saeid online

بازخوانی دروغ 2300 ساله (بخش دوم)

در نبردهای فعلی، هر لشگر به هنگام آفند به حدود هزار تن تجهیزات و غذا در روز نیاز دارد. ممکن‌است وزن این ملزومات در دو هزار سال پیش کمتر بوده‌باشد، اما آن زمان وسایل ترابری تنها چارپایان بودند و نه کامیونهای پرقدرت، هلیکوپتر و هواپیما. بنا بر این، کسی که از ارتشهای یک میلیون نفری در ۲۳۰۰سال پیش صحبت می‌کند، از لجستیک و منطق هیچ بهره‌ای نبرده‌است. آیا می‌توان تصورکرد داریوش سوم، یک و نیم میلیون سرباز را برای جنگ با یک سردار کوچک مقدونی بسیج کند؟ غذا و اسلحه این ارتش را چه کسانی می‌توانستند تامین کنند؟ آیا کشاندن یک ارتش نیم میلیون نفری از جنوب ایران به سوریه کنونی در ۲۳۰۰سال پیش ممکن بوده‌است؟
امروزه نیز اگر ارتش ۱۵۰هزار نفری بخواهد از شهر یک تا دو میلیون نفری بگذرد، اگر ملزومات خود مانند خوراک و نیازهای اولیه را حمل نکند، آن شهر را دچار قحطی می‌کند. نمی‌توان پذیرفت، یک شاه برای حمایت از شهرهای خود، به تخریب شهرهای آباد خود بپردازد.
نکته جالب آنکه، برخی مورخان جدید غربی ازجمله ژنرال سر پرسی سایکس، (رییس پلیس جنوب ایران در دوران قاجار) همین دروغهای بزرگ را در کتاب تاریخ ایران خود تکرار کرده‌است. وی در جلد اول کتاب خود درباره نبرد ایسوس می‌نویسد: ارتش داریوش با ۶۰۰هزار نیرو درگیر نبرد با اسکندر مقدونی با ۳۵هزار نیرو در دشتی به پهنای دو مایل (۳کیلومتر) می‌شود!
وی به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که چگونه ۶۵۰هزار رزمنده در دشت سه کیلومتری جا می‌شده‌اند.
ژنرال سر پرسی سایکس در کتاب خود می‌گوید: در هنگام تقرب اسکندر به شمال‌غربی هند، وی ۵۶۰۰کیلومتر از یونان (به خط مستقیم) فاصله گرفته‌بود؛ آیا این سوال پیش نمی‌آید که تامین نیاز این نیرو با چنین فاصله دوری چگونه صورت می‌گرفه‌است؟ یا اسکندر از احوال یونان و مقدونیه چگونه با خبر می‌شده است؟ به فرض مثال، اگر در یونان کسی دیگر به‌جای اسکندر بر تخت می‌نشست، خبر آن ۵۰ تا ۱۰۰ روز بعد به گوش وی می‌رسید!
نباید از یاد برد که همه مسیر پشت سر اسکندر، پر از دولتهای معارض بوده و به گفته مورخان، در یونان هم مردم آتن به دنبال فرصتی برای قطع دست مقدونیها بودند. با این همه، آیا می‌توان پذیرفت پادشاهی از ۲۰سالگی (پس از مدت بسیار کوتاهی کشورداری) به یک سفر جنگی ۱۲ساله برود، بدون اینکه در کشورش شورشی رخ بدهد و یا آنکه سرداران غیر همراهش به وی خیانت نکنند؟
برتری ۱ به ۲۷۰
در نبردهای قرن بیستم بارها و بارها ارتشی، ارتش دیگر را غافل‌گیر کرده و با انهدام آن، جنگ را برده‌است. اما در تمام این نبردها با وجود استفاده از تسلیحات بسیار پیشرفته در کشتن انسانها و یا جنگاوری یک طرف و حتا عامل غافل‌گیری، برتری بیش از ده به یک نبوده‌است. اکنون چگونه می‌توان باورکرد که یونانیان در ۲۳۰۰سال پیش به برتری ۱ به ۲۷۰ نفر (در تلفات جنگها) با سپاههای ایرانی دست یافته باشند. در دنیای قدیم، فرمانده لایق، سلاح برتر و انگیزه جنگ حداکثر می‌توانست نسبت ده به یک را در جنگ ایجادکند.
اگر یوناینان دارای چنین توان بالایی در جنگاوری بوده‌اند، چگونه ۳۰۰سال در انقیاد ارتش ایران بودند و اگر ایرانیان این‌قدر در جنگاوری ضعیف بودند، چگونه دهها ملیت را فرمانروایی می‌کردند؟

"ادامه دارد."

بخش اول
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم

   + سعید ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()