saeid online

نامه ای از یک کودک دانشجو

پدر عزیزتر از جانم و ننه مهربانم. سلام. امیدوارم که حالتان خوب باشد و زیاد برای پسرتان دلتنگی ننمایید. اگر از احوالات اینجانب جویا باشید باید بگویم که ملالی نیست جز دوری شما که امیدوارم بزودی دیدارها تازه شود. به ما در اینجا یک اتاق لوکس داده اند که هر از گاهی بویی شبیه به طویله مشهدی زینل از همه جایش می‌اید. جمشید آقا ( هم اتاقیمان) تا بو میشنود به من نگاه میکند . نمیدانم چرا ولی فکر میکنم بخاطر این باشد که او هم دلش برای طویله مشهدی زینل شهر خودشان تنگ میشود و حس نوستالژی بهش دست می دهد. در اینجا هر کس دلش یاد روستایشان می افتد میگویند حس نوستالژی دارد. بعضی وقتها که برای خرید مایحتاج زندگی با جمشید آقا به خیابان میرویم او همه اش دیگران را نگاه میکند و بعضی وقتها بلند میگوید: اوف چه تکه‌ای، بخورمش. من فکر میکنم او خیلی گرسنه می باشد و هر چیزی میبیند  فکر میکند نان است و میخواهد بخوردش. خیلی برای جمشید آقا نگران هستم. او همه اش میگوید اگر این تکه ها در روستای ما بودند من هر شب به جدول میزدم. من فکر میکنم جمشید آقا چشمش کم بینا شده است که به جدول میزند.
در دانشگاه ما هروقت دانشجوها از یک چیزی بدشان می آید همه دور هم جمع می‌شوند و سرود یار دبستانی می‌خوانند. جمشید آقا می‌گوید اینها دارند کار ساختار شکنانه انجام می‌دهند و ما نباید خودمان را با آنها قاطی بنماییم و گرنه آقای حراست دهنمان را سرویس مینماید. البته خدا خیرشان بدهد که دهان مان را مجانی سرویس مینمایند.
در اینجا دخترها و پسرها در یک کلاس با هم مینشینند و در بینشان پرده نمیکشند. یک بار از جمشید آقا پرسیدم: جمشید آقا ! اینجا چرا پرده نمیزنند؟ جمشید آقا به من فحش داد و گفت خیلی بی تربیت شده ام. من که متوجه نشدم ولی فکر میکنم جمشید آقا دچار سوء برداشت شده بود.
در اینجا وقتی یک پسر و دختر با هم حرف میزنند جمشید آقا میگوید اینها دارند مخ میزنند. ولی من که ندیدم آنها هیچ وقت کله هایشان را به هم بزنند واتفاقا خیلی آرام هم پچ پچ مینمایند.
پدر جان. دیگر من باید بروم درس بخوانم. ان شاءالله در نامه های بعدی بیشتر برایتان از اینجا مینویسم. ننه جان و برادر دختر مشهدی زینل را سلام برسانید. باقی بقایتان. من بفدایتان.                                               پسرتان صفدر 

   + میثم ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()