saeid online

درباره کافور

بی‌حالی، خواب آلودگی، بی‌حوصلگی، تنبلی، سستی و حتا افسردگی از جمله علایمی بودند که بسیاری از دانشجوها،‌ آن‌ها را نشانه افزودن کافور به غذای دانشجویی می‌دانستند. امری که همیشه از سوی مسئولان دانشگاه و آشپزها انکار می‌شد ولی در این بین، مدعیانی هم بودند که می‌گفتند با چشم خودشان شاهد اضافه کردن آن به غذا بوده‌اند. (مثل علی فخاری که البته، کمتر حرف راست می‌زد!)
همه این بی‌حالی و خواب آلودگی و... که گفتم در طول چهار سال دوران دانشجویی بر خود من هم عارض شدند، به خصوص ترم اول که به خاطر همین کرختی و رخوت، حال و حوصله هیچ کاری نداشتم. ولی هیچ‌گاه به درستی این ادعا اطمینان نداشتم و همه این‌ عوارض را از چشم کم‌خوابی‌ها و بی‌خوابی‌های شبانه می‌دیدم. به نظر من، چون تقریبا همه کسانی که در خوابگاه بودند، تا پاسی از شب بیدار می‌ماندند و کمبود خواب‌شان هم از طریق خواب نیم‌روزی جبران نمی‌شد، به این حال و روز دچار می‌شدند.
زیان‌های کافور، عنوان مطلبی بود که در اینترنت به آن برخوردم و همین بهانه‌ای شد تا این پست را بنویسم. درباره زیان‌های کافور آمده بود:
پس از دریافت مقدار کمی کافور تشنج به همراه افسردگی، آسیب‌دیدگی کلیه‌ها، انقباض قلب و اغمای پس از تشنج رخ می‌دهد. مقدار کشنده کافور در بزرگسالان 4 گرم و در کودکان 1 گرم است. مقادیر زیاد کافور سبب سرگیجه، آشفتگی ذهنی و توهم می‌شود. با ادامه این علایم، بیهوشی و حتا مرگ در اثر نارسایی تنفسی نیز رخ می‌دهد.
اندام‌هایی که کافور روی آن‌ها اثر می‌گذارد شامل چشم‌ها، پوست، کلیه‌ها، دستگاه تنفسی و دستگاه عصبی مرکزی می‌باشند. پیامدهای سمی کافور شامل ناراحتی معده، ایجاد گاز معده، قولنج، تهوع و استفراغ، اسهال، اضطراب، هیجان، هذیان‌گویی، تشنجات صرع‌مانند و انقباض قلب است. همچنین کافور سبب احساس سرما، لرزش بدن و نیز تاری چشم می‌شود. درباره تاثیر کافور بر روی دستگاه تناسلی انسان و نیز سرطان‌زایی این ماده تاکنون هیچ مطلبی ثابت نشده است.
گفته می‌شود همه این اثرها و علایم هنگامی خود را نشان می‌دهند که کافور به طور مستقیم خورده یا بو شود یا با پوست تماس پیدا کند نه این که مقداری از آن در غذا ریخته شده باشد.

   + سعید ; ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()