saeid online

زلـزلـه

1)
سوره 25 آیه 37: و نیز قوم نوح چون رسولان حق را تکذیب کردند ما آنها را به توفان سپردیم و نشانه عبرت مردم ساختیم و برای ستم‌کاران غذاب دردناک آماده کردیم.
سوره 29 آیه 40: هر طایفه‌ای را به کیفر گناهش بارخواست کردیم، برخی را بر سرشان سنگ فروباریدیم و برخی را صیحه آسمانی درگرفت و برخی را به زمین‌لرزه و گروهی دیگر را به غرق در دریا به هلاکت رساندیم...
سوره 34 آیه 16: با وجود این باز روی برگرداندند، ما هم سیلی سخت بر هلاک‌شان فرستادیم...
2)
فرض کنید کره زمین خالی از سکنه باشد. در این حالت می‌دانیم که مناطق شرق آسیا زلزله‌خیزند، در امریکای شمالی توفان‌های سهمگینی می‌وزد، کمربند بیابانی زمین از شمال افریقا شروع می‌شود، از عربستان می‌گذرد و تا ایران می‌رسد، ولی اروپا سرزمین پرآبی است و... خلاصه این که هر منطقه از کره زمین ویژگی‌های خاص خود را دارد که با آنها شناخته می‌شود.
حالا تصور کنید تمدن‌های بشری در حال شکل گرفتن هستند. سهم نژاد زرد، شرق آسیا می‌شود که آتشفشان‌ها و زمین‌لرزه‌هایش بلای جان خیلی از انسان‌ها شده، سهم سرخ‌پوستان قاره امریکا می‌شود که هر چند وقت یک‌بار دستخوش توفان‌های خانمان‌برانداز می‌شود، یا سهم ایرانیان سرزمین خشک و بی‌آبی می‌شود که روی کمربند زلزله هم قرار گرفته است و خلاصه هر قومی ساکن منطقه‌ای می‌شود که ویژگی‌های طبیعی و زمین‌شناختی خودش را دارد.
این ویژگی‌ها میلیون‌ها سال است که بر هر گوشه‌ای از زمین حاکم‌اند و بدیهی است که تغییر نژاد و آیین مردمان ساکن آنها کوچک‌ترین تاثیری بر آنها ندارد. اگر به جای باشندگان اروپا مردمان شمال افریقا سکنی گزینند، قاره اروپا همچنان پر آب و سرسبز خواهد بود. یا اگر اروپایی‌ها به ایران بیایند، اقلیم سرزمین ایران تغییری نمی‌کند. امکان ندارد اگر مردمانی خداپرست و پاک‌سرشت و بی‌شیله‌پیله در شرق آسیا ساکن شوند، دیگر در آن منطقه زلزله نیاید یا آتشفشانی فوران نکند.
3)
این دو مقدمه را گفتم تا سوال خودم را مطرح کنم؛ با این تفاصیل و با توجه به آیه‌هایی که در قرآن مبنی بر مجازات فلان قوم به علت بهمان گناه آمده است، چگونه خداوند می‌تواند ادعا کند که مثلاً زلزله‌ای که در ایران آمده است، مجازات باشندگان ایرانی به دلیل مثلاً فحشاست یا کم‌آبی ایران به این دلیل است که مردم زکات خود را پرداخت نکرده‌اند؟ مسلماً اگر به جای ایرانیان هر قوم دیگری هم که ساکن بودند، یا اگر هیچ موجود زنده‌ای در ایران زندگی نمی‌کرد، ایران کماکان سرزمین خشکی بود که زمین‌لرزه‌های زیادی هم در آن رخ می‌داد. یا اگر در اروپا مردمانی ستم‌کار و گناه‌کار سکنی می‌گزیدند، همچنان سرزمین پر آب و پر برکتی بود. یا در جنوب آسیا، باز وضع به همین منوال است و هیچ قومی از سیل‌های فصلی آن‌جا در امان نخواهد بود.
اگر هم گفته می‌شود خداوند از این بلایای طبیعی به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب اقوام سرکش استفاده می‌کند، تا حدودی می‌تواند دردسرساز باشد؛ چرا که اگر زمین‌لرزه چوب خدا باشد برای عذاب مردمان گناه‌کار، می‌بینیم که برای مثال مردمان شرق آسیا با استفاده از دانش روز ایمنی خودشان را در برابر زلزله افزایش داده‌اند و شمار کشته‌ها در دو زلزله مشابه را از چندین هزار نفر به دو سه نفر کاهش داده‌اند. پس نعوذ با... باید نتیجه گرفت خدا در برابر بشر کم آورده است و وسایل عذابش دیگر کارساز نیستند! (در بند سوم این جا گفته بودم.)
4)
با این که بنده حقیر اعتقاد راسخ و خدشه‌ناپذیری به قرآن دارم، ولی با این دست از آیه‌های قرآن که چند نمونه از آنها را در ابتدای بحث آوردم، نمی‌توانم کنار بیایم و به پارادوکسی رسیده‌ام که برای‌تان شرح دادم. اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای دارید، لطفا مرا از تاریکی جهل بیرون آورید!

   + سعید ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()