saeid online

رمز موفقیت

 روزی از روزها گروهی از قورباغه‌های کوچک تصمیم گرفتند با هم مسابقه دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه‌ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد. کسی در بین جمعیت باور نداشت که قورباغه‌های کوچک بتوانند به نوک برج برسند و این جمله‌ها را سر می‌دادند: «اوه، عجب کار مشکلی!»، «هیچ وقت به نوک برج نمی‌رسند.» یا «هیچ بختی برای موفقیت ندارند. برج خیلی بلنده!»
قورباغه‌های کوچک یکی‌یکی شروع به افتادن کردند به جز بعضی که هنوز پر توان داشتند بالا و بالاتر می‌رفتند. جمعیت هنوز ادامه می‌داد: «خیلی مشکل است! هیچ کس موفق نمی‌شود!» و شمار بیشتری از قورباغه‌ها خسته می‌شدند و از ادامه دادن منصرف. ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد؛ بالا، بالا و باز هم بالاتر. این یکی نمی‌خواست منصرف شود!
بالاخره بقیه از بالا رفتن منصرف شدند به جز اون قورباغه کوچولو که پس از تلاش زیاد تنها قورباغه‌ای بود که به نوک رسید! بقیه قورباغه‌ها مشتاقانه می‌خواستند بدانند او چگونه این کار را انجام داده؟ آنها پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن را پیدا کرده؟ و  پس از پرس و جوی فراوان ...
معلوم شد که برنده مسابقه کر بوده!

   + سعید ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()