saeid online

خوردگی

یکی از خوانندگان وبلاگ از ما خواسته‌اند تا اگر درباره بچه‌های شیمی۷۸ چه روزانه و چه شبانه چیزی می‌دانیم، بنویسیم. خدمت شما عارضم که غبار فراموشی بد جوری روی خاطرات دوران دانشجویی‌مان نشسته و گویا دچار نوعی آلزایمر خفیف شده‌ایم؛ فقط یادم هست که ترم شش شبانه‌های۷۸ که بیشتر از اراکی‌های خواستنی بودند، با ما درس شیرین خوردگی فلز با استادی که هر چی فکر می‌کنم اسمش چی بود، داشتند. یا محمدی بود یا متحدی یا... خلاصه رفیق دیرینه دکتر امانی بود.
بعد از اعلام نمره‌های پایان ترم بود که شیرین‌کاری دوستانی که ذکرشان رفت، شروع شد. این دوستان که در آن مقطع با آن کارشان ثابت کردند برای ما دست کمی از دشمن ندارند، نامه‌ای از طرف خود می‌نویسند مبنی بر پایین بودن نمره‌ها و درخواست جهت افزایش نمره‌های درس خوردگی که در آن نامه که از طرف چند نفر نوشته شده بود، امضای تمام بچه‌های کلاس جعل شده بود. جالب اینجاست که این نامه نه تنها هیچ تاثیری در بالا رفتن نمره‌ها نداشت، نمره خیلی‌ها کم هم شد. از جمله خود من که نمره ۲۵/۱۰ شد ۱۰.
این قضیه در ترم هشت و زمانی که ما در خوابگاه پردیس بودیم توسط یکی از همان شبانه‌های اهل اراک که اسمش یادم نمی‌آید، لو رفت و ما هم کلی خندیدیم.

   + سعید ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()