saeid online

امان از امتحان

این قدر که در طول ترم برای خودت حال می‌کنی و شاید برای دیگران پز دانشجو بودنت را می‌دهی، درست به همان اندازه در آخر ترم از دانشجو بودنت پشیمان می‌شوی!
چی می‌شد اگر در دنیا چیزی به نام امتحان وجود نداشت!
یاد روزهای امتحان در خوابگاه به خیر، ممکن بود حتا بیشتر از یک هفته در خوابگاه بمانیم و درس بخوانیم و درس بخوانیم عین خر! حتا بودند کسانی که پتو و بالشت خود را به اتاق مطالعه می‌بردند و همان جا می‌خوابیدند. (اصلا منظورم جواد حبیبی و رضا علیزاده نیستند.) در همین مدت بود که ریش و سبیلها در می‌آمدند و هیچ کس وقت کوتاه کردن آنها را نداشت. بعضی وقتها در اتاقهای کوچک مطالعه سر جا یا سر رعایت سکوت بزن بزنی بین تنی چند از قشر فرهیخته مملکت در می‌گرفت که حتا به درگیریهای قومی هم می‌انجامید! کسی که دیگران را به خاطر حرف زدن در اتاق مطالعه (= پیست خردوانی، پیست خر زنی) به بی‌فرهنگی متهم می‌کرد، یک ساعت بعد همان کاری را می‌کرد که می‌گفت نباید کرد!
خلاصه، اعصاب همه خرد (شاید هم خورد) بود، درست عین الان من...

و اما یک جوک: به قاطر گفتند ننه‌ات کیه؟ گفت بابام اسبه!

   + سعید ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()