saeid online

خاطره

ساعت ۶ عصر، آخرین نفر که یکی از متاهلان بیچاره بود از سر جلسه امتحان بلند شد. خود شما بهتر از من می‌دانید که همیشه امتحان یک درس چهار واحدی مانند شیمی معدنی۲ حساسیت‌های زیادی دارد، چرا که نمره بالا در یک درس چهار واحدی می‌تواند نقش بسزایی در بالا بردن معدل داشته باشد.
صبح روز بعد، با کمال تعجب و بر خلاف همیشه که چند هفته‌ای تا اعلام نمره‌ها طول می‌کشید، نمره‌های ما اعلام شد و از همه تعجب‌برانگیزتر، نمره‌های پایینی بود که کفر همه را در آورده بود. بالاترین نمره‌ای که داده شده‌بود، یازده و نیم بود و کمترین نمره وجود نداشت! به همین دلیل، هر کسی خود را از خانه یا خوابگاه و در حالی که به خیلی چیزها فحش می‌داد، به دانشگاه و اتاق زنده‌دل رسانده بود. همه شاکی بودند و به پایین بودن نمره خود نسبت به آنچه که پیش‌بینی ‌کرده‌ بودند، اعتراض می‌کردند. اما نامبرده فقط در حال ناسزا گفتن به دانشجویان که: شما نمی‌فهمید، شما قدر مرا نمی‌دانید، شما چیزی از شیمی معدنی نفهمیده‌اید، شما در کلاس‌های من حضور ذهن نداشته‌اید و خیلی حرف‌های نامربوط دیگر که نشان از حدودی دستپاچگی داشت.
این دستپاچگی هم از آن جا ناشی می‌شد که یکی از دانشجویان، استاد محترم را تا ساعت ۸:۳۰ شب در آزمایشگاه دیده بود و همیشه این سوال را تکرار می‌کرد که استادی که در یک روز هم امتحان شیمی معدنی دارد و هم شیمی‌ آلی‌فلزی و تا آن وقت شب در آزمایشگاه مشغول کار، چگونه می‌تواند در همان شب تمام برگه‌های امتحانی را تصحیح کند و ساعت ۸ صبح روز بعد اعلام کند؟
در نهایت استاد نگون‌بخت به صراحت اذعان کرد که برگه‌های امتحان را تصحیح که نکرده، هیچ! نگاهشان هم نکرده و بر اساس فعالیت‌های کلاسی نمره داده است.


.........................................
(توضیح: این خاطره از زبان یکی از دوستان نقل گردیده است. درستی یا نادرستی آن باشد به عهده راوی)

   + سعید ; ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥
    پيامهاي ديگران ()