعی و زیبایی چشمنوازش باشد.

/ 0 نظر / 45 بازدید