saeid online

شعر و چند توضیح...

رفتم٬ مراببخش و مگو او وفا نداشت/ راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی‌امید/ در وادی گناه و جنونم کشانده‌بود
رفتم٬ که داغ بوسه پرحسرت تو را/ با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود/ رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو٬ مگو٬ که چرا رفت٬ ننگ بود/ عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت٬ چو نور صبح/ بیرون فتاده بود به یکباره راز ما....
روحی مشوشم که شبی بی‌خبر ز خویش/ در دامن سکوت٬ به تلخی گریستم
نالان ز کرده‌ها و پشیمان ز گفته‌ها/ دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

فروغ

  • این شعر رو تقدیم می‌کنم به بچه‌های باحال شیمی به‌خصوص با مرام‌های ۷۹
  • کاشکی یه عکس از سبیلهای یه نفر داشتم تا جلوی دوستی که تقاضا داشتن شرمنده نشم. البته توضیحات لازم رو برای این دوستمون میل کردم.
  • ملالی نیست جز دوری دوستان که امیدوارم هرچه زودتر روز موعود فرا برسه و همشونو یکجا ببینم.

   + سعید ; ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٥
    پيامهاي ديگران ()