saeid online

عکس‌هایی از دانشگاه اراک

با دیدن این عکس‌ها همه خاطرات تلخ و شیرین این چهار سال در ذهنم مرور می‌شوند که نمی‌دانم از کدام‌شان بنویسم. همهمه مبهمی از صدای همه برو بچ در گوشم به پا شده که تمرکز را از من گرفته و اجازه نمی‌دهد بیشتر و دقیقتر بنویسم. ده سال پیش، هر روز خدا از شنبه تا چهارشنبه روزهای جوانی‌مان را با بهترین دوستان‌مان در این جا می‌گذراندیم. هر ساختمان و کلاس و نیمکتش برای ما خاطرات تکرارنشدنی در سینه دارد که تنها ردی از حسرت را در جاده زندگی‌مان بر جای گذاشته است...


سر در باشکوه دانشگاه اراک! که بیشتر به سر درهای حوزه علمیه می‌ماند تا دانشگاه. بدجوری توی ذوق هر دانشجوی صفرکیلومتری می‌زند.

 

کیوسک‌های تلفنی که هر کدام‌شان محرم عاشقانی است که ساعت‌ها وقت خود را پای آنها تلف کردند. دوره ما کمتر کسی موبایل داشت و هر کسی که رابطه بیشتری با کیوسک‌های تلفن داشت، تکلیفش بر همگان روشن بود!

 

این هم ورودی ساختمان گل و گلاب یا ساختمان آزمایشگاه‌ها.

 

تنها جایی که می‌شد فارغ از هر چیزی، دمی بیاساییم. ایمان با دیدن این چمن‌ها خیلی خوشحال می‌شد!

 

ساختمان جدید کلاس‌ها که دیگر فکر نمی‌کنم "جدید" باشد. حالا به دانشکده علوم انسانی تغییر نام داده.

 

این جا را باید از محمد پرسید!

منبع عکس‌ها: hhw.blogfa.com

   + سعید ; ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()