saeid online

مدیریت

در یکی از کلاسهای آموزشی که چند وقت پیش در محل کارخانه برایمان برگزار کردند، مدیریت را این طور برای ما تعریف کردند: مدیریت یعنی هنر کار کردن به وسیله دیگران؛ در این کلاسها گفته شد که نیروهای یک سازمان سه دسته‌اند: 1) مدیران، 2) سرپرستان و 3) کارکنان.
یک مدیر باید برای سازمان خود هدف‌گذاری کند، برای رسیدن به اهداف، برنامه‌ریزی کند، آن هم نه برنامه‌ریزی روزانه یا ماهانه، بلکه سالانه. برای اجرای برنامه‌هایش، همه ابزار و امکانات را به کار گیری کند، سرپرستان و کارکنان زیردست خود را رهبری کند و مسیر رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی‌شده را پایش کند.
به عبارت بهتر، یک مدیر مانند مربی یک تیم ورزشی است که باید دارای تاکتیک باشد و سرپرستان و کارکنانی را به کار گیرد که آموزش‌دیده و از تکنیک و مهارت بالایی بهره‌مند باشند و البته، مهارتشان در خدمت سازمان باشد.
مدیرانی که تاکتیک ندارند و در اداره امور سازمان خود به وسیله دیگران، بی‌هنرند، خود و سازمانشان را به باد خواهند داد! چرا که پس از مدتی مجبورند خودشان به جای دیگران کار کنند و کم‌کاری دیگران را جبران کنند، بنا بر این به تدریج و بدون این که خودشان بدانند، دچار روزمرگی و یکنواختی می‌شوند و از کار اصلی‌شان (که همانا هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، به کار گیری، پایش و رهبری است.) باز می‌مانند؛ این گونه مدیران همیشه سرشان شلوغ است، ارباب رجوع زیاد دارند، وقت آزاد ندارند، تلفنشان همیشه زنگ می‌خورد و وقت آینده‌نگری ندارند.

پی‌نوشت: به نظر شما رئیس جمهور یا وزیری که از تهران بلند می‌شود و با هواپیما خود را به فلان روستا در فلان شهر دورافتاده می‌رساند تا کانال آبی یا جاده‌ای را افتتاح کند، آیا هنر کار کردن از طریق دیگران را دارد؟ آیا وقت برنامه‌ریزی و رهبری دارد؟

   + سعید ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()