saeid online

زندگی‌نامه یکی از شگفتی‌های جهان

این مطلب را یکی از خانم‌های دانشجو به نام م.ش در تاریخ ۳۱ فروردین به ای‌میل اینجانب فرستاده‌اند و آن‌ را بدون کم و کاستی به شما تقدیم می‌کنم:

سولی‌جان در خانواده‌ای از طبقه متوسط در دارقوزآباد علیا از توابع آبادان به‌ صورت نارس چشم به جهان گشود. وی همیشه ازسوی افراد خانواده به‌علت کندذهنی و دیرفهمی تحقیر می‌شد و از همان ابتدا بذر عقده‌های روانی در وجودش کاشته‌ شد. اما خود ایشان مدعی‌اند که بچه نازی‌آباد تهران هستند و در لس‌آنجلس دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته‌ و مدتی نیز در پاریس کنار برج ایفل به گذران زندگی مشغول بوده‌اند.

تا این که سرنوشت این‌ گونه رقم‌ خورد که با استفاده از پشتکار والا و گرانسنگ خود، جهت ابراز وجود و خودنمایی بیشتر به ادامه تحصیل پرداختند و در نهایت مدرک دکترای خود را در گرایش تخمی‌ تخیلی شیمی‌فیزیک کسب‌ کردند تا بتوانند از این طریق سرپوشی بر آلام نهفته در ضمیر خود بگذارند و با این مدرک فکسنی، به طرز فجیعی ویراژ بدهند.

ایشان که قدی کمتر از یک متر و بیست سانتی‌متر دارند، با موهایی به رنگ مورچه‌های قهوه‌ای و هیکلی در حد و قواره‌های شیلنگ، و چشمانی زیبا و گردنی به اندازه یک پیپـت ۱۰سی‌سی، مدعی‌اند که در سال ۲۰۰۳ به‌ عنوان قویترین مرد ایران در مسابقه‌های جهانی فنلاند شرکت‌ کرده و در آن جا توانسته‌اند کره زمین را به اندازه ۹۸ سانتی‌متر از مدار خود دورتر کنند و همه این کامیابی‌ها را مرهون آقای س.ر هستند که با تغذیه مناسب استاد گرانقدر خود به طرق گوناگون مانند تهیه پودرهای کراتین، اسید آمینه و قرص‌های تستسترون، مقدمات پیشرفتشان را در این زمینه فراهم‌‌ آورده‌اند. به‌ تازگی هم دیده‌ شده که سولی‌جان به‌ خاطر کسب این عنوان جهانی کمی دچار غرور شده و با دادن سینه خود به سمت جلو و تیز کردن گردن، قصد هنرنمایی بیشتری دارند.

همان طور که گفته‌ شد، به این‌ علت که ایشان در دوران کودکی از کمبود مهر و محبت رنج می‌برده‌اند و همیشه از پدر خود کتک‌های مفصلی می‌خورده‌اند، می‌پندارند که ختم روزگارند و کسی مانند ایشان پا به عرصه وجود نگذاشته‌ است، فکر می‌کنند که انسان، اشرف مخلوقات است و ایشان نیز اشرف انسان‌ها. به همین‌ جهت همیشه با فیس و افاده گام بر می‌دارند و هنگامی که پشت فرمان پرایدشان می‌نشینند، تصور می‌کنند در حال راندن یکی از هواپیماهای ایرباس خطوط هوایی فرانسه هستند. غافل از این که در این حالت، گره‌های کور موجود در اعماق وجود خود را به نمایش می‌گذارند.

قابل ذکر است که ایشان چند سفر اروپا نیز داشته‌اند و چون تا پیش از آن در روستای خود ندیده بودند که کسی به سفر خارجه برود، اکنون به اشتباه دچار این توهم شده‌اند که نخستین و تنهاترین ایرانی هستند که پا در خاک اروپا گذاشته‌ و خود را با یوری گاگارین مقایسه می‌کنند. به همین جهت همیشه در کلاس‌های درس از خاطرات و تجربیات خود از اروپا می‌گویند و دانشجویان هم در دل خود به حال این واپس‌مانده می‌خندند. شاید به همین‌ علت باشد که گاهی مواقع از شاگردان خود ابراز نفرت می‌کند و به آن‌ها می‌گوید که: "من از دیدن شما حالم به هم می‌خوره... اه اه." غافل از این که دانشجویان هم در دل خود مقابله به مثل می‌کنند.

یکی دیگر از ویژگی‌های بارز ایشان این است که هیچ‌ گاه از تلاش و کوشش دست برنمی‌دارند و برای برگزیده‌ شدن به‌ عنوان پژوهشگر نمونه از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند. ولی همیشه با سر و کله به سنگ می‌خورند و حالشان بد جوری گرفته می‌شود و هر سال از این که برگزیده نشده‌اند، خیط شده و تا مدتی افسرده می‌شوند.

در پایان، نگارنده دوست دارد یکی از خاطرات و جمله‌های قصار این انسان بزرگ را به‌ طور خلاصه برای شما بازگو کند تا به عمق فاجعه پی‌ ببرید:

در یکی از کلاس‌های درس شیمی‌عمومی ١ که ایشان از ترم‌ اولی‌ بودن ما سوءاستفاده می‌کرد و ما را همچون خودش نفهم می‌پنداشت، می‌گفت که: "هیچ‌گاه از غذاخوری‌های پراکنده در سطح شهر استفاده نکنید. چرا که میکروب دارند و ممکن است اسهال بگیرید و مهمتر از همه، این که مردم اروپا این عمل شنیع و زشت را انجام نمی‌دهند و چه و چه و ...."
بعد از تمام‌ شدن کلاس و در راه بازگشت به خوابگاه، در یکی از جگرکی‌های بازار او را دیدیم که در حال خوردن جگر بود... و لابد در حال فکر کردن برای خالی‌بندی‌های بعدی خود!

   + سعید ; ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ خرداد ۱۳۸٤
    پيامهاي ديگران ()