saeid online

در کلاسهای درس دانشگاه چه می‌گذرد؟

شمار زیادی از دانشجویان با صورتهای بتونه‌کاری شده و اندک‌شماری هم با صورتهای نشسته، روی صندلیهای چرک‌آلود با چهره‌ای پف‌کرده نشسته‌اند. تعدادی از خانمها که موفق نشده‌اند آرایش روزانه خود را کامل کنند، آینه‌های کوچک خود را از کیفشان درآورده و به چهره‌آرایی خود ادامه می‌دهند.
در همین حال، استاد محترم پس از ۲۰ دقیقه تاخیر، دوان دوان وارد کلاس می‌شود؛ اما طوری وانمود می‌کند که به موقع رسیده‌است.
از آنجایی که نه استادان ما چیز جدیدی برای گفتن دارند و نه دانشجویان حوصله شنیدن خزعبلات استاد را، استاد چاره‌ای غیر از این نمی‌بیند که مدتی از وقت کلاس  را با خضور و غیاب به بیهودگی سپری کند.
پس از گذشت ۳۰ دقیقه از وقت معمول کلاس، استاد در ابتدا کت خود را درمی‌آورد و آستنیهای خود را بالا می‌زند(با حرکت آهسته) سپس با بازکردن درب کیف، یادداشهای مربوط به درس امروز را آماده و با دیدن آنها خاطرات ۱۵ سال پیش و اولین کلاس درس خود را در ذهن مرور می‌کند. بعد، آثار هنری و اشعار نابی که روی تخته  سیاه نوشته شده‌است را پاک می‌کند و تصمیم می‌گیرد که درس را شروع کند.
در همین حین، کسانی که شب قبل پای بساط بوده‌اند و دیر از خواب بیدار شده‌اند، با در دست داشتن یک صندلی و در حال بد و بیراه گفتن به زمان و زمین، دنبال جایی برای خود می‌گردند. استاد ما هم خیلی منت به خرج داده و صبر می‌کند تا همه در جای خود مستقر شوند.

ـــ «درس امروز ما درباره مفهوم اسید و باز است. اسید ترش مزه و باز گس مزه ....»
هنوز جمله استاد تمام نشده که یکی از خانمها در حالی که ژست مادامهای فرانسوی را گرفته است، همچون خروس بی‌محل می‌پرسد:
ـــ «عذر می‌خوام استاد! میشه بگین چرا به اسید میگن اسید؟!»
استاد در حالی که یک علامت تعجب بزرگ بالای سرش دیده می‌شود، بعد از کمی مکث می‌گوید:
ـــ «اسید از حروف الف، سین، ی و دال تشکیل شده و بنا بر این مقرون به صرفه است که اسید نامیده شود نه چیز دیگری.»
با وجود اینکه خانم مذکور هنوز قانع نشده‌است، استاد ادامه می‌دهد که: «قدرت اسیدی نسبی است و اسید ضعیف در مقابل اسید قوی به‌عنوان باز رفتار می‌کند...»
ناگهان یکی دیگر از خانمهای باهوش، مانند تیری که از چله کمان رها شده، به وسط حرف استاد می‌پرد و با حالت پرخاشگرانه و پرتاب چند مشت و لگد از راه دور به استاد، می‌پرسد: «مگه میشه اسید، باز بشه؟!»
این خانم پیش خود فکر می‌کند با این سوال بکر، تئوری جدیدی در این باره ارایه داده‌است.
در این‌جاست که موبایل یکی از خانمهای سه نقطه کلاس زنگ می‌خورد و توجه همه به او جلب می‌شود و جواب این سوال مشکل هم فراموش می‌شود.
همین که استاد بیچاره می‌خواهد به ادامه درس بپردازد، خانم دیگری که صدایش شیشه‌های کلاس را می‌لرزاند، از آخر کلاس، استاد را مورد خطاب قرار داده و می‌پرسد: «تفاوت اسید سولفوریک با سولفوریک اسید چیه؟!»
استاد که نشانه‌هایی از شوک در صورتشان عارض شده، با قورت دادن آب دهان، این سوال را نشنیده می‌گیرد.
خانم‌های دیگر هم برای اینکه نشان دهند لال نیستند و علاوه بر گلدوزی و منجوق‌دوزی و ... حرف زدن هم بلد هستند، بی آنکه قبل از حرف زدن کمی فکر کنند، یکی پس از دیگری سوال می‌پرسند و استاد ما هم به جوابهای سربالایی خود ادامه می‌دهند.
ناگهان آقایان به گمان اینکه سنگ پایی گم شده، از خواب نازنین بیدار می‌شوند و خرامان خرامان از کلاس بیرون می‌روند و اینگونه است که این کلاس مانند کلاسهای دیگر تمام می‌شود.
اما تا ساعت‌ها بعد دیده می‌شود که خانمهای محترم، متفکرانه سرجای خود تمرگیده‌اند تا درس امروز برای آنها خرفهم شود.

(البته قابل ذکر است که موضوع اسید و باز علاوه بر اینکه در دوران دبیرستان به طور کامل آموزش داده می‌شود، ‌دوباره در دانشگاه در تجزیه۱، آلی۱ و معدنی۱ به طور جداگانه مطرح می‌شود.)

   + سعید ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()