saeid online

روزانه

بی‌خود و بی‌جهت و بی‌دلیل، همین جوری علی‌الحساب، دلم گرفته؛ حتا حوصله خودم هم ندارم. علت: نامعلوم. خود به خود یادم به این ترانه ابی افتاده و هی تو ذهنم جولان می‌ده:

باید از عطر اقاقی تو رو آغاز کنم

با صدای خیس بارون تو رو آواز کنم

از تماشای قناری به تو پرواز کنم.

به تو پل می‌زنم از بهانه‌هام و

از همه شبانه‌هام و

می‌رسم به تو دوباره

بوی عطر تو می‌دم ترانه‌هام و

پر اسمت می‌شن عاشقانه‌هام و

از گل و شعر و ستاره می‌رسم به تو دوباره،

نیستی اما یادت اینجاست

وقت گل کردن رویا.

به تو من می‌رسم از این شب نیلوفری

به تو می‌رسم من از این راه خاکستری

به تو که خاطره‌هامو به همیشه می‌بری

به تو پل می‌زنم از بهانه‌هام و ...

   + سعید ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()