saeid online

شیخ ما: ناصر خان فروغ الدعوه

 آورده اند که شیخ ما ناصر خان فروغ الدعوه (علیه السلام و التحیات) آن هنگام که صبح بردمید٬ سبیل مبارک به وازلین چرب بنمود و خورجین حاوی اسناد برجهای تهران بر دوش و دور گوی همراه بر کف٬ عزم دانشکده بفرمود و از قضا در راه به چوپانی رسید. چون نام از وی درخواست٬ پاسخ بشنید که :« کیخسرو ». حسب عادت خواست با متلکی٬ آن بخت برگشته را سکه یک پول گرداند تا اسباب گشایش خاطر خویش فراهم آورد. زین سبب پیش برفت و گفت: چه می کنی؟ چوپان گفت: گوسفندانم را روزی دهم و از ایشان ارتزاق نمایم. شیخ ما باز پرسید: چگونه و از چه روزی دهی؟ گفت: برایشان آواز خوانم به صوت جلی و از علفزار سردشت٬ علفشان دهم. شیخ بفرمود: پس این چه باشد؟ گفت: رایانه مسافرتی٬ برای گوسفندانم MP3« نی نوازی » پخش کند تا کار من تسهیل گردد.  

شیخ ما دریافت که چوپان مقامی دارد به غایت عرفانی و رعشه وی نیز از حالت عارفانه است. پس او را خوش آمد و چوپان را با خود به دانشگاه ببرد تا بندگان خدا را بسان گوسفندان٬ از علوم وافر خود روزی بردهد و از خوان گسترده دانشکده ارتزاق نماید. دیری نپائید که آن چوپان٬ پلکان ترقی را یکی پس از دیگری طی نمود و جزوه هایش چونان ستارگان٬ بر تارک آسمان علم٬ خوش درخشیدند.

   + سعید ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()