saeid online

یادداشتهای ناصرالدین شاه

یک شنبه 24 رجب المرجب 1287 قمری
امروز هراسان بودیم، لذا وزیر دربار را خوانده و پرسیدیم: "مردک! این تحریم اقتصادی که می‌گویند، یعنی چه؟!"
مردک هم عرض نمود: "شما خیالتان آسوده حضرت سلطان. مطلب نگران‌کننده‌ای نیست. اجانب پارس می‌کنند بترسانندمان، ما هم از زیر سایه شما جواب پارسشان را با بستن قراردادهای کوچک و دادن امتیازهای ناچیز، می‌بندیم! [اشتباهی رخ نداده، ناصرالدین شاه به عمد دست در نحو جمله برده تا صرف آن به صرفه خودش باشد!] و تا شما را داریم از هیچ قدرتی نمی‌‌هراسیم. آسوده بخوابید قربان، ما بیداریم!"
از این توضیحات مفصل،خوش‌خوشانمان شد و خیالمان هم آسوده گردید. مردک را مرخص فرموده و برای قیلوله کردنِ خواب، به بستر الهام خاتون حلول کردیم!


دوشنبه دوم شعبان المبارک 1287 قمری
نیمه شب از خواب جستیم [پریدیم] به گونه‌ای که خاتون کوچکه‌مان فریاد کرد: "آخ!" ما نیز الله‌بختکی پراندیم: "شاخ!"
دیدیم قافیه ردیف کرده‌ایم، لذا میان ترس از کابوسی که دیده بودیم خنده‌مان گرفت. خاتون بیدار شده و روی تخت نشسته بود: نیم قرصی از ماه، پرسیدیم: "می‌دانید چرا همه وزرا و بزرگان مملکت دست به یکی[!] و با هم عهد کرده‌اند ما را از تخت به زیر بکشند، خودشان را به بالا؟!"
چشمان شهلای[!] خمار آلودش را مالشی داده و گفت: "قربان خنده‌های تاریخی‌تان بروم، حالا چه وقت سوال کردن است؟ بعد هم این که، شما خیالتان آسوده، مطلب نگران‌کننده‌ای نیست. هارت و پورت[!] می‌کنند دیگر، خاطرتان را مکدر نفرمایید. آسوده بخوابید و بستر را هم سرد نکنید[!] ما و باقی زنان حرم‌سرا بیداریم!"
ما نیز خیالمان آسوده گردید و بستر و خاتون را با هم، گرم نمودیم!


پنج شنبه 19 شعبان المبارک 1287 قمری
امروز از وزیر فرهنگ و هنرمان پرسیدیم: "این سایتها و وبلاگها! دیگر چه مرضی هستند؟ سوغات فرنگ که می‌گویند، اینهایند؟ با این سوغاتها باید چه گونه رفتار کنیم؟"
وزیر به پای همایونی‌مان افتاد و برخاست و عرض نمود: "قربان جقه مبارک، شما خیالتان آسوده. مطلب نگران‌کننده‌ای نیست. حل کردیم رفت! یک عده بی سر و پا، شیطنت می‌کردند، ما هم ترتیبشان را دادیم!"
- "یعنی چه؟ چه گونه؟"
- "دادیم قانونی بگذرانند تا بتوانیم تنبان شیطانهای‌شان را [این جا، شیطان دلالت به فرد می‌کند نه به تنبان!] از پایین به بالا بکشیم! حتا دور گردنشان ببندیم و بپیچانیم. فی‌الحال نیز مشغول پیچاندنیم! با این همه، مطلبی نیست. شما شبها و روزهایتان را آسوده بخوابید که ما بیداریم و زیر سایه سبیلهای مبارک، به کار تار و مار ِاخلال‌گرانِ بی‌فرهنگ هستیم."
دیدیم عجب درباریان حاضر به یراق و دلسوزی داریم که با وجودشان دیگر هیچ غمی نمی‌ماند تا ما بخوریم! اکنون دستگیرمان شده است که مملکت در امن و امان است و پر از گل و بلبل! پس ما می‌رویم آسوده بخوابیم!

از "اینجا"

   + سعید ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()