saeid online

از وبلاگ دیگران

من از چرخش الکترونها به دور هسته اتم آموختم که همه جهان به دور مرکز هستی می‌چرخد و از حرکت پیوسته ذرات (چه انتقالی، چه ارتعاشی و چه چرخشی) آموختم که سکون در آفرینش راهی ندارد و پیوسته در حال حرکت هستیم.
از شیمی آموختم که هر چه فاصله‌مان از مرکز آفرینش بیشتر باشد، فنا و نیستی ما آسانتر خواهد بود، همان طور که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.
از تلاش ذرات بی‌شعور برای پایدار شدن دریافتم که شعوری والا و اندیشه‌ای برتر در پس پرده، هدایت‌گر طرحها و نقش‌هاست.
از پیوند اتمها برای پایدار شدن دریافتم که پیوند رمز پایداری است و از گازهای نجیب کامل شدن را آموختم.
از الکتروپوزتیوی فلز بخشندگی را یافتم.
از واکنشهای زنجیری آموختم که ما ذره‌ای حد واسط بیش نیستیم، در یک مرحله واکنش متولد می‌شویم و در مرحله دیگر می‌میریم و هدف آفرینش فراتر از تولید و مصرف ماست.
از تعادلهای شیمیایی آموختم که جهان تعادلی است پویا و از درون در تکاپوست.
از شیمی آموختم که فرصتها، واکنشهای برگشت‌ناپذیری هستند که تکرار آنها میسر نخواهد بود.
از شبکه بلور آموختم که با وجود تضادها می‌توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه‌ای مقاوم پدید آورد.
از الماس دریافتم که هر چه پیوندهایمان محکمتر باشند شکستن آنها مشکلتر است و بر سختی ما چنان افزوده خواهد شد که قادر به شکاف سنگ و فولاد خواهیم شد.
از کاتالیزگرها دریافتم که می‌توان از میان‌برها گذر کرد و در زمان کمتر بازده بیشتری فراهم کنیم.
...

  از: اینجا

   + سعید ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()