saeid online

تلقیات کودکانه

همه ما در دوران کودکی برداشت‌های مبهم، عجیب و خنده‌داری نسبت به خیلی پدیده‌ها، شخصیت‌ها و آداب و رسوم داشته‌ایم که به مرور زمان و چشیدن سرد و گرم روزگار اشتباه بودن آن‌ها برای‌مان روشن شده است. فکر نمی‌‌کنم کسی باشد که در طول عمرش و به ویژه در دوران کودکی ــ‌‌که پرنده خیال، آزادنه و بی‌محابا جولان بیشتری می‌دهد و میانه کمتری با ناممکن‌ها دارد‌ــ از این دست تلقیات بچه‌گانه نداشته باشد.
اگر کسی در بزرگ‌سالی منکر تصورات، خیالات و برداشت‌های کودکانه‌ خود بشود یا دروغ می‌گوید و می‌خواهد خودش را صاحب فضل و نظر نشان بدهد یا در کودکی‌اش رابطه چندان خوبی با فکر کردن نداشته است! بالاخره بودند سوال‌هایی که یا از بازگو کردن آن‌ها می‌ترسیدیم یا فکر می‌کردیم جواب‌شان همین است که می‌دانیم. همین که در ذهن کوچک‌مان به جوابی هر چند اشتباه می‌رسیدیم، برای‌مان کافی بود.
بگذارید از خودم بگویم؛ مثلا بعد از این که نام دوازده امام شیعه را یادمان دادند، تا مدت‌ها فکر می‌کردم دوازدهمین امام، همین امام خمینی خودمان است! لقب "امام" که برای روح‌ا... موسوی انتخاب کرده بودند مرا به اشتباه ‌انداخته بود.
با معنی خیلی از شعارهایی که در آن روزها می‌دادند مشکل داشتم؛ شعار "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" یکی از آن‌هایی بود که حتا تا همین چند سال پیش از درک مفهوم آن عاجز بودم!
"خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار" یکی دیگر از آن شعارهایی بود که تا مدت‌ها ذهنم را درگیر کرده بود. یک مورد دیگر که همین الان یادم افتاد؛ روی تابلویی که به دیوار همه خانه‌های سازمانی ــ‌که بنیاد مسکن در اوایل انقلاب برای مستضعفان ساخته بود‌‌ـــ زده بودند این جمله به نقل از امام خمینی درج شده بود: "یک موی کوخ‌نشین‌ها را به همه کاخ‌نشین‌ها ترجیح می‌دهم." جمله‌ای که حداقل تا تمام کردن مقطع راهنمایی برای من نامفهوم بود.
یا یک مورد دیگر: روزهای عاشورا که به اتفاق خانواده برای تماشای دسته‌های عزاداری می‌رفتیم، با دیدن شمر و یزید و دار و دسته‌اش که یکی از دسته‌های عزاداری به طور نمادین راه می‌انداخت، فکر می‌کردم که این‌ها همان شمر و یزید واقعی هستند که در این روزها از مخفی‌گاه خود بیرون می‌آیند و ظهر که می‌شود دوباره به محل زندگی خود بر می‌گردند!

   + سعید ; ٦:٥٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()