saeid online

از وبلاگ دیگران

بدین وسیله من رسما از بزرگسالی استعفا می‌دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را می‌پذیرم.
می‌خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم آنجا یک هتل پنج ستاره است. 
می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می‌توانم آن را بخورم ! 
می‌خواهم زیر یک درخت بلوط  بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم. 
می‌خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می‌خواهم به گذشته برگردم، وقتی ساده بود، وقتی رنگها، جدول ضرب و شعرهای کودکانه را یاد می‌گرفتم، وقتی نمی‌دانستم که چه چیزهایی نمی‌دانم و هیچ اهمیتی هم نمی‌دادم.
می‌خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوبند. 
می‌خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می‌خواهم از پیچیدگیهای دنیا بی‌خبر باشم.
می‌خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم‌، نمی‌خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت‌کننده، صورتحساب، جریمه و ...  
می‌خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت‌آمیز‌، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران...
این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک مال شما،
من رسما از بزرگسالی استعفا می‌دهم.

   + سعید ; ٧:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
    پيامهاي ديگران ()