saeid online

محمد رسول‌ا...

عصر دیروز فرصتی پیش آمد تا ساخته مجید مجیدی را که برایش خیلی تبلیغ و هیاهو به پا کردند، روی پرده سینما ببینم. یک فیلم سه ساعته درباره دوران کودکی پیامبر به اضافه مقادیر زیادی از چاشنی احساسات‌ و عواطف شبیه آن چه که در سریال‌های سراسر غم و اندوه ایرانی به فراوانی دیده‌ایم. جدای از این و البته از نگاه بنده، شاید زمان طولانی فیلم خیلی‌ها را از تماشای آن بازدارد؛ چرا که این روزها کمتر کسی پیدا می‌شود که گرفتاری‌ نداشته باشد و بتواند با طیب خاطر و فراغ بال سه ساعت از وقتش را در سینما بگذراند. با این حال، خیلی از صحنه‌های فیلم هستند که گویی کارگردان دارد با آن‌ها لاس می‌زند و با دوربین بازی می‌کند، (اول نمای بسته، بعد نمای باز، حالا چرخش دوربین...) در حالی که به سادگی می‌شود از این آب و تاب دادن‌های بیهوده و بی‌نتیجه که تنها حوصله تماشاگر را سر می‌برند، پرهیز کرد و بی آن که خدشه‌ای به کل ساختار فیلم وارد نمود، یک ساعت از زمان آن را کاست و فیلم شسته رفته‌تری به نمایش گذاشت.
در تمام مدتی که فیلم را تماشا می‌کردم، محمد رسول‌ا... ساخته کارگردان سرشناس، مصطفا عَقاد (2005-1930) جلوی چشمم می‌آمد و ناخواسته این دو را باهم مقایسه می‌کردم. هرچند می‌دانم که فیلم مجیدی به شرایط اجتماعی زمان تولد محمد تا دوازده سالگی او می‌پردازد و فیلم مصطفا عَقاد از چهل سالگی تا وفات پیامبر را پوشش می‌دهد، اما دومی -با آن که با امکانات 39 سال پیش ساخته شده است- ساختار بهتری دارد، احساسات بیننده را به بازی نمی‌گیرد، باورمندتر است و بیننده را بسیار بیشتر تحت تاثیر شکوه رفتار پیامبر قرار می‌دهد.
یکی از دلایلی که باورپذیری و وجهه تاریخی فلیم مجیدی را برای من به عنوان یک مخاطب ایرانی کم می‌کند، استفاده از چهره‌های سرشناس بازیگری است؛ دیدن محسن تنابنده با همان لهجه علی آبادی در قامت یک یهودی پرکینه یا مهدی پاکدل در نقش ابوطالب و همین طور سایر بازیگرهای آشنا، کمی تا قستی توی ذوق می‌زند. اگر از بازیگرهایی استفاده می‌شد که کمتر شناخته‌شده‌تر بودند، بهتر می‌شد غرق در گذشته‌های دور شد. (البته تاکید کنم که این دیدگاه شخصی بنده است و شاید باشند آدم‌های فراوانی که به کار گیری بازیگرهای سرشناس را از نقاط قوت فیلم بدانند.)
در فیلم مجیدی، گوشه‌هایی از زندگی پیامبر به نمایش درمی‌آید که گویا تاریخ‌نویسان توجه چندانی به آن‌ها نداشته و شاید به دلیل کم‌اهمیتی یا بی‌اهمیتی از کنار آن‌ها گذشته‌اند. اما از قرار معلوم، مجیدی در این فلیم قصد بازگویی و بزرگنمایی آن‌ها را دارد. غیر از شکست سپاه ابرهه، تا به حال هیچ کدام از معجزه‌های پیامبر را که در این فیلم به نمایش درآمد، نه شنیده و نه خوانده بودم. حتا نمی‌دانستم که یهودیان از همان ابتدا قصد جان پیامبر را داشته‌اند و ناکام مانده‌اند. از دید من، اصولاً دانستن یا ندانستن چنین کراماتی لطف چندانی ندارد و کوچکترین تاثیری بر پیامبرگونه شدن و پیامبروار زیستن مخاطبی که تشنه مردانگی راستین و اسوه حسنه است، ندارد. فکر نمی‌کنم پیامبر آمده بود تا هنرش را در معجزه‌آفرینی به رخ مردم بکشد و اگر هم معجزه‌ای نشان می‌داده، به خواست و بهانه مردمان دوران جاهلیت بوده و به درد همان مردمان 14 قرن پیش می‌خورده و امروزه، تاریخ مصرف‌شان به سر آمده است. اما این فیلم پرهزینه، ۴۰ میلیون دلار را بلعیده است تا دست و پا شکسته سه چهار معجزه را به نمایش بگذارد و بینندگان را اندکی به هیجان بیاورد. اما بزرگترین و ماندگارترین و کارآمدترین معجزه پیامبر که همانا قرآن مجید است و دوای همه دردهای بشری در تمام دوران‌ها، در این فیلم در حاشیه مانده بود. پیامبر آمده بود تا انسان بسازد و تا جایی که می‌دانم بشر امروزی با اصل وجود پیامبر مشکل ندارد و نیازی به این ندارد به تماشای معجزه‌هایش بنشیند تا باورش کند و ایمانش بیاورد؛ بشر امروزی هیچ گاه شکوه مقام و بلندمرتبگی پیامبر را انکار نکرده است که حالا نیازی به یادآوری و بازآوری آن داشته باشد. گمشده و فراموشیده بشر امروزی، اخلاقیات است که شوربختانه در این فیلم کمتر به آن پرداخته شده بود.
خلاصه کنم، وقتی که از سینما بیرون آمدم همان آدمی بودم که سه ساعت قبل از آن وارد سینما شده بودم. بی هیچ تغییر نگرشی و بی هیچ افزوده‌ای. بنده به عنوان یک تماشاگر عام که نه اطلاعات زیادی از جلوه‌های سینمایی دارد و نه تاریخ صدر اسلام را می‌داند، چندان تحت تاثیر این محمد رسول‌ا... قرار نگرفتم و با این که شخصیت اصلی فیلم، بزرگترین و کامل‌ترین انسان تاریخ بشر است و فیلم تهیه‌شده لاجرم باید درخور جایگاه همان انسان اسوه‌ و خدای‌گونه باشد، غیر از زمان طولانی‌ فیلم، تفاوت چندانی با یک فیلم سینمایی معمولی ندیدم.

   + سعید ; ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٤
    پيامهاي ديگران ()