saeid online

ترجمه

چند وقت پیش متنی درباره GC به دستم رسید که به اجبار باید ترجمه‌اش می‌کردم. از آن‌جایی که هیچ وقت کاری را که بر خلاف میل باطنی‌ام باشد، به درستی انجام نمی‌دهم و در راستای اهداف ضد استکباری در بعد فردی، زیر بار حرف زور نرفته و نخواهم رفت! متن مزبور را به یکی از اقوام که دبیر شیمی بود، دادم تا دانش‌آموزانش زحمت ترجمه آن را بکشند. اما از قرار معلوم، این تکلیف برای آنها سنگین بود و هیچ‌یک از ترجمه‌هایشان به درد مفت هم نمی‌خوردند.
وقتی که column را که می‌شود ستون، "ردیف" معنی کنند، یا sample را "امتحان کردن" و  compound را "زندان و محوطه"، عمق واجعه را خودتان دریابید.
مثالهای بیشتری می‌زنم؛ می‌دانید که density می‌شود چگالی، اما اگر "انبوهی" ترجمه شده باشد، تازه باید دو روز دنبال معنی این اصطلاح جدید بود. یا یک شاهکار دیگر این که، onions (یعنی یونها) را "پیازها" ترجمه کرده بودند!! Concentration (که می‌شود غلظت) را "تمرکز" ترجمیده‌ بودند.
و چند مورد دیگر:
career : متصدی (در حالی که می‌شود: حامل)
burner: نفت‌سوز، سر پیچ (در حالی که می‌شود: مشعل)
outlet: فروشگاه (در حالی که می‌شود: خروجی)
noble: اصیل، شریف (در حالی که می‌شود: بی‌اثر)
selectivity: حسن انتخاب (در حالی که می‌شود: گزینش‌پذیری)
detector: ردیاب، کشف‌کننده (آشکارساز)
Mass spectroscopy: طول موج‌سنج بزرگ (طیف‌بینی جرمی)

هر ترجمه‌ای سه شرط دارد: تسلط به زبان مبدا، تسلط به زبان مقصد (همان زبان مادری‌مان که الحمدا... به آن مسلط نیستیم، چه رسد به زبان مبدا که انگلیسی باشد!) و تسلط به موضوع (به نظر من, مهمترین شرط) که گویا دانش‌آموزانی که ذکرشان رفت هیچ یک از سه شرط را نداشتند و مجبورم کردند به هر جان کندنی که شده،  40صفحه را خودم ترجمه کنم.

   + سعید ; ٧:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
    پيامهاي ديگران ()