saeid online

پدیده ها تا چه اندازه سر جایشان هستند؟

همانگونه که دوستان نزدیکترمان و شاید تعدادی از دوستان دورترمان می دانند حدود ٧ ماهی است که در یکی از مراکز مربوط به آزمایشگاه آب و فاضلاب مشغول به کار شده ایم. البته در این اداره هم به مانند تمام ادارجات دولتی کشور عزیزمان هیچ خبری از قرار داد یا چیزی شبیه آن که به نحوی باعث ایجاد مسئولیت اداره مذکور در قبال ما که همان کارگران نوین ( یه چیزی تو مایه های کارگر پشت میز نشین ) باشیم نیست و تقریبا بصورت روزمزد حقوق ما را می دهند. البته در اینجا خبری از پرداخت حقوق بصورت ماهانه هم نیست به  عنوان مثال بعد از ۶ ماه ،‌حقوق دو ماه را بصورت علی الحساب و بطرز بسیار مشمئز کننده و نقدی پرداخت کردند بطوری که خودم به حال زار خودم گریه ام گرفت. حجم کار نیز بسیار زیاد و در پاره ای مواردکاملا غیر تخصصی است. مثلا من باید بروم به پروژه های آبرسانی سر بزنم ببینم کانال حفر شده یا نه؟ یا لوله گذاری در چه وضعیتی است و ... بگذریم. خلاصه اینجا همه چیز سر جایش نیست !!!! البته وضعیت در مرکز استان خیلی جالب تر اینهاست. کارشناسان و بازرسان کنترل کیفی استان نیز در شرایط بسیار غیر تخصصی به سر می برند. حدود ٢ هفته پیش یکی از کارشناسان استان جهت انجام بازدید تخصصی از آزمایشگاه شیمی آب به حضورمان شرفیاب شد. کارشناس مذکور که از قضا همه چیز دان می باشند و از بدو ورود به همه چیز از جمله خیابان کشی شهر نیز گیر میدادند لیسانس بهداشت محیط بودند. خودتان تا انتهای قضیه را بخوانید. ما بچه های ٧٩ اصولا ادعایی در هیچ زمینه ای نداریم حتی رشته تخصصی خودمان اما دیگر  مخم  داشت سوت ممتد میکشید. یک جزوه پر از دستور کارهای آزمایشگاه شیمی و طریقه گزارش داده ها در کیف داشت و هر چیزی را که میخواست از من بپرسد از روی جزوه چک میکرد. مثلا میخواست طرز ساخت EDTA 0.01 نرمال را به من یاد بدهد! بادی به غبغب انداخت و مثل کسی که میخواهد گوریل ظاهر کند از من پرسید: آقای ... اگر گفتی چه مقدار EDTA جامد باید وزن کنیم؟ درست است که حدود 3.4 سال از درس و دانشگاه دور بوده ام ولی یک محلول سازی ساده را که بلد بودم. قلم و کاغذی برداشتم و از روی جرم مولی نوشته شده روی قوطی، برایش محاسبه کردم و جواب دادم. ایشان نیز مثل کسی که واقعه گداخت هسته ای تا حدود زیادی مدیون ایشان است دزدکی نگاهی به جزوه اش انداخت و مقنعه اش را جابجا کرد (یادم رفت بگویم بازرس مذکور خانم بودند.) و اصلا به روی خودش نیاورد و طوری که نمیخواست من متوجه شوم که محاسباتش را نمیداند پرسید : برایم توضیح بده و من نیز برایش توضیح دادم. حواسم به ایشان بود و معلوم بود مثل چی در یک جایی گیر کرده است. تند تند داشت از حرفهای من یادداشت بر میداشت. بیچاره حق داشت . آخر کجای دنیا دیده اید کارشناس بهداشت محیط بازرس کنترل کیفی و آزمایشگاه شیمی بشود؟!!!
این خاطره را نقل کردم که تا حدودی از بوی روغن های وبلاگ کاسته شود و نیز اینکه بدانیم پدیده ها در کشورمان تا چه اندازه سر جایشان هستند. البته احتمال دارد چند ماهی بیشتر در اینجا مشغول کار نباشم. دلیلش را هم اگر دوست داشتید در یک پست دیگر تعریف میکنم.

   + میثم ; ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩
    پيامهاي ديگران ()