saeid online

سواد چیست؟

تعریف کلاسیک سواد توانایی خواندن و نوشتن است. اما بر پایه تعریف یونسکو انسان باسواد، فردی است که تمام پارامترهای زیر را دارا باشد:

سواد عاطفی: توانایی ایجاد روابط عاطفی با خانواده، همسر و دوستان به بهترین وجه.
سواد ارتباطی: توانایی ایجاد ارتباط و همکاری با همه اعضای جامعه. (همان آداب معاشرت یا روابط اجتماعی خوب)
سواد مالی: توانایی مدیریت اقتصادی (چگونگی پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و مدیریت درآمد-هزینه)
سواد رسانه: این که بدانیم پیام کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است، توانایی تشخیص درستی پیام‌های رسانه‌ای.
سواد آموزش و پرورش: توانایی تربیت درست فرزندان.
سواد رایانه: توانایی استفاده از مهارت‌های هفتگانه رایانه ICDL (شامل مفاهیم پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رایانه و مدیریت فایل‌ها، واژه‌پردازی)

امروزه در قرن بیست و یکم داشتن سواد خواندن و نوشتن و حتا گرفتن مدرک دانشگاهی نشاندهنده باسواد بودن فرد نیست.

   + سعید ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤
    پيامهاي ديگران ()

چــرا؟

آیا تا کنون شده است وقتی با مشکلی روبرو می‌شوید، بایستید و پنج بار بپرسید "چرا؟" این کاری است که ما در تویوتا انجام می‌دهیم. برای نمونه فرض کنید که یک ماشین تولیدی متوقف شده است:

1- چرا این ماشین متوقف شده است؟
    چون به ماشین فشار آمده و فیوز پریده است.
2- چرا به ماشین فشار آمده است؟
    چون یاتاقان آن به خوبی روغنکاری نشده است.
3- چرا یاتاقان به خوبی روغنکاری نشده است؟
    چون پمپ دستگاه روغنکاری خوب کار نمی‌کند.
4- چرا پمپ خوب کار نمی‌کند؟
    چون شفت آن ساییده شده و تلق تلق می‌کند.
5- چرا شفت ساییده شده است؟
    چون صافی دستگاه، نصب نشده و خرده آهن‌ها وارد آن می‌شوند.

اگر شما در برخورد با هر مشکلی پنج بار از خود بپرسید چرا، می‌توانید به ریشه مشکل دست یابید و آن را برطرف کنید. اگر در مثال بالا این رویه طی نمیإشد، ممکن بود کسی بیاید و فقط فیوز و یا شفت را عوض کند و پس از چند ماه،‌ این مشکل دوباره بروز نماید. در واقع، این چراها بودند که کمک کردند ما بتوانیم به تدریج سیستم تولید تویوتا را پایه‌ریزی کنیم.

(نقل از کتاب سیستم تولید تویوتا،‌ ترجمه کاظم موتابیان)

   + سعید ; ٦:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤
    پيامهاي ديگران ()

بوفالوها و غازها

"جین بلاسکو" در کتاب "پرواز بوفالوها" ویژگی‌های اجتماع بوفالوها و غازها را به این شکل توصیف می‌کند:
 
ویژگی بوفالوها:
- آن‌ها به یک رهبر پایبند هستند و همه از او پیروی می‌کنند.
- آن‌ها درست همان کاری را می‌کنند که به آن‌ها دستور داده شده است.
- آن‌ها هرگز تصمیم نمی‌گیرند و تا دستور نرسد، هیچ کاری نمی‌کنند و هیچ کجا نمی‌روند.
- هیچ کس جای دیگری را پر نمی‌کند و جلو نمی‌افتد و مسئولیت نمی‌پذیرد.

ویژگی غازها:
- هر غاز مسیر پرواز دسته جمعی گروه را می‌داند.
- رهبری و جلودار بودن نوبتی است.
- هر غاز، زمان در نوک پرواز قرار گرفتن و هدایت گروه را خود انتخاب می‌کند.
- همه غازها تمایل به پذیریش مسئولیت جلودار بودن را دارند.
- غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند.
- بررسی‌ها نشان می‌دهد که غازها در پرواز گروهی، 70 درصد بیشتر از مسافتی را که انفرادی می‌توانند طی کنند، می‌پیمایند.

بلاسکو می‌گوید وقتی از مطالعه زندگی هماهنگ و گروهی غازها آگاه شدم، به شرکت خود برگشتم و به همه همکارانم دستور پرواز دادم و از آن‌ها خواستم از امروز غازهایی باشند که هم خود از پروازشان لذت ببرند و هم من سازمان کمال‌یافته‌تری را اداره کنم. آری من به آن‌ها اختیار و آزادی پرواز دادم و گفتم بوفالوهای من پرواز کنید. غافل از این که بوفالوها نمی‌توانند پرواز کنند. به خود گفتم: بلاسکو! سازمان تو، یک سازمان بوفالویی است. مگر خود تو این طور نخواستی که همکارانی پیرو و بی چون و چرا داشته باشی؟ پس اگر غیر از این می‌خواهی، خود تو اول باید تغییر کنی و در این جا بود که دریافتم دیدگاه من مدیر هم باید تغییر کند. من باید بوفالوها را تبدیل به غاز کنم، طبیعت آن‌ها را تغییر بدهم، با آموزش، پرورش، رشد، ایجاد انگیزش، روحیه، اختیار، مسئولیت،‌ اعتماد، صداقت و ...

(نقل از کتاب نقش دل در مدیریت، نوشته مجتبی کاشانی)

.......................................
خاطره: پلورالیسم
خرداد 90: درهم‌نوشتی از خودم

   + سعید ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٤
    پيامهاي ديگران ()

سود سوزآور یا سوز سودآور

یکی از ملاک‌های کوتاه‌مدت موفقیت مدیران در سازمان‌های صنعتی و اقتصادی، سودآوری است و به ویژه در کشور ما به خاطر نبود نگرش بلندمدت، مدیران بر حسب سودآوری ارزیابی می‌شوند؛ اما مطالعه سازمان‌های موفق و مدیران برنده دنیا نشان می‌دهد که آنان شیوه دیگری یعنی "سوز سودآور" را برای کامیابی خود برگزیده‌اند.
"سوز سودآور" یعنی سرمایه‌گذاری بر روی اموری که ثمره آن در بلندمدت به بار خواهد نشست، یعنی آموزش انسان، یعنی تأکید همزمان بر قلب و مغز و انگیزه و اندیشه انسان، یعنی توسعه انسان. "سوز سودآور" یعنی تأکید بر کیفیت بجای کمیت، جلوگیری از دوباره‌کاری‌ها و اتلاف امکانات و انرژی‌ها...
مدیران برنده، مدیرانی هستند که به جای تأکید بر "سود سوزآور" در پی راه و روش مدیریتی نوین مبتنی بر "سوز سودآور" هستند. مدیرانی که راهبرند، می‌پرورند و در اندیشه قهرمان شدن همکارانشان هستند و قهرمانی خود را در قهرمانی آنان می‌جویند.

(نقل از سمینار مدیران فیلسوف و سازمان‌های موفق/مهندس کاشانی)


++++++++++++++
پی‌نوشت: شما فکر می‌کنید "سود سوزآور" چه باشد؟ همان سدیم هیدروکسید یا چیز دیگر؟!

   + سعید ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
    پيامهاي ديگران ()

هنر کار کردن از راه دیگران

در یکی از کلاس‌های آموزشی، مدیریت را این گونه برای ما تعریف کردند: "مدیریت یعنی هنر کار کردن به وسیله دیگران" همچنین در این کلاس‌ها گفته شد که نیروهای یک سازمان سه دسته‌اند: 1) مدیران، 2) سرپرستان و 3) کارکنان.
یک مدیر باید برای سازمان خود هدف‌گذاری کند، برای رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی کند، آن هم نه برنامه‌ریزی روزانه یا ماهانه، بلکه سالانه. برای اجرای برنامه‌هایش، همه ابزار و امکانات را به کار ببرد، سرپرستان و کارکنان زیردست خود را رهبری کند و مسیر رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی‌شده را پایش کند. به عبارت بهتر، یک مدیر مانند مربی یک تیم ورزشی است که باید دارای تاکتیک باشد و سرپرستان و کارکنانی را به کار گیرد که آموزش‌دیده و از مهارت و تکنیک بالایی بهره‌مند باشند و البته، مهارتشان در خدمت سازمان باشد.
مدیرانی که تاکتیک ندارند و در اداره امور سازمان خود به وسیله دیگران بی‌هنرند، خود و سازمانشان را به باد فنا خواهند داد. چرا که پس از مدتی ناچارند خودشان به جای دیگران کار کنند و کم‌کاری دیگران را جبران کنند، بنابراین به تدریج و بدون این که خودشان بدانند دچار روزمرگی و یکنواختی می‌شوند و از کار اصلی‌شان -که همانا هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، به کار گیری، پایش و رهبری است- باز می‌مانند؛ این گونه مدیران همیشه سرشان شلوغ است، ارباب رجوع زیاد دارند، وقت آزاد ندارند، تلفنشان همیشه زنگ می‌خورد و وقت آینده‌نگری ندارند.

   + سعید ; ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۳
    پيامهاي ديگران ()

این‌جا ایران است.

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيامهاي ديگران ()

شکنجه خاموش

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

بینش تصمیم‌گیری

گروهی از بچه‌ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول بازی کردن بودند. یکی از ریل‌ها سالم بود و دیگری از کار افتاده. تنها یکی از بچه‌ها روی ریل از کار افتاده شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی‌‌ همان ریل خوابش برد. سه بچه دیگر هم پس از کمی بازی، روی ریل سالم خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزن‌بان می‌بایست تصمیم درستی بگیرد. سوزن‌بان می‌تواند مسیر قطار را تغییر دهد و آن را به سمت ریل خراب هدایت کند و از این طریق جان سه فرزند را نجات دهد و یک کودک، قربانی این تصمیم گردد و یا مسیر قطار را تغییر ندهد و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

اگر شما به جای سوزن‌بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه تصمیمی می‌گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات سه کودک انتخاب کنند و یک کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از دید اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم درستی به نظر برسد اما از نگاه مدیریتی چطور؟
در این تصمیم، آن یک کودک دانا به خاطر دوستان نادان خود (سه کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر خطرناک بازی کنند، قربانی می‌شود. این پدیده هر روز در اطراف ما رخ می‌دهد: اقلیت، قربانی اکثریت نادان می‌شوند.
کودکی که با انتخاب دیگران برای مسیر بازی موافق نبود، طرد شد و در آخر هم او قربانی شد و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی‌کرد که مرگش این گونه رقم بخورد. اگرچه هر چهار کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک، قربانی تصمیم اشتباه سه کودک دیگر شد. اما با تصمیم شتابزده سوزن‌بان نه تنها آن کودک بی‌گناه و دانا جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران نیز به خطر افتاد زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن سه کودک احمق نبود. 
 
مسافران قطار را می‌توان به عنوان همه کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را‌‌ همان کودکانی در نظر گرفت که می‌توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند. گاهی ترجیح منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته‌اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این،‌‌ همان قربانی کردن صد‌ها نفر برای نجات چند نفر است..

   + سعید ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

نخود هر آش

بر پایه بررسی‌های ‌مجمع جهانی اقتصاد، ایران در شاخص وابستگی به مدیریت حرفه‌ای در میان 139 کشور جهان در رتبه 121 جای دارد. در این رتبه‌بندی به این سوال پاسخ داده می‌شود که در هر یک از کشورهای جهان سمت‌های بالای مدیریتی به چه کسانی واگذار شده‌اند و آیا اعطای آن‌ها بر پایه شایسته‌سالاری بوده است یا صرفا به دلیل وابستگی‌های خانوادگی؟‌
در این رتبه‌بندی سوئد بهترین عملکرد را داشته و اول شده است. به این معنا که در سوئد بیشترین وابستگی به مدیریت حرفه‌ای نسبت به کشورهای دیگر وجود دارد. نروژ و نیوزیلند نیز در رتبه‌های دوم و سوم جای گرفته‌اند. همچنین کشورهای فنلاند، کانادا، هلند، بریتانیا، استرالیا، سنگاپور و سوئیس نیز رده‌های چهارم تا دهم را کسب کرده‌اند.
در پایین این رده‌بندی نیز نام کشورهایی همچون لیبی، چاد، موریتانی، برونئی، بولیوی، پاراگوئه، سوریه، آنگولا، مالی و تاجیکستان به چشم می‌خورد. در این رده‌بندی ایران بالاتر از کشورهایی مانند اوکراین، نیکاراگوئه، جمهوری قرقیزستان، مغولستان، بوسنی، اکوادور، صربستان و اکوادور قرار گرفته است. در بین کشورهای خاورمیانه، ایران فقط بالاتر از سوریه قرار دارد و کشورهای قطر و امارات متحده عربی در صدر این شاخص هستند.

منبع: دنیای اقتصاد 

   + سعید ; ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

مدیریت از دیدگاه امام علی

از آن جایی که به دلیل شرایط کاری و مواجهه همیشگی با موقعیت‌ها، آدم‌ها، تماس‌ها و تجربه‌های تازه، خودم را به شدت به یادگیری دانش مدیریت نیازمند می‌دانم و به این نتیجه رسیده‌ام که برای پیشرفت کاری، بهبود روابط و به عبارت بهتر، بقا در محیط بی‌رحم و نامرد صنعت به دانشی غیر از آن چه در وادی شیمی آموخته‌ام، نیاز دارم هر از گاهی برخی جمله‌های کوتاه مدیریتی را بارگذاری می‌کنم تا شاید در محیط کار کمتر غصه حرف‌های گفته یا ناگفته و کارهای کرده یا ناکرده را بخورم.
در یکی از سایت‌ها آمده بود: برای یک مدیر لایق می‌توان با توجه به نامه امام به مالک اشتر ویژگی‌های زیر را بیان کرد:

الف) ویژگی‌های مناسب
1) مدیر خود را بنده خدا بداند، خداترس و پرهیزکار باشد.
2) مدیر باید نفس خو را از شهوات و خواهش‌های نفسانی تزکیه کند.
3) مدیر با دل، دست و زبان یاری‌گر دین خدا باشد.
4) مدیر باید با مردم، مهربان، خوش‌رفتار و نیکو باشد.
5) مدیر باید عادل و میانه‌رو در حق باشد و منافع عوام را بر منافع خواص ترجیح دهد.
6) مدیر باید بین نیکوکار و بدکار تفاوت بگذارد و با راستگویان همنشین باشد.
7) مدیر باید پند پذیر، راست‌گفتار، درست‌کردار، بردبار و در برابر زورگویان سختگیر باشد.
8) مدیر باید بر کار کارگزاران نظارت دقیق داشته باشد.
9) مدیر باید در گزینش و به کار گماری کارگزاران بر اساس تجربه و آزمون عمل نماید.
10) مدیر باید در امور بازرسی داشته باشد و برای بازرسی افراد درست بگمارد.
11) مدیر باید برنامه‌ریزی داشته باشد و کار امروز را به فردا نیندازد.
12) مدیر باید وفای به عهد داشته باشد.

ب) ویژگی‌های نامناسب
1) مدیر باید از کبر، خودپسندی و برابر دانستن خود با خدا بپرهیزد.
2) مدیر باید در رفتار با مردم از ستمگری و درنده‌خویی بپرهیزد.
3) مدیر باید از همنشینی با کسانی که به گفتن زشتی‌های مردم پافشاری می‌کنند، بپرهیزد.
4) مدیر باید از افراد بخیل، ترسو و حریص بپرهیزد.
5) مدیر باید از افراد چاپلوس و کسانی که در گناه اشرار و ستمگران شریک بوده‌اند، بپرهیزد.
6) مدیر باید از شکستن سنت‌های حسنه بزرگان و پیشینیان بپرهیزد.
7) مدیر باید از جنگ‌طلبی، خونریزی و بی‌عدالتی پرهیز نماید.
8) مدیر باید از خودپسندی، منت گذاشتن و بزرگ‌نمایی کارهای کوچک پرهیز نماید.
9) مدیر باید از عجله و شتاب‌زدگی پرهیز نماید.
10) مدیر باید بر زبان خود مسلط باشد و هنگام خشم تصمیم‌گیری نکند.
11) مدیر باید در عزل و نصب کارگزاران از آزمایش و خطا بپرهیزد.

   + سعید ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

مدیر موفق

مدیر موفق کسی است که دارای ده روش باشد:

از کارکنان صادقانه تمجید و تحسین کند.
به گونه‌ای غیر مستقیم به اشتباه همکاران رسیدگی کند.
پیش از انتقاد از دیگران، به اشتباهات خود پی ببرد.
به جای دستور دادن مستقیم، سوال کند.
آبروی کارکنان را نریزد.
از جزئی‌ترین پیشرفت کارکنان تعریف کند.
به کارکنانش اعتبار و آبرو بدهد.
اصلاح تقصیرها را به گونه‌ای ساده انجام دهد.
کاری کند که کارکنانش با اشتیاق به حرف‌های او گوش دهند.
پیوسته کارکنان را با یک نگاه محبت‌آمیز بنگرد.

   + سعید ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

ما و دیگران

A Great JAPANESE Proverb:
If one can do it, U too can do it,
If none can do it, U must do it.


Its IRANIAN Version:
If one can do it, let him do it.
If none can do it, why waste our time on it !

   + سعید ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

Always look for simple solutions

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که وسایل آرایشی تولید می‌کرد، یک مورد به یادماندنی اتفاق افتاد؛‌ شکایتی از سوی یکی مشتریان به شرکت رسید. او گفته بود که پس از خرید یک بسته صابون متوجه شد که قوطی آن خالی است.
بلافاصله با پیگیری‌های مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی و دستور داده شد که خط بسته‌بندی اصلاح گردد و واحد فنی و مهندسی نیز تدابیر لازم را برای پیش‌گیری از تکرار چنین مساله‌ای به کار ببرد. مهندسان نیز دست به کار شدند و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند:
پایش (مونیتورینگ) خط بسته‌بندی با اشعه ایکس
خیلی زود سیستم پایش خریداری شد و با تلاش شبانه‌روزی مهندسان،‌ دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهای با رزولوشن بالا نصب شدند و خط مزبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز برای کنترل همیشگی پشت آن دستگاه‌ها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطی‌های خالی جلوگیری کنند.

جالب توجه این که درست هم‌زمان با این ماجرا، مشکلی مشابه در یکی از کارگاه‌های کوچک تولیدی پیش آمده بود. اما در آن‌جا یک کارمند معمولی و غیرکارشناس آن‌را به شیوه‌ای بسیار ساده‌تر و کم‌خرج‌تر حل کرد:
نصب یک دستگاه پنکه در مسیر خط  بسته‌بندی تا قوطی خالی را باد بیندازد!

   + سعید ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

برخورد با شخصیت های دشوار در محیط کار

اشاره: در محیط کار خود گاهی با شخصیتهایی برخورد می‌کنیم که همکاری نمی‌کنند، زودرنج و حساس هستند، حالت تدافعی می‌گیرند، حالت خصمانه دارند یا حتا رفتاری غیردوستانه از خود نشان می‌دهند. به این نوع شخصیتها، شخصیتهای «دشوار» یا «مشکل‌ساز» گفته می‌شود.
شخصیتهای دشوار، از جمله کسانی هستند که با آنها در محیط کار، روبرو می‌شویم و با آنها زندگی می‌کنیم؛ بنا بر این نحوه برخورد با این گونه شخصیتها، می‌تواند ما را از فشارهای روانی پدیدآمده در محیط کار برهاند و به عنوان عضو کارآمد و اثربخش سازمان معرفی نماید.

برخی از شخصیتهای دشوار
شخصیتهای همه‌چیزدان: کسانی هستند که می‌پندارند در همه زمینه‌ها، متخصص هستند و تلاش می‌کنند درباره هر موضوعی ابراز عقیده کنند. اما هنگامی که اشتباه می‌کنند، اشتباه خود را قبول ندارند، حالت تدافعی به خود می‌گیرند و بر اشتباه خود پافشاری می‌کنند.
شخصیتهای منفعل: شخصیتهای منفعل، چهره‌ای سرد و بی‌احساس دارند، به دیگران با بی‌تفاوتی نگاه می‌کنند و نگاههای خیره دارند. از مناقشه یا چالش خودداری می‌کنند.
شخصیتهای مستبد: شخصیتهای مستبد قلدری می‌کنند، حتا اگر لازم باشد با چرب‌زبانی دیگران را وادر به کارهایی می‌کنند که ممکن است در نهایت به سود آنان تمام شود. شخصیتهای مستبد به سادگی به دیگران توهین می‌کنند و بی‌رحمانه از دیگران انتقاد می‌کنند.
شخصیتهای بله‌گو: شخصیتهای بله‌گو، در برابر هر درخواستی، پاسخ بله می‌دهند و با هر پیشنهادی موافقند. این افراد قول انجام هر کاری را می‌دهند اما به ندرت به قولی که داده‌اند، عمل می‌کنند.
شخصیتهای نه‌گو: در برابر شخصیت بله‌گو، شخصیت نه‌گو می‌باشد که در برابر هر درخواستی پاسخ نه می‌دهند. آنها منفی‌باف و بدبین هستند و کمتر از خود انعطاف نشان می‌دهند؛ وجود این شخصیت در هر جایی، از پیشرفت کارها جلوگیری می‌کند.
شخصیتهای شاکی: از زمین و زمان شکایت می‌کنند ولی برای تغییر، کاری نمی‌کنند. شخصیتهای شاکی همیشه منفی‌گرا هستند و عیب‌جویی می‌کنند و با این کار، دیگران را از خود می‌رنجانند.
شخصیتهای حسود: تاب رشد و پیشرفت هیچ کسی را ندارند و اگر پی ببرند یکی از دوستان یا همکاران آنها به جایی رسیده است، مستقیم یا غیرمستقیم می‌کوشند وی را نزد دیگران تحقیر نمایند. این افراد تلاش می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که هرگز کسی متوجه حسد و گاه کینه‌ورزی آنان نشود.

چند پیشنهاد برای برخورد با شخصیتهای دشوار را در ادامه بخوانید.

ادامه
   + سعید ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

18 نکته براى افزایش کارآیى

1. مدیریت یعنى این که بتوانید افراد عادى را هدایت کنید تا کارهاى فوق‏العاده انجام دهند.
2. کارتان را زود شروع کنید و بیشتر تلاش کنید.
3. نقاط قوت خود را بشناسید و بر آن حوزه‏هایى تمرکز داشته باشید که بتوانید در آنها کار عمده‏اى انجام دهید.
4. کار را ساده کنید و همواره به دنبال راه‏هاى سریع‏تر، بهتر و آسان‏ترى براى انجام کارها باشید.
5. شفافیت، کلید مدیریت کارآمد است.
6. انعطاف‏پذیرى هنگام تحولات بزرگ، یکى از نشانه‏هاى مدیریت موفق است.
7. توانایى شما در گرفتن تصمیمهای خوب، موفقیت شما را بیش از هر عامل دیگرى تأمین مى‏کند.
8. فرضیه غلط، ریشه هر شکستى است.
9. اگر شما همیشه همان کارى را انجام دهید که همیشه انجام مى‏دادید، همیشه همان چیزى را به دست خواهید آورد که همواره به دست مى‏آوردید.
10. صداقت، ارزشمندترین و شایسته‏ترین ویژگی یک مدیر است؛ همیشه به قول خود وفادار باقى بمانید.
11. مدیران بزرگ، هرگز به شرایط موجود قانع نمى‏شوند؛ بلکه همواره به دنبال شرایط بهتر هستند.
12. جرأت پیشروى داشته باشید؛ در مدیریت، شجاعت نشانه بزرگى است.
13. هر سال در باره بازسازى عملکرد خود و کارتان فکر کنید.
14. اگر کسى ایده‏هاى جدیدتر و بهترى ارائه کرد، ایده‏هاى کهنه را کنار بگذارید.
15. قدرتمندترین و قابل پیش‏بینى‏ترین عامل انسان‏ساز، تشویق و قدردانى است.
16. بهترین مدیران، به زیردستان و کارمندان خود توجه و رسیدگى مى‏کنند.
17. مدیریت، نوعى بازى روحى است؛ هر چه بهتر فکر کنید، نتایج بهترى مى‏گیرید.
18. بیشتر تصمیمهای سریع غلط از آب در مى‏آیند؛ براى تصمیم‏گیرى، وقت بگذارید.

   + سعید ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش هفتم)

* هنگام به کارگیری نیروی جدید، مطمئن شوید تنبل نیست، زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بیشتر می‌کنند. (البته جناب بیل گیتس عقیده دیگری دارد، وی می‌گوید: من همیشه آدم‌های تنبل را برای کارهای سخت برمی‌گزینم. چون آن‌ها آسان‌ترین راه را برای انجامش پیدا می‌کنند.)
* هنگام دست دادن، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.
* وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم‌گیری نکنید.
* همیشه وقت‌شناس باشید. برای حضور به موقع، می‌توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.
* هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، چون انگیزه آنها برای تلاش از بین می‌رود.
* سعی کنید در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. شاید با ایده‌های درخشانی روبه‌رو شوید.
* به کارمندان کوشا و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفیدند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.
* هیچ‌گاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببیند.
* به شایعات بی‌پایه بی‌توجه باشید و در باره زیردستان از روی دهن‌بینی پیش‌داوری نکنید.
* خشکی جلسات طولانی را با شوخ‌طبعی قابل تحمل کنید.
* از سرزنش دیگران در جمع خودداری کنید.
* به همه سطوح سازمان حتا خدمه و نامه‌رسانها نیز احترام بگذارید.
* از منشی خود بخواهید روز تولد کارمندان، کارت تبریکی را که توسط شما امضا شده است، برایشان بفرستد.
* هنگام امضا کردن نامه‌‌ها آنها را به دقت بخوانید و زمانی که حوصله و تمرکز ندارید از امضا کردن آنها خودداری کنید.
* خوش‌‌تپپ و خوش‌بیان باشید و در جمع بااشتیاق حاضر شوید.
*با قدردانی به موقع از کارمندان، توان کاری و خلاقیت آنان را افزایش دهید.
* هنگام حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنید و همیشه متبسم باشید.
* هرگز برای پیشبرد اهداف کاری خود، دیگران را با وعده‌های بی‌اساس فریب ندهید.
* نام کارمندان را به خاطر بسپارید و هنگام گفتگو با آنان، نامشان را به زبان بیاورید.
* همواره به یاد داشته باشید به کار بردن جمله‌های مؤدبانه از اقتدار شما نمی‌کاهد.
* اشتباه زیردستان را بیش از حد لازم به آنها گوشزد نکنید.
* امین و رازدار باشید.
* روی اشتباههای خود پافشاری نکنید و بی‌تعصب خطاهای خود را بپذیرید.
* با عبارتهای کنایه‌آمیز و نیشدار به دیگران درس عبرت ندهید.
* با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنید و برای صرفه‌جویی در زمان، سخن آنان را قطع نکنید.
* روش محاسبات مالی را یاد بگیرید تا بتوانید گزارشهای مالی سازمان را تجزیه و تحلیل کنید.
*در جلسات به ساعت خود نگاه نکنید.
* به پوشش و لباس خود توجه کنید.
* تا درستی یا نادرستی مساله‌ای روشن نشده است، کسی را بارخواست نکنید.
* معاشران چاپلوس خود را جدی نگیرید.
* نکات جالب و پندآموز کتابهایی که می‌خوانید را در دفتری یادداشت کنید تا در موارد مناسب آنها را به کار ببرید.
* انعطاف‌پذیر باشید.
* بدون توهین به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنید.
* نسبت به قول خود پایبند باشید.
* در بحرانها بر خود مسلط باشید و نگذارید زیردستان از نگرانی شما آگاه شوند.
* برای حرف زدن زیباترین و خوش‌آهنگترین واژه‌ها را برگزینید.
* ریسک‌‌پذیر باشید.
* نحوه استفاده از نرم‌افزارهای مربوط به کار خود را بیاموزید.
* برای ثبت ایده‌های درخشانی که ناگهان به ذهن می‌رسند، همیشه یک قلم و کاغذ به همراه داشته باشید.
* کتابخانه سازمان را به روز کنید و فهرست کتابهایی که اضافه می‌شوند را در اختیار کارمندان بگذارید.

........................................................
همه نکته‌های مدیریتی را در این جا ببینید.

   + سعید ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

نانوفناوری

1) در کتاب جیبی "مدیریت ارتباط با مدیران بالادست" به برخی از بایدها و نبایدها برای در خواست حقوق بیشتر اشاره شده است. از جمله این که نگویید: من خیلی سخت کار کردم، زمان زیادی این جا بودم، فلانی پول بیشتری می‌گیرد پس من نیز باید حقوق بیشتری بگیرم. از دوستی در سازمان دیگر نقل قول نکنید و هرگز از مشکلات خودتان ابراز درماندگی نکنید. همچنین تهدید نکنید، درخواست غیرمنطقی نداشته باشید و احساساتی نشوید.
ولی اگر در موارد زیر نقشی ایفا کردید آن را بیان کنید:
بیشتر شدن مسئولیتهای شما.
صرفه‌جویی در هزینه‌های سازمان
دست‌یابی به تواناییها و مهارتهای نوین
افزایش مشارکت شما.
پا فراتر گذاشتن از اهداف و برنامه‌ها.

2) صفحه نانوفناوری راه‌اندازی شد. شاید یک سالی می‌شود که قولش را داده بودم. آشنایی با نانوفناوری و کاربردهای گسترده آن از جمله مطالب این صفحه هستند. به تدریج مطالب بیشتری با محوریت نانو غذاها یا کاربرد نانوفناوری در صنایع غذایی بارگذاری می‌کنم.

3) چند روزی می‌شود که موضوع زلزله و رابطه آن با گناه ذهنم را مشغول کرده است.
زمین شناسان می‌گویند زلزله هنگامی رخ می‌دهد که انرژی جمع‌شده در اثر حرکت دو صفحه خشکی نسبت به هم، به یک باره آزاد شود و زمین دچار تکانهای شدید شود.
عالمان دینی با استناد به قرآن می‌گویند که زلزله هنگامی رخ می‌دهد که در بین مردمان گناه فوران کرده باشد. آن وقت است که خدا با زلزله سزایشان را می‌دهد.
هر چه سعی می‌کنم این دو دیدگاه را باهم جمع کنم نمی‌شود؛ اگر حرف دانشمندان درست باشد و بشر بتواند با به‌سازی خانه‌ها از آمار کشته‌ها بکاهد، یعنی که خدا کم آورده و مغلوب بشر شده است. اگر حرف دین‌داران درست باشد، پس دیگر نباید به فکر به‌سازی خانه‌ها و آماده‌باش برای زلزه باشیم!
شما بگویید: چگونه می‌توان این دو را با هم جمع کرد؟

   + سعید ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

داستانک مدیریتی

برای تعیین رئیس، اعضای بدن گرد آمدند. مغز بگفت که مراست این مقام که همه دستورات از من است‎. سلسله اعصاب، شایستگی ریاست از آن خود خواند‎ که منم پیام‌رسان به شما، که بی من پیامی نیاید‎. ریه بانگ بر آورد‎: هوا که رساند؟ من! بی‌هوا دمی نمانید، پس ریاست مراست‎. و هر عضوی به نحوی مدعی‎ تا به آخر؛ که آخرین نقطه تحتانی دعوی ریاست کرد.‎ اعضا بنای خنده و تمسخر نهادند و ماتحت برفت و شش روز بسته ماند‎. اختلال در کار اعضا پدیدار گشت‎. روز هفتم، زین انسداد جانها به لب رسید و ماتحت با اتفاق آرا به ریاست رسید‎.

نتیجه: هر چیزی در جای خودش مهم است. خودتان را دست کم نگیرید!

   + سعید ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()

همیشه + باشید!

ندو آقا، ندو، ندو کیانی!
ولش کن...
ندو می‌گم!
ندو...
زمانی! زمـــــانی ندو...
کلاس دوم! نرو این‌جا...
چه خبره کلاس دوم؟!
ندو بچه،
ندو آقا،
ندو می‌گم، کلاس اول؟!
با شما هستم!
ندو کلاس اول، آمادگی،
فربد؟! ... ندو
ارسطو! این کارها چیه می‌کنی؟
ندو بچه، ندو ...
(با صدای آرام) فربد! ندو...
آقا بیا برو کلاست مینم...
آروم بر کلاست،
آروم بیا برو کلاست.
ندو...
بیا برو کلاست...
برو کلاست این جا وای نسو!
...

آن چه که خواندید صدای مدیر دبستان رو به روی خانه‌مان در یک زنگ تفریح 3 دقیقه‌ای بود که به لطف بلندگوی مدرسه ما هم ‌شنیدیم: ندو، نکن، نرو، نه‌ایست...
در کتابهای روان‌شناسی پرورشی آمده است: ذهن انسان نمی‌تواند در جهت عکس یک اندیشه رفتار کند؛ وقتی یک مادر بر سر کودک خود داد می‌زند زمین نخوری، او را به زحمت انداخته، یا وقتی می‌گویید گلدان عتیقه مادربزرگ را نشکنی، با این حرف، به پیش‌باز حادثه رفته‌است!
یا اگر دقت کرده باشید، می‌بینید که همه تابلوهای راهنمایی رانندگی این طوری‌اند: بین خطوط برانید، یا از سرعت خود بکاهید. نه این که: روی خطوط رانندگی نکنید یا تند نرانید!
مربیانی که از دست بچه‌های بازیگوش خود درمانده شده‌اند، با به کار گیری زبانی که تصاویر نتایج دلخواه را در ذهن ترسیم می‌کند، می‌توانند وضعیت بهتر و آسوده‌تری برای خود پدید آورند. پس به جای "ندو" می‌توان گفت: "لطفا آرام باش" یا "مراقب باش" ...
این اختلاف ممکن است جزئی باشد، اما مهم است. اختلافی که از نگاه مدیر بد اخلاق این دبستان دور مانده است.
همیشه مثبت‌اندیش، مثبت‌بین و مثبت‌گو باشید.

   + سعید ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

تاثیر رنگها در افزایش کارایی سازمان

رنگ آبی: برای سازمانها و اداره‌های مبتنی بر فعالیتهای فکری، یا سالن جلسات و اتاق فکر.

رنگ قرمز: برای سازمانهای مبتنی بر فعالیتهای جسمی؛ البته چون قرمز رنگ معترض است در مجموعه‌های سیاسی نیز از آن استقبال می‌شود. در ارگونومی، رنگ هشدار است و باید به یاد داشته باشید که استفاده نامناسب از آن به ویژه به صورت تک‌رنگ و با شدت بالا، نگرانی در محل کار را افزایش می‌دهد. ترکیب ترام‌های تیره این رنگ در کنار رنگهای سنگین مانند قهوه‌ای و سیاه برای شرکتهای صنعتی مناسب است.

رنگ زرد: برای محیطهای پویایی که قصد دارند جوانی و تحرک را نشان دهند؛ برای سازمانهای برون‌گرا، تجاری و فعالیتهای مبتنی بر خدمات به مشتری مناسب است. از ترکیب آن با رنگهای تیره باید خودداری کرد چرا که حس ناامیدکننده‌ای می‌دهد.

رنگ سبز: رنگ نشاط، جوانی و نماد محیط زیست؛ برای فعالیت سازمانهای فرهنگی مناسب است.

رنگهای سیاه و سفید یا خنثا هم بیشتر مفهوم‌بخش رنگهای دیگر هستند خواه با ترکیب و یا همنشینی.

   + سعید ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

10 اشتباه مدیران

1- وقتی کارکنان خوب کار می‌کنند، توجه نمی‌کنند ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و حتا تنبیه می‌کنند.
2- مدیران ناکارآمد، واقعیتها را برای کارکنان بازگو نمی‌کنند. آنها در حالی که اخبار خوشایند را بزک می‌کنند و به شکل بزرگنمایی‌شده به کارکنان خود نشان می‌دهند، سعی می‌کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.
3- عملکرد افراد را براساس عملکرد انفرادی آنان ارزیابی می‌کنند، ولی فرهنگ همکاری و هم‌افزایی را بی‌ارزش می‌دانند.
4- با افراد با کارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می‌کنند. این برخورد، کارکنانی با موقعیت اول را همیشه در حال تمسخر و پوزخند و کارکنان با موقعیت دوم را بی‌انگیزه می‌کند.
5- با اجرای سیاست جدایی ‌بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می‌ز‌نند.
6- کارهای کوچک را به آدمهای بزرگ و کارهای بزرگ را به آدمهای نالایق می‌سپارند.
7- با دیکته کردن قدم به قدم فعالیتها، ابتکار عمل و نوآوری را از کارکنانشان می‌گیرند.
8- با بی‌مدارایی و نپذیرفتن انتقادها با روی باز، از شجاعت و جسارت کارکنان در بیان عقاید جلوگیری می‌کنند.
9- به دلیل نشناختن فرصتها و تهدیدها،‌ از انجام به موقع و حرکتهای همراه با ریسک ناتوانند.
10- چون برنامه چشم‌انداز ندارند سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می‌شوند.

   + سعید ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

5 اس

این روزها، کارخانه ما در حال اجرا و پیاده‌سازی سیستم 5 اس است. در جزوه‌های آموزشی که برای‌مان چاپ کرده‌اند، آمده است: محیط کار شلوغ، کارکنان را عصبی و آشفته و از بازدهی آنها کم می‌کند؛ هدف نهایی پنج‌اس پیشگیری از اتلاف است و با اجرای آن بهره‌وری، کارایی و سوددهی سازمان افزایش می‌یابد. عبارت پنج‌اس (five S) بر اساس حروف ابتدای پنج کلمه ژاپنی انتخاب شده است که به فارسی عبارتند از: (ای کاش معادلهای فارسی آنها هم با حرف سین شروع می‌شدند.)
1) ساماندهی: عبارت است از شناسایی اقلام لازم، جداسازی آنها از غیرلازمها و سامان دادن به اقلام لازم.
2) نظم و ترتیب: عبارت است از گذاشتن اشیا در مکانهای مناسب و مرتب به نحوی که بتوان آنها را به بهترین وجه به کار گرفت و بدون جستجوهای بیهوده، اشیای مورد نیاز را پیدا کرد و به کار گرفت.
3) پاکیزه سازی: عبارت است از دور ریختن زواید و پاکیزه کردن اشیا از آلودگیها.
4) استانداردسازی: عبارت است از کنترل و اصلاح همیشگی ساماندهی، ترتیب و پاکیزگی.
5) انضباط (فرهنگ سازی): عبارت است از آموزش عادات و تواناییها برای انجام درست یک کار خاص.

( جالب این جاست که در تمام این جزوه‌های آموزشی، انضباط را به اشتباه انظباط نوشته‌ بودند و وقتی علت این غلط املایی را از تایپیست جزوه‌ها جویا شدم، گفت که مدیر کارخانه پس از دیدن پیش‌نویس این جزوه‌ها کلی به ما خندید که چرا انظباط را نوشته‌اید انضباط؟!
در دست‌نوشته‌ای که مدتی پیش از یکی دیگر از مدیران دیده بودم، مقرون به صرفه را نوشته بود مرقون به صرفه، و یکی دیگر از مدیران هم به جای این که بنویسد "زیردستان‌تان را توجیه کنید" نوشته بود توجیح کنید! )

   + سعید ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

دو چهره مدیریت

هر مدیری می‌تواند دو چهره داشته باشد:
۱) چهره پنهان
۲) چهره آشکار
برخی از مدیران چهره پنهان کارشان بیشتر از چهره آشکار آنان است و به همین دلیل، آن چه در ذهنشان می‌گذرد با آن چه در دلشان وجود دارد، متفاوت است و رفتارهایشان هم رفتارهای سالم نیستند. ثبات در شخصیت ندارند و توجه‌شان در جلب رضایت آنانی است که موجب تحکیم قدرتشان می‌شوند. مدیریت آنان در سایه است و حرکتهایشان نیز خام و شتاب‌زده است. برای این گونه افراد، هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای تخریب کسانی که کینه آنان را در دل دارند، به هر کاری دست می‌زنند. مدیریت آنان تابع علوم شناخته‌شده مدیریتی نیست و گاهی مدیریت تعاونی دارند و گاهی هم مدیریت پادگانی!
از دیگر ویژگیهای این گونه افراد این است که در مچموعه مدیریتی خود توجه آنان به حاشیه‌ها خیلی بیشتر است و دارای انسجام فکری نمی‌باشند. مشورتهای پنهانی و توجه به افراد بیرون از نظام مدیریتی در آنان بیشتر است. این مدیران پیش از مدیریت و مسئولیت دارای یک شخصیت دیگری بوده اند که با پذیرش مسئولیت رنگ عوض نموده و چهره جدیدی برای خود بر می‌گزینند. برای به دست گرفتن مسئولیت از هر شیوه سالم و ناسالمی استفاده می‌کنند. در انجام کارها نیز تک‌بعدی هستند و توجه و فعالیت آنان در بخشی فوق‌العاده ولی در بخشهای دیگر کم‌رنگ می‌باشد. در توجه به زیر مجموعه‌های خود نیز افراط و تفریط در پیش می‌گیرند.
چهره آشکار:
برخی مدیران رفتارهای شفاف و صادقانه‌شان نمود بیشتری دارند و ظاهر و باطن مدیریتی آنان به هم شبیه است. این گونه افراد به ارزشها بیشتر توجه دارند و قدر زحمت کارکنان خود را می‌دانند و به ویژگیها و شایستگیهای کارکنان زیر مجموعه خود توجه زیادی دارند.
این مدیران رفتارهای منظم و مناسبی با کارکنان خود دارند و ارتباط کلامی و روحی با آنان به عمل می آورند. این مدیران از عاقبت کار خود ترس ندارند و به شایعات توجه نمی‌کنند. از افرادی که دارای ایده، طرح و برنامه هستند حمایت می‌کنند و زمینه مناسب برای فعالیت آنان فراهم می‌آورند.

   + سعید ; ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

مدیریت ایرانی

روزی یک تیم قایق‌رانی در ایران بود. تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقه‌های سالانه به توافق رسیدند. هر تیم شامل هشت نفر بود.
هر دو تیم برای رسیدن به بهترین نتیجه تلاش کرده بودند. در روز مسابقه، در شرایط برابر مسابقه را شروع کردند و تیم ژاپن با اختلاف یک مایل برنده شد.
تیم ایران خیلی بهت‌زده شده بود. مدیریت ارشد تصمیم گرفت برنده مسابقه سال آینده باشد. به همین دلیل یک تیم تحلیل‌گر برای بررسی اوضاع و ارائه راه‌کار مناسب به خدمت گرفت.
تیم تحلیل‌گر پی برد که ژاپنیها هفت پاروزن و یک کاپیتان داشته‌اند، در حالی که تیم ایران یک پاروزن و هفت کاپیتان داشته است.
مدیریت ارشد، تیم مشاوری برای ساختاردهی دوباره تیم ایران به خدمت گرفت. پس از چند ماه مشاوران به این نتیجه رسیدند که ساختار تیم ایران باید تغییر کند.
بر اساس پیشنهاد مشاوران، تیم ایران باید چهار کاپیتان داشته باشد و هر کدام توسط دو مدیر هدایت شوند. در ضمن، به یک مدیر ارشد و یک پاروزن هم نیاز است. همچنین پیشنهاد شد محیط کار پاروزن تغییر کند و به یک محیط رقابتی تبدیل شود.
سال بعد ژاپنیها با اختلاف دو مایل برنده شدند!
تیم ایران بلافاصله پاروزن تیم را به دلیل بی‌کفایتی و عملکرد نامناسب از کار برکنار کرد. اما به مدیریت به خاطر انگیزه‌های زیادی که در فاز آماده‌سازی در تیم ایجاد کرده بود، پاداش لازم پرداخت شد.
تیم مشاور یک تحلیل دیگر ارائه داد که نشان می‌داد: تاکتیک اتخاذشده مناسب بوده، انگیزه لازم داده شده اما ابزار مورد استفاده باید بهبود یابد.
در حال حاضر تیم ایران در حال طراحی یک قایق جدید است.

   + سعید ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

قانون 80- 20

 

در سال 1906 یک اقتصاددان ایتالیایی به نام ویلفردو پارتو هنگام بررسی توزیع ثروت در ایتالیا متوجه  شد که 80 درصد ثروت کشورش در دست 20 درصد افراد است. او 20 درصد با نفوذ و ثروتمند را ”اقلیت مهم“ و بقیه 80 درصد جمعیت جامعه را ”اکثریت کم اهمیت“ نامید.

بسیاری از کارشناسان این پدیده را در امور تخصصی خود بررسی کردند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند. به مثالهای زیر توجه کنید:

80 درصد سود شما مربوط به 20 درصد از محصولات یا خدمات شماست.

80 درصد بیماران دچار 20 درصد بیماریها می‌شوند.

80 درصد انبار شما از 20 درصد لوازم شما پر شده است.

80 درصد تصادفات مربوط به 20 درصد جرایم رانندگی است.

80 درصد شاخص  سهام مربوط به 20 درصد شرکتهاست.

80 درصد مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به 20 درصد کارکنان است.

80 درصد موفقیت شما مربوط به 20 درصد فعالیت شماست.

بنا بر این پیش از شروع هر کاری از خود بپرسید: آیا این کار در زمره بیست درصد مهم  است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟

تنها هوشمندانه کار کردن کافی نیست، بلکه هوشمندانه بر روی چیزهای درست و مهم تمرکز کنیم.

   + سعید ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش ششم)

* از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می‌کند، پرهیز کنید.
* انتقامجو نباشید.
* زمان پیاده‌سازی تصمیم‌گیریها، به اندازه تصمیم‌گیری مهم است.
* در باره چیزی که نمی‌دانید، به کسی اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی‌دانم، هراسی نداشته باشید.
* با واگذاری مسئولیت به کارمندان مستعد و خلاق، زمینه رشد و خلاقیت آنان را فراهم کنید.
* بدون اندیشه و درنگ پاسخ ندهید.
* چیدمان میز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنید که فراموش نکنند در محل کار هستند و نباید بیش از حد با هم گفت‌و‌گو کنند.
* حرفه‌ای‌ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام کنید.
* به مشکلات مالی کارمندان توجه کنید و درخواستهای موجه وام آنان را به تعویق نیندازید.
* همیشه به یاد داشته باشید فروتنی و متانت بر شکوه شما می‌افزاید.
* اگر قاطعیت مدیر با مهربانی همراه باشد، تاثیر شگفت‌انگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به مسئولیت‌پذیری می‌دهد.
* سامانه‌ای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به کارمندان اطمینان دهید در کمال رازداری به پیشنهادها رسیدگی می‌کنید.
* مطمئن شوید حقوق دیگران توسط مسئولان و سرپرستان سازمان رعایت می‌شود.
* در ماه، چند ساعت از یک روز را به بازدید و گفتگوی رودررو با کارمندان اختصاص دهید.
* در همایشهای مربوط به کار خود شرکت کنید.
* در امور خیریه پیشقدم باشید.
* با درایت و زیرکی همیشه در کمین شکار فرصتهای طلایی باشید.
* صبر و حوصله را از مهمترین ارکان موفقیت تلقی کنید.
* مسئولیت‌پذیر باشید.
* برای کسب اطلاع از مطالب جدید علمی، عضو چند پایگاه اینترنتی شوید.
* چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود برگزینید.
* اندیشیدن پیش از پاسخگویی آسانتر از پیدا کردن چاره‌ای برای تغییر آنچه گفته شده است، می‌باشد.
* وقتی می‌خواهید کاری را به کسی واگذار کنید، روشی را برای عنوان کردن آن برگزینید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود.
* علت شکستهای سازمانی را بررسی کنید تا ضمن شناخت راه نادرست، از تکرار آن جلوگیری کنید.
* با بی‌اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان، تلاش آنان را بی‌ارزش نکنید.
* با انجام ورزشهای فکری، ذهن خود را توانمند کنید.
*به هر کس فراخور فعالیت و بازده کاری‌اش پاداش دهید و با پاداشهای مساوی، حرکت افراد شایسته را کند نکنید.
* با به کارگیری مشاوران کارآزموده و متعهد، موقعیت بازار را بررسی کنید تا همیشه یک گام از رقبا جلوتر باشید.
* اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی‌کفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و کوشا تحمیل شود زیرا افراد با درک این بی‌عدالتی انگیزه خود را از دست می‌دهند.
* دانش حرفه‌ای خود را تا حدی بالا ببرید که هنگام لزوم، در برابر همه پرسشهای حرفه‌ای حاضرجواب باشید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش پنجم)

* در انجام کارها روی شیوه‌ای خاص تاکید نکنید. شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.
* توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهکارهای حیاتی آفرید.
* از هر فرصتی برای به کارگیری افراد برجسته استفاده کنید.
* به یاد داشته باشید رعایت استانداردهای محیط کار بر کارایی کارمندان تاثیر می‌گذارد.
* با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه کاری آنها را از بین نبرید.
* از مشورت و نظرخواهی با نیروهای جوان ابایی نداشته باشید.
* با رفتارهای دوگانه، اعتماد زیردستان را از خود سلب نکنید.
* در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشید.
* برای افزایش دانش و بهره‌وری کارمندان، کلاس‌های آموزشی برگزار کنید و از لوازم کمک آموزشی بهره بگیرید.
* دقت کنید که توبیخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهش باشد.
* مامور خریدی که برای سازمان برگزیده‌اید، علاوه بر کاردانی باید مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز باشد و همان‌گونه که به قیمت کالاها توجه دارد، به زیبایی و کیفیت آن‌ها نیز اهمیت ‌دهد.
* هنگام لزوم با قاطعیت نه بگویید.
* سعی کنید با اصول ساده روان‌شناسی آشنا شوید.
* طوری رفتار کنید که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.
* هرگز در حضور کارمندان، پشت سر دیگران بدگویی نکنید.
* رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولان و سرپرستان گوشزد کنید.
* برای آزمودن کارمندانتان، با آزمایش‌های بی‌ارزش و بی‌پایه شخصیت آنان را زیر سوال نبرید.
* با شروع به‌موقع جلسه، وقت‌شناسی را به دیگران بیاموزید.
* برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و هنگام لزوم آنها را به کار ببرید.
* در انجام کارها به سه نکته بیش از همه توجه کنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس!
* انتقادپذیر باشید.
* با بی‌توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی‌ارزش نکنید.
* با وسواس بیهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهید و به یاد داشته باشید زمان برای شما نمی‌ایستد.
* برای حل مشکلات احتمالی، دوراندیش باشید.
* نقش تبلیغات را در سودآوری سازمان نادیده نگیرید.
* خواسته‌های خود را روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید کارمندان به خوبی از جزئیات کاری که به عهده آنهاست، آگاهند.
* از هر کس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشید تا بهترین نتیجه را به دست آورید.
* امور کارمندان را متناسب با توانایی‌های فیزیکی و حرفه‌ای آنان تعیین کنید.
* اگر از موضوعی علمی آگاهی ندارید، یا به توضیحات بیشتری نیاز دارید، بدون هیچ تردیدی بپرسید.
* هنگام بحران، خونسرد باشید و چند راهکار بحران‌زدایی مناسب با فعالیت سازمانی خود را پیش‌بینی و طراحی کنید تا هنگام لزوم آنها را به کار برید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش چهارم)

* اگر می‌خواهید دیگران را رهبری کنید و به مقصد اعلا برسانید، مربی و مرشدی پیدا کنید.
* آدمهای موفق از عمل باز نمی‌ایستند؛ اشتباه می‌کنند اما دست نمی‌کشند.
* مشکلات مانع ما نیستند بلکه معلم ما هستند. در راه رسیدن به موفقیت مشکلات را نردبان پیشرفت خود کنید.
* می‌توانی آن گونه باشی که می‌خواهی و آن گونه که سزاوار هستی.
* شنا کردن در جهت جریان آب، از عهده ماهی مرده هم برمی‌آید.
*برنده‌ها کارهایی را انجام می‌دهند که بازنده‌ها دوست ندارند انجام دهند.
* بزرگترین اشتباه، ترس از اشتباه است.
* تنها پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا می‌شود؛ برای موفقیت بهایش را باید بپردازید.
* ده برابر زمانی که حرف می‌زنید، بخوانید و گوش دهید. به این ترتیب در مسیر آموختن و پیشرفت قرار می‌گیرید.
* حرف حق در انسان تأثیر می‌گذارد حتا اگر با آن مخالفت کند.
* اگر دو خرگوش را دنبال کنید هیچ کدام را نخواهید گرفت.
* وقتی کارهای خود را انجام می‌دهید، دیگران از شما نیرو می‌گیرند.
* داناترین مردم کسی است که شک و گمان هیچ گاه یقین او را از میان نبرد.
* از آجرهایی که به سمتتان پرتاب می‌شود، بنایی محکم بسازید.
* خواندن کتابهای خوب، مکالمه با مردان شرافتمند گذشته است.
* آن جا و آن چه را که هستی، اندیشه‌ها و باورهایت رقم زده‌اند. آنها را تغییر بده تا آن جا و آن چه که هستی را تغییر دهی.
* بدترین عبارتها اینها هستند: نمی‌توانم، نمی‌دانم و نمی‌شود.
* داشتن پشتکار، تفاوت بین شکست و کامیابی است.
* فاصله نداشتن و داشتن فقط یک خواستن است.
* موفقیت آن است که پس از آنکه دیگران وا دادند، تو تسلیم نشوی.
*برای رسیدن به قله کوه پیش از برداشتن هر ابزاری، اول اراده‌ات را در کوله‌ات بگذار.

ادامه دارد.

   + سعید ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

وقت طلاست.

برای فهمیدن ارزش 4 سال، از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
برای فهمیدن ارزش 1 سال از دانش آموز مردودی بپرس.
برای فهمیدن ارزش 9 ماه از مادری که نوزاد مرده به دنیا آورده، بپرس.
برای فهمیدن ارزش 1 ماه از از مادری که نوزاد ناقص به دنیا آورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش 1 ساعت از عشاقی که در انتظار هم هستند بپرس.
برای فهمیدن ارزش 1 دقیقه از مسافری که از هواپیما جامانده بپرس.
برای فهمیدن ارزش 1 ثانیه از بازمانده یک تصادف بپرس.

زندگی خود را بازپس گیر؛ فقط یک ساعت از 24 ساعت روز را وقف خود کن تا 23 ساعت باقی‌مانده تحت فرمان تو باشد.
20دقیقه اول را با بررسی 24 ساعت گذشته شروع کن: تک‌تک کارهایی را که کرده‌ای مرور کن، آنچه را که می‌شد بهتر انجام داد یا تغییر داد یا بایستی به نحوه دیگری انجام می‌شد در دفترت یادداشت کن.
اهداف امروز را در 20 دقیقه بعدی مشخص کن. در واقع امروز تمام آن چیزی است که در اختیار داری. دیروز از دست رفته است و فردا شاید هرگز نیاید. امروز همیشه از آن توست. امروز است که فردا را بنا می‌نهد. امروز تو را جایی می‌برد که می‌خواهی بروی. با دگرگون کردن امروز می‌توانی جهان را دگرگون کنی. امروز هدیه‌ای است از سوی خداوند.
در 20 دقیقه آخر اهداف دراز مدت خود را مشخص کن. این اهداف را به سه بخش تقسیم کن: اهداف 24 ساعت، هفت روز و 12 ماه آینده.

  • درست است کسی نمی‌تواند زمان را متوقف کند اما می‌تواند نحوه استفاده از آن را تغییر دهد.
  • رابطه ضعیف یا نامفهوم با دیگران از عمده‌ترین عوامل اتلاف وقت است.
  • ارزش هر چیز را با مقدار وقتی که حاضرید صرف آن کنید اندازه‌گیری کنید.
  • هر روز مقداری از وقتتان را برای اندیشیدن در باره هدفهای اصلی و واقعی خود و راههای بهتری که از طریق آنها می‌توانید به آنها نزدیکتر شوید، به کار ببرید.
  • همیشه برای انجام کارهایتان جدول زمان‌بندی شده داشته باشید و همه کارها را در آن بنویسید.
  • رشد شخصیت عامل اصلی صرفه‌جویی در وقت است؛ هر چه انسان برتری شوید با صرف وقت کمتری می‌توانید به هدفهای خود برسید.
  • با انجام هر کار، در واقع وقت خود را می‌فروشید، آن را ارزان نفروشید.

   + سعید ; ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش سوم)

* مثبت‌اندیشان نتیجه مثبت می‌گیرند چون از دشواریها نمی‌هراسند.
* پنج چیز مدیران را تباه می‌کند: فریب دوستان و همکاران، روی گردانیدن از علم و صاحبان، تحقیر دیگران، غرور و از پس هوای نفس رفتن.
* کار مدیر، اداره کردن کارهایی است که به دیگران محول شده نه این که خود مدیر برای انجام هر کاری اقدام نماید.
* به جای سخت‌کوشی، هوشمندانه‌تر کار کنید.
* باید شروع به عمل کرد. عمل کردن، نگرش افراد را نسبت به محیط اطرافشان تغییر می‌دهد و آنان را متحول می‌سازد.
* کارهای بی‌ارزش هیچ سودی برای سازمان ندارند حتا اگر به خوبی انجام شوند.
* بهبود کار و روشها از آموزش شروع می‌شود و به آموزش ختم می‌شود.
* اگر نتوانیم اندازه‌گیری کنیم، نمی‌توانیم کنترل کنیم؛ اگر نتوانیم کنترل کنیم، نمی‌توانیم مدیریت کنیم؛ و اگر نتوانیم مدیریت کنیم، نمی‌توانیم کارها را بهبود دهیم.
* بزرگ بیندیشید و بزرگ عمل کنید.
* بدون آگاهی نمی‌توان مسئولانه عمل کرد. فرد آگاه ناچار به عمل مسئولانه است.
* انسان بالغ، یک اشتباه را دو بار تکرار نمی‌کند.
* تجربه، نامی است که همه افراد بر روی اشتباههای خود می‌گذارند.
* هیچ چیز برای رهبران، بهتر از وجدان آسوده نیست.
* کارکنان سازمان باید قابلیت سر در گم نشدن در برابر مشکلات را داشته باشند.
* کسانی که دیر قول می‌دهند، خوش‌قولترین مردم دنیا هستند.
* اندیشه کن، آنگاه سخن گوی تا از لغزش برکنار باشی.
* هرگز قدرت یک مشتری ناراضی را دست کم نگیرید.
* مغرور بودن به دانش خود، بدترین نوع جهالت است.
* در برابر بحران واکنش نشان ندهید بلکه آن را اداره کنید.
* امروز تنها زمانی است که می‌توان در آن کاری انجام داد یا نداد. دیروز گذشته و برای فردا نیز هیچ تضمینی وجود ندارد.
* دشواری آینده در این است که با آن چه ما به آن عادت کرده‌ایم، تفاوت دارد.
* بزرگترین نعمتهای زندگی ما، زمان و آزادی انتخاب هستند.
* همیشه حق با مشتری است. اگر مشتری اشتباه می‌کند، به جمله قبل مراجعه کنید.
* ناراضی‌ترین مشتریان، مهمترین منبع عبرت و یادگیری برای انسانها هستند.
* یک مدیر باید چشم اندازی گسترده داشته باشد.
* همان گونه که تلاش می‌کنید مخارج بیهوده را قطع کنید، این طرز تفکر را برای وقت خود نیز به کار بگیرید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش دوم)

* اگر دنبال فرصتها بگردیم، چند برابر می‌شوند و اگر آنها را نادیده بگیریم، از میان می‌روند.
* سخن گفتن و سکوت نمودن به جا نشانه عقل است.
* هیچ کار بزرگی بدون اراده بزرگ میسر نشده است.
* زمانی که از دست رفت، هیچ گاه باز نمی‌گردد.
* وقت‌گذرانی را متوقف کنید. در این صورت بسیاری از بحرانها از بین خواهد رفت.
* لازمه ثمربخشی تصمیمهای پیچیده در کسب و کارهای امروزی، مشارکت کارکنان است.
* انسان ضعیف هرگز نمی‌تواند رو راست باشد، از آنها دوری کنید.
* اگر می‌خواهید به زندگی خود وسعت ببخشید باید درباره فراوانی به صورت نامحدود بیندیشید.
* راز خوش بختی در این است که کاری را که به شما واگذار شده است، دوست بدارید.
* هرگز پیش از فکر کردن حرف نزنید و کاری انجام ندهید.
* خنده، معایب و مشکلات زندگی را کوچک و دردهای روحی را محو می‌نماید.
* بهترین افراد کسانی هستند که اگر از آنها تعریف کردید خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.
* انسان بزرگ از صفات خوب دیگران استفاده می‌کند نه از صفات بدشان سوء استفاده.
* کسی که می‌خواهد درو کند، باید بکارد.
* هرگز درباره کسی پیش‌داوری نکنید مگر آن که خود را به جای او بگذارید.
* از آهسته رفتن نترسید، از بی حرکت ایستادن بترسید.
* به جای ایرادگیری، چاره اندیشی کنید.
* کسی که کمتر به فردا متکی باشد، فردایی شادتر خواهد داشت.
* یک تصمیم واقعی، هنگامی است که از هر کار دیگری دست بکشید و فقط به آن چیزی بپردازید که قصد انجامش را دارید.
* انسان مانند رودخانه است، هر چه عمیقتر باشد آرامتر است.
* برای زندگی فکر کنید ولی غصه نخورید.
* اگر نتوانستید چیزی را در مدت سی ثانیه بیاید، آن را در جای نادرستی گذاشته‌اید.
* کارمندی که کار خود را درست و به موقع انجام می‌دهد، تشویق و ستایش کنید. این عمل سبب ایجاد انگیزه برای دیگر کارمندانتان می‌شود.
* اگر می‌توانید کاری را با تلفن انجام دهید، این کار را بکنید. زیرا سبب صرفه‌جویی در زمان می‌شود.
* دقایقی را برای بررسی اهدافتان بگذارید. به نحوه اجرای کارتان نگاه کنید و ببینید که آیا رفتارتان با اهدافتان مطابقت دارد یا نه.
* حقوق کارمندان را کارفرما نمی‌دهد، کارفرما فقط چگونگی پرداخت آن را تعیین می‌کند. حقوق کارمندان را مشتریها می‌دهند.
* اگر نتوانید خود را به جای مشتری قرار دهید به درد طراحی آگهی‌های تجاری نمی‌خورید.
* بهترین نسخه برای نادان ماندن تا ابد این است که به دانشتان قانع و نسبت به نوع افکارتان راضی و خرسند باشید.
* لیاقت، اعتماد به نفس به وجود می‌آورد و با اعتماد به نفس می‌توان دنیا را فتح کرد.
* راز موفقیت در زندگی این است که بدانیم چطور می‌توان عقاید مردم را عوض کرد.
* فقط کسانی پیروز می‌شوند که عقیده دارند پیروز خواهند شد.
* اجازه دهید که آن چه از دل شما می‌گذرد به واقعیت بپیوندد، زیرا هیچ کس به اندازه قلبتان به شما وفادار نیست.
* دلایلی که خود ما پیدا می‌کنیم را آسانتر از دلایلی که دیگران به ما تذکر می‌دهند، می‌پذیریم.
* ارزشهای بنیادینی که خود به آنها اعتقاد دارید را به دیگران نیز بشناسانید و برای شناساندن آنها وقت صرف کنید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

نکته‌های مدیریتی (بخش اول)

امید که یادداشت زیر تلنگری باشد به کسانی که از مدیریت غیر از پشت میز نشینی، صدور دستور و تصمیم‌گیری‌های غلط و مغرضانه و نیز پافشاری بر اشتباهات خود چیز دیگری نمی‌دانند:

* برای مدیر خوب بودن، باید مهارتهای یک پدر یا مادر خوب را در خود تقویت کنیم.
* اگر در نقش رهبر، از کارکنان خواهان کار با ارزش هستید، با آنان صادق باشید.
* یک مدیر باید تصمیمهای سخت و استوار بگیرد و اطمینان یابد که زیردستان، آن تصمیمها را خوب درک می‌کنند.
* یک رهبر باید زیردستانش را باور کند تا بیشترین کوشش آنان را آشکار سازد.
* خودشناسی را پیشه خود ساز که مشکلترین درس جهان است.
* یکی از راههای ایجاد انگیزه در کارکنان، احترام گذاشتن به آنهاست.
* با کارکنان دوستانه رفتار کنید، بدون این که احترام متقابل را به خطر بیندازید.
* هیچ سازمانی نمی‌تواند با مهارتهای یک نفر رشد کند.
* همواره در کارها برای کمک به کارکنان زیر مجموعه خود و همکاران پیشقدم شوید.
* برای سپردن کارها این عبارت را به کار ببرید: می‌دانم که از پس این کار بر می‌آیی، اما من را در جریان بگذار تا ببینم چگونه می‌توانم کمک کنم.
* با هم بودن آغاز است، با هم ماندن پیشرفت است، باهم کار کردن موفقیت.
* مشورت کنید و افکار خود را با هم بسنجید تا از میان آنها درستی زاییده شود.
* مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیریها سبب افزایش روحیه آنها می‌شود.
* موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند.
* تمرکز فکری خود را از روی گذشته، به حال و آینده سوق دهید.
* بزرگی را به کسی نمی‌بخشند، خود باید آن را بدست آورید.
* دلایل شکست را ابتدا باید در خود جستجو کنیم.
* در میان بهم‌ریختگی به دنبال سادگی بگردید.
* در مذاکره به دنبال پیروزی هر دو طرف باشید.
* اگر به خود تلقین کنید که قادر به انجام کاری هستید، آن کار را هر قدر هم که دشوار باشد می‌توانید انجام دهید. اما اگر به خودتان تلقین کنید که نمی‌توانید، انجام ساده‌ترین کارها نیز از عهده شما بر نمی‌آید.
* یک مدیر باید بتواند سریعتر از کارکنانش بیندیشد و عمل کند.
* بهترین مردم، سودمندترین آنها به حال دیگران است.
* خوشبخت‌ترین موجود، کسی است که خوشبختی را در خانه خود جستجو کند.
* آن چه انجام می‌دهید، بنویسید. به آن چه می‌نویسید، عمل کنید. آن چه را عمل می‌کنید بهبود دهید.
* برای دستیابی به بهره‌وری، خشنودی شغلی و تعهد کارکنان در کار، مشارکت آنها در امر تصمیم‌گیری امری حیاتی و بنیادی است.
* به زیردستان خود آموزش دهید، به ایشان اعتماد کنید و از گزارش کار برای کنترل استفاده کنید.
* آن گاه که از یادگیری بازماندید به رشد خود پایان داده‌اید.

ادامه دارد.

   + سعید ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

۱۱ قانون اصلی برای روابط انسانی

دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگیهای فـنـی و مـدیریتی مهم است. به گفته یـکـی از بــزرگان جامعه شناس: "هنـگـام برخورد با مردم به یاد داشـته باشید با آفریده‌های منطق طرف نیستید، بلکه با آفریده‌های احـساس، مـوجوداتـی که سرشار از تبعیض، روحــیات پیش‌داوری و تعصب می‌باشند، و با غرور و خودبینی دست به گریبانند، طرف هستــید."

برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی به شرح زیر است. برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید:

1- دیگران را با نام صدا بزنید. این خوشایندترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام کسی را به کار می برید، در حقیقت پیام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای او مبـدل مـی‌سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به او می‌رسـاند. این یک ابزار ساده و فریبنده برای کاستن از جبهه‌گیریهاست. جمله‌های خود را با نامهای دیگران آمیـخته و بـا پرسشهایی مانند "علی، امروز خوبی؟" آغاز کنید.

2- اشتباه خود را بپذیرید. ممکن است تصور کـنید که اگر اشتباه خود را به گردن بگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این، درست نیست. اعتراف به اشتباه یکی از ستوده‌ترین رفتارهاست چون اندک افرادی به آن مبادرت می‌نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد که چـگونه خـودخـواهـی را کنار گذاشته و بپذیرید که کامل نیستید. فقط در این کـار زیاده‌روی نکنید، یک جمله "من اشتباه کردم و متوجه آن می‌شوم." کفایت می‌کند.

3- دیگران را با معیارهای بالا در نظر بگیرید. از آن دسته نباشید که عقل کل خطاب می‌گردنـد، و می‌پندارند که هیچ کس جز خودشان قادر به انجام درست کارها نیستند. به تواناییهای دیگران اعتماد کنـید. باور داشتن یک فرد او را بـه انـجـام کـارها با بیشترین توان تشـویـق نموده و از ناامیدی جلوگیری می‌کند.

4- علاقه‌ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید. هر کسی دارای سابقه‌ای سرشار از علایق، تجارب و سلایق می‌بـاشد. حـتـا اگر نقطه اشتراکی با هم ندارید، در باره دیگران اطلاعات کسب کنید. اگر یکی از همکاران شما گفت که بازیهای آنلاین را دوست دارد، در باره آن از او بپرسید حتا اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها می‌توانید چیز تازه‌ای یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا کنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت.

5- از دیگران تعریف و تمجید نمایید. فقط نگویید "خوب بود." در تعریف خود صریح‌تر باشید و نشان دهید که در باره آنچه که فرد انجام داده است، آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره کردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند." یک نمونه خوب است. در عین حال تلاش کنید به‌ندرت و فقط هنگامی که نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان کنید که مانند یک نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد باشد.

6- مراقب حرفهایتان باشید. اگر تصمیم پیگیری کاری را ندارید، نگویید که آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با کلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در کـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نمی‌شود و بنا بر این پیشرفتی نخواهید کرد.

7- قدردانی و سپاسگزاری کنید. اگر کسی لـطفـی به شما کرد، و  یا برای انجام کاری برای شما از خواسته خود گذشت، به او بفهمانید کـه بـه این تـلاش آگـاه شده‌اید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و کسـی بــه شما بدهکار نیست. اگر به شما لطف شد، تـشـکر نـمـوده و مقابله به مثل کنید.

8- پیش از صحبت کـردن فکر کنید. هـرگز تـصور نـکنید که دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد کـرد. برخی، تک تک کلماتی که بـیـان می‌کنـید را بـرای یـافــتن یک رودررویی جستجو می‌کنند. شما نمی‌تـوانیـد این گونه افراد را تغییر دهید، اما می‌توانید نزد آنها حرفهای خود را با دقت سازمان‌دهی نمایید. همچنین می‌توانید سـعی در فهمیدن دیدگاه دیگران نمایید تا از سوء تفاهم جلوگیری کنید. ممکن است اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما بدانید که دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می‌اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم بشمارید و ببینید چرا آنها اینگونه می‌اندیشند. به جای مـشاجره، از دیگران بخواهید مواضعشان را توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت کنید، اما می‌توانید بگویید: "من متوجه هستم شما چه می‌گویید."

9- از خود گذشتگی کنید. گاهی به دیگران در کـارهـایشـان کـمک نمایید. این کار را بدون اینکه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن "کمک لازم نـداری؟" یــک تاثیر دوگانه دارد: هم شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی می‌نمایید و هم بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری می‌کنید، چرا که مهربانی همیشه باز می‌گردد.

10- متواضع و فروتن باشید. تلاشهای آشکار برای تحت تاثیر گذاشتن دیگران نـتـیجه عکس به همراه خواهد داشت. هیچ کس آدم خودنما را دوست ندارد؛ اگر می‌خواهید کمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، کافی است بردبار باشید. کامیابیهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا می‌کنـند کـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینکه همیشه صحبت از آن به میان آورید.

11- به حفظ آبروی دیگران کمک کنید. هـر کسی اشتباه می‌کـنـد. بــه دفعه قبلی که اشتباه کردید، بیندیشید. دوست نداشتید کسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را کـوچـک جلوه بدهد و از جدیت آن بکاهد؟ پس همین کار را برای دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباه ( نه با خندیدن به خود شخص) به همراه ضربه‌ای دوستانه به شانه‌هـای دوست یا همکارتان از پریشانی‌اش بکاهید و بگویید: "این، برای بهترین افراد هـم مـمـکـن است پیش بیاید." با این کار به او و دیگران اطمینان می‌دهید که دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، به جای جلب توجه بی‌مورد نسبت به اشتباه رخ داده، چیزی نگویید.

«از وبلاگ دیگران»

   + سعید ; ٧:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()