صاحب زمان

اول:
نیوتن معتقد بود که زمان ثابت است و در تمام نقاط به یک صورت عمل می‌کند. اما اینشتین نشان داد که این گونه نیست؛ از نتایج جالب تئوری نسبیت خاص می‌توان به بیان ارتباط میان زمان و و فضا (فاصله) و این که تمام موجودیتها در دنیا با یکدیگر مرتبط هستند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند، اشاره نمود.
مثال جالبی که برای نسبیت خاص بیان می‌شود آن است که اگر از دو برادر دوقلو، یکی روی زمین بماند و دیگری با یک فضاپیما با سرعت نزدیک به سرعت نور به سمت فضا حرکت کند، پس از آن که برادر روی زمین 100 سال از عمرش بگذرد، برادری که در فضاپیماست تنها یک سال از عمرش گذشته است.
حتا برخی این اصل را آن چنان بدیهی می انگارند که می گویند همین که زمان برای دو نفر که هر دو در خواب به سر می‌برند ولی یکی از آنان خواب‌های خوش و شیرین می‌بیند و دیگری دچار کابوس شده است، یکسان نمی‌گذرد به سادگی نشاندهنده نسبی بودن زمان است.

نتیجه گیری:
به طور خلاصه می توان گفت برخی از نتایج تئوری نسبیت عبارتند از:
1: اتساع زمان؛ به این مفهوم که یک ساعت متحرک نسبت به یک ساعت ساکن، کند‌تر کار می‌کند. به عبارت دیگر، گذر زمان امری مطلق نیست بلکه سرعت یا کندی آن در شرایط گوناگون متفاوت است.
2: جرم یک جسم که پیشتر تصور می‌شد مستقل از حرکت است، با حرکتش زیاد می‌شود.
3: طول‌ها در جهت حرکت کوتاه می‌شوند. یعنی اگر ما نسبت به یک خطکش در حرکت باشیم، طولی که توسط اندازه‌گیری برای آن به دست می‌آوریم کوتاه‌تر از طولی است که در صورت سکون خطکش به دست می‌آوریم.

گریز:
یکی از شبهه‌هایی که برخی به وجود امام دوازدهم شیعیان، حضرت مهدی می‌گیرند و آن را دستمایه انکارهای خود قرار می‌دهند، مساله طول عمر حضرت مهدی و ناممکن بودن آن است. شاید برخی از بیان این پرسش خودداری کنند ولی حتم دارم این سوال که "چگونه یک انسان می‌تواند چند صد سال عمر کند؟" حتا در ذهن‌های نه چندان پرسشگر نیز نقش می‌بندد و بدیهی است که نمی‌تواند دلیلی بر بی‌اعتقادی یا شبهه‌پراکنی فرد پرسنده باشد و نباید این دسته از آدم‌ها را بیماردل، کوردل، بهانه‌تراش و یا سست‌باور پنداشت.
به نظر من، اما تئوری نسبیت پاسخ این شبهه را به روشنی داده است. و چه زیبا که یکی از لقب‌های امام دوازدهم شیعیان، "صاحب زمان" است و شاید مهر تاییدی بر نسبی بودن زمان برای امام زمان.


:::::::::::::::::::::::::::::::::
پی‌نوشت:
آیاتی در قرآن وجود دارد که چشم‌اندازهای روشنی را فراروی ما قرار می‌دهند و برخی از آن‌ها به مساله نسبیت زمان به روشنی اشاره دارند: "...و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمرید."
یا این آیه که در آن گروهی زمان قیامت را از پیامبر پرسیدند: "درباره قیامت از تو می‌پرسند که کی فرا می‌رسد؟ بگو علمش تنها نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او نمی‌تواند وقت آن را آشکار سازد." آیات دیگر به همین پرسش به گونه دیگری پاسخ می‌دهند: "آن‌ها آن روز را دور می‌بینند و ما آن را نزدیک می‌بینیم." بیشتر انسان‌ها می‌پندارند تا قیامت زمان زیادی مانده است در حالی که با تحلیل زمانی قرآن یک یا بیشتر از ده روز نمانده است. قرآن از ما می‌خواهد که در داوری نسبت به زمان قیامت عینک اهل زمین را از دیدگان برداریم و به جای آن به دیدگاه قرآن مجهز شویم که با آن زمان قیامت بسیار نزدیک است: وَ نریه قریباً.
همین تفاوت گذر زمان را در داستان اصحاب کهف به روشنی می‌بینیم. آنان به قدرت خداوند در خوابی بس طولانی فرو رفتند و پس از ۳۰۰ سال که از خواب برخاستند، گفتند: یک روز یا بخشی از یک روز خوابیده‌ایم.

/ 0 نظر / 38 بازدید