saeid online

آنتونیو باندراس 79

در این پست میخوام یک پدیده نادر در امر خلقت رو خدمت دوستان معرفی و شاید یادآوری کنم. این پدیده که مصداق بارز اعتماد به نفس و رضایت وافر از خویشتن هست رو همه دوستان به یاد دارند. علی وارسته معروف به ارشیا. این بشر که در بین دوستان به نامهایی چون آنتونیو باندراس، جیمز باند، جورج کلونی و سایر بازیگران خوش تیپ هالیوودی ملقب شده بود از همون ترم اول و حتی در بین بچه های ترم بالای ریاضی نیز به شهرت قابل توجهی دست یازیده بود و همه در کف این حس عجیب اعتماد به نفسش قرار گرفته بودند. و اما خاطره ...
یکی از روزهای ترم ٧ بود که طبق معمول با بچه ها جلوی در کلاس واقع در ساختمان قدیم کلاسها جمع شده بودیم و منتظر بودیم که طبق معمول پشت سر استاد راه بیفتیم و بریم سر جاهامون بشینیم، دیدیم که آنتونی با اون بارونی شیری رنگ و موهای از پشت گیس شده اش با دستانی فرو رفته در جیب بارونیش داره خرامان خرامان و سر به زیر از پله ها بالا میاد. ما هم ایستاده بودیم تا آقای آنتونی به ما برسند و سلامی خدمتشون عرض کنیم. ولی انگار علی آقا زیاد حوصله تحویل گرفتنو نداشتند، همینطور سر به زیر و مشغول نجوای چیزی در زیر لب از جلو چشمان ما گذشت و ناگهان جلو در کلاس غیبش زد. همه یک لحظه ماتمون برد که علی کجا رفت که دیدیم علی آقا با اون ابهتش مثل کاراگاه گجت روی زمین پهن شده. ولی نکته باحال این خاطره اونجا بود که این کالبد پر از اعتماد به نفس، خیلی خونسرد از جاش بلند شد و مثل اینکه اصلا اتفاقی نیفتاده خودشو تکوند و با اون لهجه شمالیش ( که اونو هم همیشه انکار میکرد و میگفت لهجه ندارم ) گفت: آووووووووووووو..... لیز خوردم. و خیلی خونسرد و همچنان نجوا کنان و دست در جیب بارونیش وارد کلاس شد. حالت راه رفتن و واکنش بعدی علی به قدری جالب بود که قدرت هرگونه عکس العملی رو از ما گرفته بود و حتی جرئت خندیدن رو هم نداشتیم.
این  خاطره رو گفتم که علی آقا به رگ غیرتش بر بخوره و بعد از حدودا ۴ سال یه تماس با یکی از ما بگیره و ما رو از حال خودش با خبر کنه. دلمون واسه اون لهجه رشتیش تنگ شده.

   + سعید ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()