saeid online

گیـر سه‌پــیـچ!

این سولی‌جون دارد بال بال می‌زند. یکی به داد این بنده خدا برسد. محض رضای خدا یکی مراقبش باشد، یک دفعه می‌بینی رگ زد و خودش را هلاک کرد. سولی که گویا دوباره قصد سفر خارجه دارد، قاط سنگین زده و در حالی که در یک چشمش خون و دیگری اشک بود، گفت: "اگر جان بدهم برای شهرت کم است." وی در حالی که می‌پندارد دانشجویان روزی سه ساعت می‌خوابند، غذا نمی‌خورند و فقط مقاله می‌نویسند، در وصف خود گفت: "به زودی زود، دست شرودینگر از خشتک من بیرون می‌آید و مقاله‌ای منتشر می‌کنم که بیا و ببین." معلوم نیست این سولی‌جون این مقاله‌های پربار علمی و راهگشای بشریت را از کجایش به دست می‌آورد.
سولی‌جون گفت: "شاید این حرف از دید کوانتوم خنده‌دار باشد، ولی من استعداد اینشتین را کشف کردم." آگاهان اعلام کردند که به هیچ وجه خنده‌دار نیست، چون واقعا اگر آدم این قدر خودخواه باشد، فکر می‌کند خداوند هم یکی از آفریده‌های اوست و چه بسا که پیدایش زمین و انقراض ماموتها و اعدام گالیله و خروج شاه از ایران هم به خاطر این بود که سازمان سنجش اسمش را از آزمون کارشناسی ارشد در بیاورد و وی الهه دانایی ایران شود. سولی، که تنها دلیل وجودش این است که دانشگاه اراک سالها پیش وی را به نام نامی استاد به استخدام خود درآورده، گفت: "همین جوری هم زبانم دراز و قلمم تیز و هیکلم ناز است."
روانکاوان، پس از شنیدن این جملات و خواندن مقاله‌های دیگرش به این نتیجه رسیدند که اگر یک نفر دیگر همین حرفها را بزند، تا چند روز دیگر ادعا می‌کند براد پیت است و چه گوارا می‌گوید تو در نیا که من درآمدم. سولی‌جون در یک تز شگفت‌انگیز در حالی که به نظر می‌رسید نام همسر و مادرش را به نام "مردم دنیا" تغییر داده است، گفت: "همه مردم دنیا به من چشم دوخته‌اند." برخی روانکاوان که آخرین مقاله وی را مطالعه کردند اعلام کردند که در این مقاله پانصد بار از واژه من و 300 بار از واژه محمد و بارها از واژه‌های عقده، حقیر، پست و خرد استفاده شده است. سازمان حمایت از افراد بی‌سرپرست از مردم خواست برای سلامتی این آقای محترم دعا کنند و از خدا بخواهند که وی را از شر این مالیخولیا نجات دهد.

 از نوشته‌های س.ی.د ا.ب.ر.ا.ه.ی.م ن.ب.و.ی (با کمی دخل و تصرف)

   + سعید ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
    پيامهاي ديگران ()