saeid online

برگی از خاطرات ملوکانه ( 3 )

... بس که به رتق و فتق امور و بلاد و مستعمرات پرداختیم ضعیف گشتیم . طبیب الملک هم خیلی از برایمان نگران است و میگوید این قدر امور را رتق و فتق نفرمایید که عن قریب است به فتق مبارک آسیبی برساند. شایسته است به خودمان استراحتی بدهیم و به فکر ولیعهدی باشیم که عصایی باشد از برای روزگار بازنشستگیمان .
به کارنامه اعمالمان که نظر می افکنیم جز خوبی و نکویی و عمران و آبادانی هیچ یافت می نفرمائیم . قصد آن داریم که بیلان کارمان را بدهیم به یکصد و بیست زبان زنده گیتی به طبع برسانند که همگان بدانند ما چه بوده ایم و چه کارهای نیکی از خود به یادگار گذاشته ایم . دیگر مانده ایم این سازمان بلاد متحده چرا اینقدر دارد به ما گیر می دهد؟ پدر سوخته نمی دانیم چه پدر کشتگی با خاندان همایونی دارد؟ اصلا به او چه که ما در اندرونی چه می کنیم ؟ یمین میرود یسار می آید انگشت می کند در کار ما . برآنیم برویم یک نطق کوبنده در جمع سرانشان بکنیم که حالش را ببرند .
امروز حس نگاشتن خاطرات نداریم . فتق مبارکمان درد مینماید .


... ادامه دارد     

   + میثم ; ٢:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()