saeid online

جیش بوس لالا!

                                      جیش..... بوس ...... لالا

نمیدونم دلیلتون از اومدن به دانشگاه چی بود. مدرک بگیرید؟ واسه خودتون کسی بشید؟ بهتون بگن خانوم یا آقای مهندس؟ یا...
مطمئن هستم همه اینا بوده. نه تنها واسه شما، بلکه واسه همه، از جمله خود ما هم ممکنه همین دلیلا بوده باشه. ولی به جرات میگم صرفا همینا نبوده. بذارید رک بگم. هرکی دلیلاش فقط همین بوده، از قول حافظ «بر او نمرده به فتوی من نماز کنید».
خیلی ها وقتی میان دانشگاه، بابا ننه هاشون همون دم در دانشگاه بغلشون می کنن و میگن: عزیزم، درستو بخون. بعدش هم فقط جیش، بوس ، لالا (مهم نیست چه کسی رو بوس می کنند، چون اونها که پیششون نیستند). دور و بر بقیه کارها رو خط بکشید، مخصوصا سیاست رو. اصلا کاری به اطرافتون نداشته باشید. اونها هم همین کارها رو می کنن. اصلا نمی دونن دانشجو یعنی چی؟ چه وظایفی دارن؟ مهم تر از اون، نمی دونن چه حقوقی دارن. نمیدونن چه جوری باید حقوقشون رو مطالبه کنن. همین میشه که بالائیها هر کاری رو که بخوان انجام میدن. بدون توجه به دانشجو. چون مطمئن هستند که هیچ کسی جیکش در نمیاد.
به نظر من هم فکرشون درسته. چون دانشجویی که فکر و ذکرش پاس کردن واحداش باشه، دیگه جایی واسه کارای دیگه نداره.
البته بعضیها دیگه هم از اون ور بوم افتادن. یعنی اینقدر خودشون رو صرف بساط کردن که نه کاری دارن به دور و برشون، نه فکری دارن واسه پاس کردن واحداشون.
یه عده دیگه هم قسمت انتهایی نصیحت بابا جونشون رو گوش میکنن و فقط به «بوس و لالا» میرسن. حالا خودتون قضاوت کنید. دانشجویی که درس، بساط، بوس و لالا شده همه زندگیش، چه جوری می تونه واسه حقش چونه بزنه؟ چون یا داره پاچه های استادشو می ماله، یا داره دماغشو می ماله، یا داره ... رو ... (حذف به قرینه لفظی و مسائل اخلاقی).

   + سعید ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()