saeid online

سرافکندگی!

هفته گذشته، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه حدود ۵۰ انسان بی‌گناه در لندن به‌خاطر انفجارهای پی در پی کشته شده‌اند. شاید این خبر برای ما که به این نوع مرگ و میرها عادت کرده‌ایم، مهم نباشد و حتی ممکن است خوشحال هم شده باشیم؛ اما از وقتی که گروهک القاعده با بی‌شعوری هرچه تمامتر مسئولیت این بمب‌گذاریها را به عهده گرفت و از وقتی که شنیده شد آزار و اذیت مسلمانان در اروپا افزایش یافته، ما هم تاحدودی سرافکنده و شرمنده و حتی از مسلمان بودن خود پشیمان هم شدیم.(تصورکنید روزی قصد سفر به اروپا داشته باشید و در آنجا مجبور باشید ایرانی‌بودن و مسلمان‌بودن خود را به‌خاطر در امان‌بودن از مسخره و توهین دیگران، مخفی‌کنید.)
همین که اینان، این روش وحشیانه را برای تبلیغ منش و بینش خود انتخاب کرده‌اند، برای اثبات تحجر، تعصب و عقب‌ماندگیشان بس است و بیش از این، قلم‌فرسایی لازم نیست.

دیگر این که، فردا روز شهادت فاطمه زهراست، فاطمه‌ای که این روزها خیلی مرید پیدا کرده و هیاتهای زیادی که بی‌شباهت به گروهک نامبرده نیستند، برای عزاداری و سینه‌زنی و مداحی مادر امامان شیعه، قد علم کرده‌اند. لازم دیدم که در اینجا و به همین مناسبت، کمی هم از دکتر شریعتی برایتان بگویم:
درد ما این‌است که تمام اندوخته‌ها و ارزشهای متعالی الهی را که تنها روزنه امید نجات ماست و تمام رهبران و پیشوایان و امامان معصوم ما شیعه که «یاد» و «خاطره» هرکدام از آنها می‌تواند آموزنده بزرگترین درس انسانیت و آزادی برای همه زمین و زمان باشد، به صورتی مسخ کرده و درآورده‌اند که عامل اسارت ما شده‌اند... مساله این‌است که امامان ما را در لباس محبت و ولایت و ارادت و تجلیل، جیره‌خوار خلفا معرفی می‌کنند و این‌گونه معرفیها را در همه‌جا طرح و تبلیغ می‌کنند...
و این‌است برادر که هزار و چهارصد سال است که سرم را بر کنار دیوار خانه متروک فاطمه نهاده‌ام و در این قرنهای سیاه، به تهدید هیچ تیغی و تطمیع هیچ طلایی و تزویر هیچ تسبیحی سر برنداشته‌ام و به در هیچ کاخی و هیچ معبدی و هیچ گنجینه‌ای رو نکرده‌ام، که در این خانه گلین محقر، فاطمه هست و علی هست و حسین هست و زینب؛ زن، شوهر، برادر و خواهری که رنج، ستم، گرسنگی، کار، حق‌کشی و فریب را خوب می‌شناسند، می‌چشند و این‌چنین زندگی می‌کنند تا سرنوشت رنج تاریخ و فاجعه انسانیت را در سرگذشت خویش، حکایت‌کنند. خاندانی که قدرتهای بزرگتر از فرعون را به زیر آورده‌است و گنجینه قارونهای زمین را به بیت‌المال مردمش فروریخته و قدرت بزرگترین مذهب زمان را در اختیار دارد، و گرسنه است تا با گرسنگان جهان هم‌کاسه باشد و ریسمان به گردن دارد تا بردگی انسان را که قربانی غصب و تزویر دین‌بازان است و شهید شمیشر زهرآگین «تعصب»، نشان دهد؛ نشان دهد که اینان به نام و به نیروی کاملترین دین خدا، عزیزترین پرورده دین و پاکترین دوست خدا را این‌چنین محکوم می‌کنند که یعنی «سنت پیامبر»! و سپس می‌کشند که یعنی «حکومت خدا» و بر نامش و یادش در تعقیب هر نماز، لعنت می‌کنند که یعنی «عبادت مومن»!

در پایان، این جمله ابوریحان بیرونی را به یاد داشته‌باشید که:
«تعصب، چشمهای بینا را نابینا و گوشهای شنوا را ناشنوا می‌کند و آدمی را به انجام‌دادن آنچه عقل باور ندارد، وا می‌دارد.»

   + سعید ; ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()