saeid online

یک ملاقات

    دیروز برای آزمون وزارت نیرو و سازمان آبفا به شیراز رفته بودم که در واقع تیری در تاریکی رها کرده باشیم. ابتدا خیل جوانان جویای کار در مقابل دانشکده علوم شیراز چشم هر رهگذری را به زیبایی می‌نواخت. نکته‌ جالب اینکه در این امتحان، از سه گرایش شیمی محض، شیمی کاربردی و میکروبیولوژی با تعداد حدود ٢۵٠ شرکت کننده تنها فقط " یک " نفر به عنوان کارشناس آزمایشگاه مورد نیاز بود! دفترچه سئوالات هم مشترک بود و ما می‌بایست سئوالات رشته میکروبیولوژی را هم جواب می‌دادیم و این یعنی همان تیر در تاریکی. البته برای یکی مثل من با حدود سه سال دوری از درس و دانشگاه جواب دادن به سئوالات شیمی هم مشکل بود.
   القصه با زحمت هر چه تمام‌تر حدود دو ساعت و نیم در جلسه نشستم و مثل بوق، یکی یکی سئوالات را می‌خواندم و می‌گذشتم. بعد از جلسه در مقابل درب خروجی محل آزمون، دو نفر از بچه‌های شیمی دانشگاه خودمان را زیارت کردم که بعد از آن امتحان، حسابی سر ذوق آمدم. البته یکی از بچه‌های ٨٠ و یکی از خانمهای محترم همکلاسی خودمان یعنی همان شیمی ٧٩ بزرگ. نمی‌دانید که چقدر خوشحال شدم وقتی دیدمشان. یک لحظه برگشتم به همان دوران دانشجویی و لحظات بعد از امتحان که با دوستان می‌ایستادیم و به همدیگر بد وبیراه می‌گفتیم که چرا جواب فلان سئوال را اشتباه به‌من رساندی؟ وقتی با ایشان صحبت می‌کردم کل خاطرات و بچه‌های ٧٩ جلوی چشمم رژه می‌رفتند. تقریبا از حال و احوال تمام بچه های ٧٩ جویا شدیم و از هرکدام که خبری داشتیم چیزی گفتیم." کی عقد کرده؟ کی خدمت رفته؟ کی دکترا می‌خونه؟ کی سرکاره؟ و ..." .
   تنها خوبی که این آزمون داشت همان دیدار دوستان بود که تلخی آزمون و دلتنگیهای دوری از دوستانم را از بین برد و خاطرات شیرین دانشگاه را برایم زنده کرد. امیدوارم همه در هرکجا و مشغول هرکاری که هستند، خوش و سالم و موفق باشند. به امید دیدار دوباره همه در فروردین ٨٩.

   + سعید ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()