saeid online

امدادهای غیبی!

شنبه صبح امتحان شیمی صنعتی1 داشتم که با پدر مهندسی‌شیمی ایران و جهان، مهندس امانی قشنگ (بر وزن مشنگ) ارائه شده بود. روز دوشنبه دو تا امتحان داشتم: ساعت 8 صبح مبانی پلیمر با دکتر فقیهی و ساعت ۳۰/۱۰ شیمی‌فیزیک 1 با دکتر صلابت. تازه، فردای آن روز هم دو تا امتحان دیگر داشتم یکی درس اختیاری محیط زیست و دیگری کاربرد طیف که با پروفسور بی‌خیال و بی‌قیدی همچون فروغی‌فر ارائه شده بود.
این برنامه امتحانی گوشه‌ای بود از اوج بی‌برنامه‌ریزی در گروه شیمی و معاونت آموزش دانشگاه رو به پیشرفت اراک! الحق و والانصاف که باید به همه دست‌اندرکاران این برنامه امتحانی از سرگروه شیمی که پروفسور امانی بود تا آبدارچی گروه که حشمت بود، خسته نباشید عرض کنیم. در چهار روز هفته خیلی از ما حدود چهارده واحد درسی باید امتحان می‌دادیم. رکوردی که فکر می‌کنم کمتر کسی آن را تاکنون توانسته است بر جای بگذارد.
در روزی که هم امتحان پلیمر داشتم و هم امتحان شیمی‌فیزیک 1، بعد از امتحان پلیمر اتفاق نه چندان دور از ذهنی برایم افتاد. نمی‌دانم چی شد که هر چی شیمی‌فیزیک خوانده بودم از ذهنم پرید، هیچی به ذهنم نمی‌رسید. با این که از بخت بد من مراقب جلسه آقای خدابخشی بود که در یک گوشه عین یک مجسمه می‌ایستاد و امکان هرگونه تقلب را از ما سلب می‌کرد، چاره‌ای جز تقلب ندیدم. حتا اگر مراقب سریش جلسه برگه‌ام را می‌گرفت، چیز مهمی از دست نمی‌دادم.
مگر لطف خدا تمام‌شدنی است؟! کنار من کسی نشسته بود که به بزرگ‌ نوشتن معروف بود و دستخط درشتش زبانزد همه بود. بله، این دوست خوب ما کسی نبود جز علی آقای وارسته. (ملقب به عرشیا و شاید ارشیا) هر کس دیگری غیر از وارسته‌جون کنار من بود، نمی‌توانستم روی دستش را ببینم. دو تا از چهار سوال امتحان را به هر بدبختی که بود و با پررویی تمام در حضور دیدگان مجسمه یادشده از روی برگه وارسته‌جون نوشتم، زحمت کشیدم و یک سوال را خودم نوشتم تا این که در این درس ۵/۱۴ که نمره بدی نسبت به میانگین کلاس نبود شدم.
هیچ گاه کمک رفیقانه و خالصانه وارسته‌جون را فراموش نمی‌کنم و همیشه و همه جا گفته‌ام که شیمی‌فیزیک 1 را علی وارسته برای من پاس کرد. امیدوارم هر کجا هستند موفق و موید باشند.

   + سعید ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
    پيامهاي ديگران ()