saeid online

پگاهان خوش!

امروز ساعت 8 از خواب بیدار شدم، کمی دیرتر از روزهای گذشته. صبحانه، حلیم گوشت و گندم بود که صرف شد و البته جای شما خالی. شاید این حلیم داغ چاره این سینه خشک و همیشه در حال سرفه من باشد. شبکه یک سرود "آب زنید راه را..." پخش می‌کرد که نمی‌دانستم خواننده‌اش سیامک علیقلی است ولی اسمش زیرنویس شده بود. این سرودهای انقلابی هم انصافا که زیبا و شنیدنی‌اند.
امروز و فردا، شب‌کارم. اه که کار در شیفت شب چقدر بد و ناخوشایند است! الهی نصیبتان نشود. زیاده عرضی نیست فقط یادآوری کنم مطلب زیر را که ترجمه یک متن انگلیسی است، مهدی خوبی که دیگر باید با عنوان دکتر صدایش کنیم، فرستاده است:

آدمها برای یک مقصود، یک دوره خاص یا برای همیشه به زندگی شما پا می‌گذارند. وقتی بدانید که کدام یک هستند، خواهید دانست که برای او چه باید بکنید.
وقتی کسی به خاطر مقصودی به زندگی شما می‌آید، بیشتر برای آن است که نیازی را که بیان داشته‌اید، برآورده سازد. آنها آمده‌اند که به شما برای حل مشکلی کمک کنند، راهنما و پشتیبان شما باشند و یا یاریتان رسانند. آنها فرستادگان خدا به نظر می‌رسند و واقعاً هم هستند! بنا بر این، آنها به دلیل نیازی که داشته‌اید، نزد شما هستند.
سپس بدون اینکه گناهی از شما سرزده باشد و در زمانی که فکرش را نمی‌کنید، این رابطه به پایان می‌رسد، گاهی آنها می‌میرند. گاهی می‌روند. گاهی به گونه‌ای غیرمعقول رفتار می‌کنند و مجبورتان می‌کنند جبهه‌گیری کنید.
آنچه باید دریابیم این است که نیاز ما برآورده شده است و به آرزویمان رسیده‌ایم. کار ایشان پایان یافته است... دعایی که به سوی آسمان روانه کرده بودید پاسخ داده شده و اینک هنگام حرکت است. 
کار شما پذیرش درس است. به او عشق بورزید و آنچه را یاد گرفته‌اید در روابط با دیگران و مراحل زندگی‌تان به کار گیرید. به این دلیل است که می‌گویند عشق کور است اما دوستی دارای بینش است.
سپاسگزارم که پاره‌ای از زندگی من شده‌ای. چه برای انجام یک مقصود یا یک دوره یا برای همیشه.
سپاسگزارم.

   + سعید ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()