saeid online

صندلی داغ 8 : سعـید

سعید هم مانند سایر بچه های ٧٩ حدودا سی ساله است. فعلا مجرد ولی خیلی دلش می‌خواهد زودتر به جرگه مزدوج‌ها بپیوندد. دوران دانشجویی خیلی از دخترخانم‌ها گریزان بود و در پاره‌ای موارد حتی دشمن شماره یک آنان محسوب می‌شد. تا آن جا که یک بار سر ثبت نام گروه‌های آزمایشگاه با یکی از این دختر خانم‌های هم‌کلاسی درگیری فیزیکی پیدا نمود. یکی از دانشجویان مورد علاقه دکتر عظیمی بود و از روی فامیلی‌اش فهمید اهل کجاست ولی این علاقه به هیچ عنوان متقابل نبود. بسیار آرام و سر به زیر بود ولی وقتی با حاج رضا رحیمی جفت می‌شدند پایه هر نوع کار کثیفی می‌شد و در این حالت اصلا نمی‌شد به چهره آرامش اعتماد کرد. وقتی لبخند می‌زد من تا دو روز از اتفاقی که ممکن بود طی یک شوخی برای من به وجود آید خواب و خوراک نداشتم. بسیار مقتصد و ثروتمندی بالقوه بود. گریزی هم به روشنفکری می‌زد. "ولش کــــــــــــن" های کش دار ،"فکر نکنــــــــــم"، "مهم نیــــــست" را که در پاسخ به سوال‌های اطرافیان عنوان می‌کرد از کلام‌های بیاد ماندنی اوست و به این خاطر جزء یکی از خونسردان ٧٩ محسوب می‌شد. دستی چیره در امر فروشندگی داشت، پیراهنش را که من از آن خوشم می‌آمد  با پیراهن خودم معاوضه کرد و ۴٠٠٠ تومان نیز مابه‌التفاوت از من گرفت! اکثر مواقع جدی بود، وقتی پیشنهاد همکاری در وبلاگش را بصورت کاملا سری و مخفیانه به من ارائه کرد اصلا فکر نمی‌کردم در امر نوشتن حرفی برای گفتن داشته باشد چه برسد به طنز نوشتن! نقش تلخک در کالسکه میدان نقش جهان اصفهان یکی از بیاد ماندنی ترین نقش‌های طنز اوست که با دوربین هندی‌کم خودش فیلمبرداری شده است. چند صحنه ناب هم از جوانان اراکی در کوه پشت پارک امیرکبیر با دوربینش شکار کرد. این شما و این هم سعید...

   + میثم ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()