saeid online

هفت سین

قبل از آغاز سال نو، در یک محفل دوستانه یکی از دوستان ما با چنان افسوسی می‌گفت که: هفت‌سین در ابتدا و در اصل «هفت‌شین» بوده و این هفت‌شین عبارت بودند از: شمع، شراب، شیرینی، شمشاد، شهد (عسل)، شربت و شاخه نبات. این دوست عزیز که اگر اشتباه نکنم پیش خودش فکر می‌کرد از نوادگان داریوش سوم و منجی ایران عزیز است، و در حالی که اشک فقط در یکی از چشمانش حلقه زده بود، می‌گفت: «بـله! شراب رو از ما گرفتند و به جای اون، برادر شراب* (یعنی سرکه) رو به ما دادند و همین جا بود که تمام بدبختیهای ما شروع شد و به همین خاطر، به اینجا رسیدیم!»
البته قبل از هر چیز به شما بگویم که من به دنبال انکار یا تایید شراب نیستم و موضوع بحث ما این نیست؛ اما این دوست عزیز نگفتند که چه کسانی شراب را از ما گرفتند و به جای شراب، سرکه را به ما دادند و چنین خیانت نابخشودنی و بزرگی به ما کردند؟! و البته نگفتند که شراب چه خاصیتی داشته و دارد که بودنش موجب داشتن ایرانی سرافراز و آباد و نبودش، چگونه موجب فلاکت و نگون‌بختی ایرانی‌جماعت شده؟
از این که بگذریم، همین امروز در یکی از سایتها خوندم که: «برخى دیگر به وجود هفت‌چین در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. البته در این‌باره تعابیر گوناگونى وجود دارد. برخی می‌گویند در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت کاسه چینى غذا مى‌گذاشتند و بنا بر این به آن هفت‌چین یا هفت‌چیدنى مى‌گفتند. یا در کتاب فرورى آمده است: در روزگار ساسانیان، یکى از کالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران، کاسه‌هایى بود که بعدها به نام کشورى که از آن آمده بودند «چینى» نام‌گذارى شد و به گویشى دیگر به شکل سینى در ایران رواج یافتند.»
حال، دوست دارم آنچه که به نظرم آمده‌است را با شما در میان بگذارم: اگر ما بپذیریم در زمان ساسانیان، هفت‌شین متداول بوده‌ و یکی از شین‌های این سفره شراب بوده‌است، آیا مردم آن دوره به شراب، «شراب» می‌گفتند یا این نوشیدنی را با نام دیگری صدا می‌زدند؟ تا آنجایی که می‌دانم شراب یک واژه عربی است و ساسانیان به دوره قبل از اسلام مربوط می‌شود و چه بسا این نوشیدنی که امروز ما آن‌را «شراب» می‌خوانیم، در روزگار ساسانیان با حرف دیگری غیر از شین شروع می‌شده! در ضمن، شربت (یکی دیگر از شین‌های هفت‌شین) نیز یک واژه عربی است و هم‌خانواده شراب. پس تا حدودی، این فرضیه کشک از آب در می‌آید.
با این اوصاف، شاید چند وقت دیگر، یک ایرانی وطن‌پرست دیگر سرش را از زیر لحاف بلند کند و بگوید: نه هفت‌سین درست است نه هفت‌شین و نه هفت‌چین! بلکه در اصل هفت‌جین بوده و مردم زمان هخامنشیان هفت جین غذا سر سفره نوروز می‌گذاشتند و... یا اینکه دیگری بگوید: چون راه عرفان هفت مرحله دارد و برای رسیدن به خدا باید از این هفت پله گذشت، هفت‌عین درست است و ... و ... خیلی اعوجاجات دیگر!
مشکل ما جایی دیگر است ولی به اشتباه به مسائل پیش‌پا افتاده و کذایی دیگری گیر داده‌ایم. اینکه می‌بینید دیگران چه پیشرفتها که نکرده‌اند و به چه جاهایی که نرسیده‌اند، در این نیست که شراب یا ویسکی یا چیز دیگری می‌خورند؛ نسبت دادن تمام عقب‌ماندگیهای کنونی و پیشرفتهای گذشته به شراب، عاقلانه نیست. خود شما شاید بهتر از من بدانید که یک شهروند اروپایی به‌طور متوسط در یک شبانه‌روز یک ساعت مطالعه می‌کند اما این رقم برای ما ایرانیها کمتر از یک دقیقه است! یا زندگی مردم هند آنچنان با کتاب عجین شده است که بیا و ببین!! اما من و شما چی؟ روزنامه که هیچی! چون نباید نزدیک سیاست شد! ما در خریت خود می‌پنداریم روزنامه‌خواندن یعنی سیاسی‌شدن! مجله که هیچی! چون گرونه! کتاب که ول‌کن! تازه من هر وقت کتاب می‌خونم، خوابم می‌گیره!
کدام یک از ما واقعا به عشق علم‌آموزی و علاقه به شیمی، خودمون رو پاره کردیم تا به دانشگاه راه پیدا کنیم و در دانشگاه با جون و دل درس بخونیم؟ یکی دنبال مدرک، دیگری دنبال پرستیژ، اون یکی دنبال همسر و... استادها که بدتر از همه: همه بی‌سواد، یکی دنبال بساز بفروش، اون یکی دنبال بدن‌سازی و پودر رستم، دیگری با ۵۰ سال سن دنبال دختر بیست ساله...
و این است که سرنوشتی بهتر از این، حقمان نیست.

* البته در جایی دیگر خوانده بودم که سرکه، خواهر و همزاد شراب است ولی این دوست عزیز می‌گفت: برادر شراب! در هر دو صورت، مهم نیست. فقط می‌خواستم شما بدانید.

   + سعید ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥
    پيامهاي ديگران ()