saeid online

صندلی داغ ٧: حسن واحدی

و اما حسن واحدی،‌ مرد دیگری از تبار شیمی79 که به افتخار هم اتاق شدن با من در ترم‌های 1 و 8 نایل شد! ولی ترم 9 نبودم تا حسن را به همراه چند نفر دیگر از 79ای‌ها که عجله‌ای برای گرفتن مدرک نداشتند، همراهی کنم. صادره از کرج که خیلی روی اشتهاردی بودن خودش تاکید می‌‌کرد.
بی‌مناسبت نیست که در این پست کمی به شیطنت‌های خودم اعتراف کنم: حسن‌جان! اگر می‌دیدی هر روز از تعداد شیرینی‌هایی که از کرج می‌آوردی و در کمدهای بی در و پیکر خوابگاه قایم می‌کردی، کم می‌شود این من بودم که ناجوانمردانه به آن‌ها دستبرد می‌زدم! نمی‌شد به سادگی از خوردن شیرینی‌های خانگی دستپخت مامان‌جانت منصرف شد.
حسن یکی از کم‌حاشیه‌ترین‌های شیمی79 بود. ولی درگیری‌اش با مهدی خوبی در ترم 1 و مهدی سیفی در ترم 8 را فراموش نمی‌کنم. (شاید حسن از همان اول به اسم "مهدی" حساسیت داشت!)
بیشتر وقت‌ها نگاهش را پشت قاب عینک ذره‌بینی‌اش مخفی می‌کرد؛ به یاد ندارم از استاد خاصی بدگویی کرده باشد ولی بودند استادهای بخیلی که حسن ما را 9ترمه کردند. شاید حسن از معدود نفراتی بود که یکی از درس‌های عمومی‌اش را افتاد. فکر کنم اخلاق اسلامی بود.
چیز بیشتری خاطرم نیست...
شما هم فرصت را غنیمت بشمرید و حالا که حسن روی صندلی داغ نشسته، هر چه دل تنگ‌تان می‌خواهد بپرسید.

حسن: اولین نفر از راست. ترم ٨، خوابگاه پردیس:


حسن ٨٩ :

   + سعید ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()