saeid online

سالی که گذشت...

سال 89 را باید زودگذرترین و سریع‌ترین سالی نام‌گذاری کنم که تا به حال به خود دیده‌ام؛ باورم نمی‌شود که سیصد و شصت و پنج روز را به همین سادگی پشت سر گذاشته باشم. بهار کم‌طراوت، تابستان گرم و خشک، پاییز برگ‌ریزان و زمستان نه چندان سرد 89، طوری در چشم بر هم زدنی آمدند و رفتند که به زنده بودن خودم شک می‌کنم!
دوستان به شوخی می‌گویند خیلی به من خوش گذشته تا جایی که خوش‌خوشی‌ام شده و گذر زمان را لمس نکرده‌ام. در حالی که آن چنان سرخوش و دل‌خوش نبوده‌ام و روزها و ماه‌های 89 غیر از یکنواختی، روزمرگی، دلواپسی و نگرانی چیز بهتری برای من نداشتند.
بزرگ‌ترین دغدغه‌هایم در سالی که گذشت عبارت بودند از خرید یک باب خانه نقلی و کلک کارشناسی‌ارشد را کندن که البته هیچ کدام‌شان به سرانجامی نرسیدند. برای خرید خانه همه مقدمات جور جور است؛ اول و مهمتر از همه، قصد و نیت خرید خانه که دو سه سالی می‌شود فراهم شده، خانه مورد پسند که تا دل‌تان بخواهد در سطح شهر در اندازه‌ها و مدل‌های گوناگون وجود دارد و فروشندگانی که همه‌شان نیت خیر در سر دارند و می‌خواهند هر طوری شده برای بی‌خانمان‌ها سرپناهی جور کنند (ارواح قبر پدرشان!) و محل مطمئنی به نام بنگاه برای پر کردن فرمی به نام قولنامه. ولی تنها یک مشکل کوچک وجود دارد و آن این که، اگر خدای بخشنده ما را قابل بداند و در زمره کسانی قرار دهد که به آن‌ها روزی بی‌حد و بی‌حساب می‌بخشد، می‌توان به خرید خانه امیدوار بود. پول را عرض می‌کنم؛ بماند بعضی‌ها که نون مفت خورده‌اند و حرف مفت زده‌اند، به غلط گفته‌اند پول، چرک کف دست است. چرا که اگر پول چرک کف دست باشد، پس چرک کف دست هم باید پول باشد. در حالی که به ازای چرک کف دست به کسی خانه که نمی‌دهند هیچ، تازه با کلی توپ و تشر می‌خواهند که دست‌هایش را بشوید. قبول ندارید؟! گرچه در واپسین روزهای سال بارقه‌هایی از امید پیدا شد ولی هر آن ممکن است به سان سرابی ناپدید شوند. تا ببینیم چه پیش می‌آید...
درباره کارشناسی‌ارشد سرتان را درد نیاورم، فقط این را بدانید که برای تمام کردن پایان‌نامه تا به حال چندین بار به خودم از آن فحش‌های نان و آب‌دار نثار کرده‌ام تا دیگر هوس ادامه تحصیل به سرم نزند. این‌قدر این استادهای پدربیامرز گیر می‌دهند که آدم فکر می‌کند این‌ها می‌خواستند دست‌اندازی، سرعت‌گیری چیزی بشوند که شامل لطف خدا شده‌اند و استاد گردیده‌اند! در همین گیر و دار، خدا نکند یکی از استادهای راهنمای‌تان خانم باشد که باید برای خودتان و آینده‌تان حساب ویژه‌ای باز بکنید. یک بار راهنمای دوم من که بی‌شباهت با دکتر زنده‌دل خودمان نیست، از من خواست تا در گزارش‌ها، ph نمونه‌های روغن را گزارش کنم!!!!!! (1) تا به حال چندین بار به سرم زده که عطای مدرک را به لقای آن ببخشم ولی تا به حال همچین جسارتی پیدا نکرده‌ام که همچین غلطی بکنم. ما را چه به این غلط‌ها!
در کل، چندان از سال 89 لذتی نبردم. البته اوس‌کریم خودش می‌داند که ناشکری نمی‌کنم. همین که همچنان در کنار اعضای خانواده در کمال صحت و سلامت به سر می‌برم و البته، دوستان خوبی همچن شما را دارم، قابل مقایسه با هیچ چیز دیگری نیست.

(1) به طور کلی برای مواد آلی پارامتری به نام ph تعریف نمی‌شود. اصلا در روغن‌های گیاهی که بر پایه تری‌گلیسیرید هستند چیزی به نام پروتون وجود ندارد که بشود برای آن‌ها ph تعریف کرد.

   + سعید ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳٩٠
    پيامهاي ديگران ()