saeid online

بی‌شعورم، بی‌شعوری، بی‌شعور است...

اگر کتاب‌خوانی را دون شان‌ والامقام‌تان نمی‌دانید و خودتان را از آن دسته آدم‌های همه چیزدان و دانایی که هیچ نیازی به خواندن کتاب در خود احساس نمی‌کنند، نمی‌دانید و ترجیح می‌دهید به جای تماشای فوتبال یا سریال‌های بی‌محتوای شبکه‌های رنگارنگ تلویزیونی یا پرسه زدن در خیابان‌هایی که پُـرند از آدم‌هایی که آمده‌اند تا برای هم قیافه بگیرند، به دور از هیاهوی بیداری اسلامی در منطقه و بحران اقتصادی اروپا و فارغ از هر چیز مردم‌خرکن دیگری، دقایقی را صرف کتاب‌خوانی کنید،  پیشنهاد می‌کنم کتاب "بی‌شعوری" ترجمه محمود فرجامی را بخوانید.
از این که می‌بینم نویسنده این کتاب، آقای Xavier Crement چگونه تمام و کمال به وصف من و آدم‌های شریفی مثل من می‌پردازد، در پوست خودم نمی‌گنجم. امید است شما هم از خواندنش لذت ببرید.
البته لازم به ذکر است لطف بی حد و حصر مقامات وزارت ارشاد شامل حال این کتاب شده و به دلایلی که تنها خودشان می‌دانند و لا غیر، تاکنون به زیور طبع آراسته نشده است. زحمت بکشید و آن را از این‌جا دریافت کنید. البته تا همان‌جای مذکور فیلتر نشده، بجنبید.
در حال حاضر مشغول خواندن کتاب هستم و بیشتر از این وقت ندارم تا درباره محتوای "بی‌شعوری" توضیح بدهم.


××××××××××××××
به یه دانشجوی خر خون می‌گن اگه دنیا رو بهت بدن، چی کار می‌کنی؟
می‌گه: من فعلا می‌خوام درسمو ادامه بدم!

   + سعید ; ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()

تنوع

شگفتیهای طبیعت و حیات وحش هم در نوع خود جالب، خواندنی و دیدنی هستند. یکی از برنامه‌های مورد علاقه من، مستندهای حیات وحش هستند که ضبط یک برنامه یک ساعته این چنینی، شاید سه سال طول بکشد. در بعضی از آنها که اوج هنر تصویربرداری و شکار لحظه‌ها به کار رفته است، آدم را آن چنان از این دنیای ماشینی دور می‌کند که متوجه گذر زمان نمی‌شود. و اینجاست که می‌فهمد جانوران هم برای خود دنیایی دارند ها!

در همین باره:
• حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می‌کند.
• مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط می‌کند.
• زمان بارداری فیل به 2 سال می‌رسد.
• فیلها تنها جانورانی هستند که نمی‌توانند بپرند.
• بلندترین نعره‌ها در بین جانوران خشکی به شیر آفریقایی تعلق دارد، صدای نعره آنها تا سه کیلومتری شنیده می‌شود. اسب آبی هم نعره بلندی دارد. شدیدترین نعره‌ها متعلق به وال است، نعره یک وال از صدای موتور یک جت بیشتر است.
• قدرت بینایی شاهین به اندازه‌ای است که می‌تواند از فاصله سی‌متری روزنامه بخواند. (البته اگر سواد داشته باشد!) گیاهخوارانی که در سنین بزرگی و بلوغ از هیچ دشمنی ترس ندارند مانند فیلها و کرگدنها، قدرت دید بسیار کمی دارند، آنها اطراف خود را مات می‌بینند و از فاصله سی‌متری دیگر نمی‌توانند فرق یک بوته و گورخر را بفهمند.
• دلفینها هم مانند گرگها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند!
• نور کرم شب‌تاب شبیه نورهای دیگر است، ولی گرما ندارد. به این گونه نورافشانی، نورافشانی سرد می‌گویند این نور در اثر واکنش ماده‌ای به نام لوسی فرین با اکسیژن تولید می‌شود.
• با نگاه کردن به گوش جانوران می‌توانیم به تخمگذار بودن و یا بچه‌زا بودن آنها پی ببریم، گوش تخمگذاران ناپیدا و بچه‌زایان نمایان است. (تنها گوش نوعی افعی بچه‌زا پیدا نیست.)
• شتر مرغ در سه دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد.
• حلزون می‌تواند تا سه سال بخوابد.
• خوکها قادر به دیدن آسمان نیستند.

   + سعید ; ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()

تناسب سنی عجیب!

مطلب خاصی ندارم، یادداشت زیر که از وبلاگ یک دوست کپی شده است را با هم می‌خوانیم:

از پدری پرسیدند آیا درست است که می‌گویند زمانی فرا خواهد رسید که پسرها بزرگتر از پدرشان خواهند شد؟
گفت: اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است. البته کاری به استعداد و نبوغشان ندارم منظور من سن و سال آنهاست!
پرسیدند: به چه دلیل؟
گفت: به این دلیل که برایتان شرح خواهم داد:
وقتی 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد. یعنی 30 برابر او سن داشتم.
وقتی 2 ساله شد من 32 سال داشتم . یعنی 16 برابر او سن داشتم.
وقتی 3 ساله شد من 33 سال داشتم. یعنی 11 برابر او سن داشتم.
وقتی 5 ساله شد من 35 سال داشتم. یعنی 7 برابر او سن داشتم.
وقتی 10 ساله شد من 40 سال داشتم. یعنی 4 برابر او سن داشتم.
وقتی 15 ساله شد من 45 سال داشتم. یعنی 3 برابر او سن داشتم.
وقتی 30 ساله شد من 60 سال داشتم. یعنی فقط 2 برابر او سن داشتم.
.
.
.
می‌ترسم اگر به منوال پیش برود به زودی از من جلو بزند و او بشود پدر من و من بشوم پسر او!

   + سعید ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()

آیا می‌دانستید وزن انسان روی خط استوا کم می‌شود؟

چند روز پیش در یکی از وبلاگها نوشته‌ جالبی خواندم که برای من تازگی داشت و تا قبل از خواندن آن، آن را نشنیده بودم. در این نوشته آمده بود شهرهایی که روی خط استوا هستند، حدود سه کیلومتر نسبت به شهرهای اروپایی و آسیای میانه از مرکز زمین دورترند و این سبب می‌شود در آنها نیروی جاذبه ضعیفتر باشد. همچنین، گردش زمین هم روی این امر تاثیر می‌گذارد و یک نیروی گریز از مرکز ناچیز به اجسام واقع در این مکان وارد می‌کند که این نیرو، از تاثیر گرانش کم می‌کند. برایند این دو عامل حدود 3 درصد از وزن هر کسی در استوا کم می‌کند. یعنی یک فرد 70 کیلویی، در استوا 200گرم از وزنش کم می‌شود!
پس بر اساس همین پدیده می‌بایست در مناطق استوایی اجسام با سرعت کمتری به زمین سقوط ‌کنند یا پرندگان و اجسام پرنده آسانتر از نواحی دورتر از خط استوا پرواز ‌کنند.

   + سعید ; ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ فروردین ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()

نابغه درون خود را رها کنید!

جانوران به‌سادگی به ما نشان می‌دهند که چه‌طور می‌توان محدودیتهای ذهنی تحمیل‌شده را پذیرفت:
کک‌ها جانوران کوچک جالبی هستند، آنها گاز می‌گیرند و خیلی خوب می‌پرند، آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش هستند. اگر یک کک را در ظرفی بگذارید از آن بیرون می‌پرد. اگر روی ظرف را سرپوش بگذارید کک می‌پرد و سرش به سرپوش می‌خورد و با کمی سر درد پایین می‌آید! دوباره می‌پرد و همان اتفاق می‌افتد. این کار مدتی تکرار می‌شود. چنانچه پس از مدتی سرپوش را بر‌دارید کک دوباره می‌پرد ولی فقط تا ارتفاع سرپوش برداشته شده! درست است که محدودیت فیزیکی رفع شده است ولی کک می‌پندارد این محدودیت همچنان ادامه دارد.
فیل‌ها را می‌توان با محدودیت ذهنی کنترل کرد. پای فیلهای سیرک را هنگامی که نمایش نمی‌دهند می‌بندند؛ بچه‌فیلها را با طنابهای بلند و فیلهای بزرگ را با طنابهای کوتاه. به نظر می‌آید که باید بر عکس باشد زیرا فیلهای پرقدرت به سادگی می‌توانند میخ طنابها را از زمین بیرون بکشند. ولی این کار را نمی‌کنند چون آنها در بچگی طنابهای بلند را کشیده‌اند و تلاش کرده‌اند خود را خلاص کنند. سرانجام روزی تسلیم شده و دست از این کار کشیده‌اند. از آن پس، آنها تا انتهای طناب می‌روند و می‌ایستند، آنها این محدودیت را پذیرفته‌اند.
دکتر ادن رایل یک فیلم آموزشی درباره محدودیتهای تحمیلی تهیه کرده است. نام این فیلم «می‌توانید بر خود غلبه کنید» است. در این فیلم یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب است، نوعی ماهی که غذای مورد پسند دلفین است نیز در تانک ریخته می‌شود. دلفین به سرعت ماهیها را می‌خورد. با گرسنه شدن دلفین، تعدادی ماهی دیگر درون تانک می‌ریزند ولی این بار در یک ظرف شیشه‌ای، دلفین به سمت آنها می‌آید ولی هر بار پس از برخورد با حفاظ شیشه‌ای به عقب رانده می‌شود. پس از مدتی دلفین از حمله دست می‌کشد و وجود ماهیها را ندیده می‌گیرد. آیا می‌دانید اگر شیشه برداشته ‌شود و ماهیها درون تانک به حرکت در‌آیند چه رخ می‌دهد؟ دلفین از گرسنگی می‌میرد! غذای دلفین در اطرافش فراوان است ولی محدودیتی که دلفین پذیرفته است او را از گرسنگی می‌کشد.

ما دلفین نیستیم، فیل و کک هم نیستیم ولی می‌توانیم از این آزمایشها درس بگیریم زیرا ما هم محدودیتهایی را می‌پذیریم که واقعی نیستند؛ به ما می‌گویند یا ما به خود می‌گوییم نمی‌توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می‌شود. محدودیت ذهنی به محدودیتی واقعی تبدیل می‌شود و به همان محکمی.
بسیاری از آنچه ما واقعیت می‌پنداریم واقعیت نیست بلکه پذیرش ماست.

   + سعید ; ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()

کمبود غذا

نتیجه جالبی به دست آمد از این پرسش: "نظر خود را درباره راه حل کمبود غذا در کشورهای دیگر صادقانه بیان کنید." و کسی پاسخ نداد.
چون در آفریقا کسی نمی‌دانست غذا یعنی چه، در آسیا کسی نمی‌دانست نظر یعنی چه، در اروپای شرقی کسی نمی‌دانست صادقانه یعنی چه، در اروپای غربی کسی نمی‌دانست کمبود یعنی چه، در آمریکا کسی نمی‌دانست کشورهای دیگر یعنی چه!

   + سعید ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

از وبلاگ دیگران

بدین وسیله من رسما از بزرگسالی استعفا می‌دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را می‌پذیرم.
می‌خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم آنجا یک هتل پنج ستاره است. 
می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می‌توانم آن را بخورم ! 
می‌خواهم زیر یک درخت بلوط  بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم. 
می‌خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می‌خواهم به گذشته برگردم، وقتی ساده بود، وقتی رنگها، جدول ضرب و شعرهای کودکانه را یاد می‌گرفتم، وقتی نمی‌دانستم که چه چیزهایی نمی‌دانم و هیچ اهمیتی هم نمی‌دادم.
می‌خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوبند. 
می‌خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می‌خواهم از پیچیدگیهای دنیا بی‌خبر باشم.
می‌خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم‌، نمی‌خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت‌کننده، صورتحساب، جریمه و ...  
می‌خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت‌آمیز‌، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران...
این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک مال شما،
من رسما از بزرگسالی استعفا می‌دهم.

   + سعید ; ٧:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

حتا زمان هم نسبی است!

از نتایج جالب تئوری نسبیت خاص می‌توان به بیان ارتباط میان زمان و و فضا (فاصله) و اینکه تمام موجودیتها در دنیا با یکدیگر مرتبط هستند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند، اشاره نمود. نیوتن معتقد بود که زمان ثابت است و در تمام نقاط به یک صورت عمل می‌کند. اما اینشتین نشان داد که اینگونه نیست.
مثال جالبی که در این باره بیان می‌شود آن است که دو برادر دوقلو داریم، یکی روی زمین می‌ماند و دیگری با یک فضاپیما با سرعت نزدیک به نور به سمت فضا حرکت می‌کند. پس از آنکه برادر روی زمین 100 سال از عمرش بگذرد، برادری که در فضاپیماست فقط یکسال از عمرش گذشته است!

   + سعید ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()

تمرکز روی مشکل یا روی راه‌حل!

هنگامی ‌که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون ‌جاذبه کار نمی‌کنند. جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی‌یابد و روی سطح کاغذ نمی‌ریزد. برای حل این مشکل آنها شرکت مشاوران اندرسون را انتخاب‌ کردند. تحقیقات بیش ‌از یک دهه طول ‌کشید، 12میلیون دلار صرف شد و درنهایت آنها خودکاری طراحی ‌کردند که در محیط بدون جاذبه می‌نوشت، زیر آب کار می‌کرد، روی هر سطحی حتا کریستال می‌نوشت و از دمای زیر صفر تا 300‌ سانتیگراد کار می‌کرد.
روسها راه‌حل ساده‌تری داشتند، تا رسیدن به سطرهای پایین شما هم فکر کنید:
.
.
.

آنها از مداد استفاده کردند!
این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مساله است: تمرکز روی مشکل یا تمرکز روی راه‌حل؛ مشکل نوشتن در فضا و راه‌حل نوشتن در فضا با خودکار.

  فرستنده: آقای A.R

   + سعید ; ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥
    پيامهاي ديگران ()

!!!

 

 

اگر شما از جایی که روبروی رایانه نشسته‌اید به تصاویر بالا نگاه کنید، سمت راست تصویر خانم آرام و سمت چپ تصویر آقای عصبانی را می‌بینید.
از روی صندلیتان بلند شوید و چند قدم عقب بروید. حال دوباره به تصاویر نگاه کنید. جای آنها عوض خواهد شد!!
این تصاویر جالب توسط فیلیپ ج.شینز و آد الیوا از دانشگاه گلاسکو ایجاد شده‌اند.
آنها نشان می‌دهند که:

«همیشه آنچه را که ما می‌بینیم واقعا همانهایی نیستند که وجود دارند.»

   + سعید ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()