saeid online

برگی از دفتر ملوکانه

     شامگاه دیروز مصادف دوازدهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت، همین‌طور که لمیده بودیم در مقابل تلویزیون و اخبار جهان گوش می‌نمودیم، گوینده خبر، خبری به سمع و نظرمان رسانید بدین مضمون که بحران اقتصادی امریکستان در کل جهان خیلی سر و صدا بر پای نموده‌است. این خبر خیلی به تیریش قبایمان برخورد. این امریکستان زپرتی کیست که این همه در کل جهان سر و صدا می‌نماید؟ خیلی چرتی گشتیم که چرا ما نباید از این چیزها داشته باشیم آنوقت این خارجیها اینقدر از این چیزهای مفید و پر سر و صدا داشته باشند. فی‌الفور به اندرونی رجعت فرمودیم. دیدیم عیالمان نازبان خاتون، در مقابل آینه جلوس نموده و از کتاب آموزش فنون زیبایی، صورت می‌آراید تا خود را بر ما زیبا بنماید تا ما دیگر فکر مسافرتهای کاری به فرنگ را از سرمان خارج نماییم و بیشتر با عیال باشیم. خودمانیم چیز خوبی هم بود و ما درک نفرموده ‌بودیم. در خفا چشمکی حواله نمودیم و کیف‌ها بر ما عارض گشت. آنچه از تلویزیون شنیده بودیم را بر نازبان خاتون نقل نمودیم و شور خواستیم. پشت چشمی بر ما نازک ساخت تا سایه‌های چشمش بر ما آشکار گردد و به نازکی افزود:" قربان آن سبیل مردانه شما بروم الهیییییییییییییی!!! شما این‌قدر وجود مبارک نیازارید که گوشت تنتان آب می‌شود و نازبان خاتونت بی‌تاب." شیطانک چه خوب حرف می‌زد. قند در دلمان آب می‌گشت که افزود:" ما به برکت حضور انورتان همه چیز در مملکت داریم و اگر این اجنبی‌های بی‌غیرت زنباره تازه بدانها دست یازیده‌اند، ما عمری است که در مملکت خودمان داریم. تازه قربانت بروم، اگر آنها بحران اقتصادی دارند ما به یمن وجود شما انواع و اقسام بحران داریم در مملکتمان که لنگه آنها در هیچ کجای عالم پیدا نمی‌شود. دیگر حرص نخورید که نازبان از غصه شما دق می‌کندهاااااااا". با شنیدن این جمله حظ وافری بردیم که نازبانمان اینقدر آیین شوهرداری می‌داند و در حالیکه در فکر گذران امشب بودیم، خداوند را بر این همه بحرانی که در مملکت داریم سپاسها گفتیم. حالیا تلفن زدیم بر وزیرمان و فرمودیم:" از فردا بدهید بحرانسازی نمایند و در بوق و کرنا بدمند که همه بدانند ما هیچ چیز از اجنبیها کمتر نداریم. در ضمن فردا را بر ما مرخصی رد نمایند چونکه امشب با نازبان خاتونمان می‌خواهیم هم فکری نماییم و از فردا او را مشاور خودمان سازیم."  وزیرمان الحق که زیرک است و دانست که داریم الکی می‌گوییم و کار دیگری داریم با نازبان خاتون. خندید. فرمودیم:" کوفت" و بر انتخاب این وزیران خردمندمان، به خودمان احسنت گفتیم.  

   + سعید ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()