saeid online

درخت

درختـی که ایسـتاده در بـرابـر باد
امیدوار به بـهار
به بارش باران
به تقـلای گنـجشک‌های جوان
درختی میـان کویـری برهـوت
بی تمـاشای رود
بی کـلام با مـــاه
هنـوز یاد دستان توست ...
 
"شباهنگ"


........................
همه کوتاه‌نوشت‌ها در این‌جا

   + سعید ; ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

همیشه در میان

وزن آهنگین و دلنشین این شعر، عاملی بود که سلیقه‌ام را راضی کرد:


نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو می‌دوند هان ای تو همیشه در میان
در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می‌پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می‌نگرم درین چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی‌دهد نشان
ای گل بوستان‌سرا از پس پرده‌ها در آ
بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته‌ای باغ درون هسته‌ای
هسته فروشکسته‌ای کین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی، پرده ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی، آمدن تو شد جهان
آه که می‌زند برون، از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می‌کشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می‌شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی‌دهد امان

هوشنگ ابتهاج
.................................................

سال‌ها پیش در همین ماه:

غم بوتیماری 

خرافات

بی شیلگی

................................................

در ادامه، دو عکس یکی از راهپیمایی روز قدس و دیگری، احیا شب قدر که در خبرگزاری فارس دیدم، ببینید:

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

قدر بدانیم.

آن چه در این پست آمده، از نهج‌البلاغه ترجمه محمد دشتی (از 1320 تا 1380 ه.ش) آورده‌ام. سخنانی از پیشوای شیعیان که شاید کمتر شنیده باشید. هرچند ترجمه محمد دشتی، روان‌ترین ترجمه‌ای است که تا کنون از کتاب امام علی دیده‌ام، اما در راستای پاسداشت هر چه بیشتر زبان فارسی، متن اصلی را اندکی ویرایش کردم. برای نمونه، "حیوان" را با جانور، "سقوط می‌کند" را با فرو می‌افتد، "جهالت" را با نادانی، "عمل خیر" را با کار نیک، "ترحم می‌کردند" را با مهر می‌ورزیدند و "عقل و فکر" را با خرد و اندیشه جایگزین کردم.


زمامدار کسی است که بر شتری سرکش سوار است؛ اگر افسار محکم کشد پرده‌های بینی جانور پاره می‌شود و اگر آزادش گذارد در پرتگاه فرو می‌افتد. (خطبه 3)

به خدا شکوه می‌کنم از مردمی که در نادانی زندگی می‌کنند و با گمراهی می‌میرند؛ در میان آن‌ها کالایی خوارتر از قرآن نیست اگر آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند؛ و در نزد آنان چیزی زشت‌تر از معروف و نیکوتر از منکر نمی‌باشد. (خطبه 17)

از خدا آن گونه بترسید که نیازی به عذرخواهی نداشته باشید؛ کار نیک انجام دهید بدون آن که به ریا و خودنمایی دچار شوید. زیرا هر کس کاری برای غیر خدا انجام دهد، خدا او را به همان غیر واگذارد. (خطبه 23)

و نشانه رنج دنیا آن که آدمی جمع‌آوری می‌کند آن چه را که نمی‌خورد و می‌سازد بنایی را که در آن خانه نمی‌کند... و نشانه دگرگونی دنیا آن که کسی که دیروز مردم به او مهر می‌ورزیدند، امروز حسرتش را می‌خورند و آن کس را که حسرتش می‌خوردند، امروز به او مهر می‌ورزند. (خطبه 114)

چقدر زنده به مرده برای پیوستن به آن نزدیک است و چه دور است مرده‌ای که از زنده جدا شده است. (خطبه 114)

شنیدن همه چیز دنیا بزرگتر از دیدن آن است و دیدن هر چیز از آخرت، بزرگتر از شنیدن آن است. پس کفایت می‌‌کند شما را شنیدن از دیدن. (خطبه 114)

کسی که از خرد خویش بهره‌مند نگردد برای پند گرفتن از خرد و اندیشه دیگران ناتوان‌تر است. (خطبه 120)

آگاه باشید نام نیکی که خدا برای کسی میان مردم قرار دهد، بهتر از مالی است که برای دیگران باقی می‌گذارد که او را ستایش نمی‌کنند. (خطبه 120)

در دنیا چیزی نیست مگر آن که صاحبش به زودی از آن سیر و از داشتنش دلگیر می‌شود جز ادامه زندگی، چون در مرگ آسایشی نمی‌بینند. (خطبه 133)

بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست. (پرسیدند معنای آن چیست؟ امام انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود:) باطل آن است که بگویی "شنیدم" و حق آن است که بگویی "دیدم". (خطبه 141)

.............................................
آن چه که در گذشته درباره امام علی در وبلاگ فخیمه نوشته شده:

تک‌جمله‌هایی از نهج‌البلاغه

 از امام غدیر

 علی چه می‌گوید؟

   + سعید ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

این 4 شگفت انگیز

مقاله‌ای را که می‌خوانید سال گذشته در روزنامه جام جم خواندم. چون زبان ساده‌ای داشت و خوشم آمد، دوست داشتم شما را هم در خواندن آن شریک کنم:


ذرات بنیادین عالم مانند پروتون، نوترون و الکترون برای ایفای نقش در جهان هستی و انجام کنش متقابل با یکدیگر از چهار قانون اساسی پیروی می‌کنند که مجموع آن‌ها را قوانین چهارگانه طبیعت می‌نامیم. اگر جهان هستی را به یکی از زبان‌های بشری تشبیه کنیم، ذرات در حکم واژه‌ها و نیروها در نقش دستور زبان هستند.
البته دستور زبان بسیار ساده‌ای که توانسته تنها با استفاده از چهار قاعده اصلی، کتابی باشکوه و زیبا بیافریند و عامل پیدایش موجودات هوشمندی شود که صفحات این کتاب را ورق بزنند، درباره آن نیروها بیندیشند و از عهده توصیف کمی و کیفی آن به خوبی برآیند. شواهد محکمی در دست است که نشان می‌دهد منشا این چهار نیرو ابتدای آفرینش، یک ابرنیروی واحد بوده که با افت شدید دما در نخستین لحظه‌های پس از انفجار بزرگ به چهار نیروی متفاوت شکسته شده و کنترل جهان هستی را به دست گرفته است. آشناترین و ملموس‌ترین عضو این خانواده، نیروی گرانش است.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٤:٤٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٢ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

اعجاز موسیقایی

قرآن‌پژوهان چندین بعد برای اعجاز بیانی قرآن بیان کرده‌اند که یکی از آن‌ها (جدای از فصاحت، بلاغت، حسن بیان و...) موسیقی ویژه قرآن می‌باشد. در این باره با توجه به مجموع آرای موافقان باید گفت تاثیر آهنگ تلاوت قرآن بر روان مخاطب متعادل، واقعی و منطبق با نیازهای فطری وی در جهت کسب کمال است. آهنگ و موسیقی قرآن گرچه نتیجه گزینش بسیار دقیق کلمه‌ها، جمله‌ها و آیات است و تاثیر وصف‌ناپذیری بر شنونده دارد، پیوند انکارناپذیری نیز با معنای آن‌ها دارد. بی تردید اعجاز موسیقایی قرآن از جنبه‌های اعجاز بیانی است و نخستین و اصلی‌ترین جنبه اعجاز بیانی را که همه سوره‌ها به ویژه سوره‌های مکی از آن جنبه برخوردارند، نظم و موسیقی قرآن معرفی کرده‌اند. (تا این جا از اینترنت)
خلاصه کنم: بنا بر آن چه که قرآن‌پژوهان گفته‌اند خداوند سبحان برای افزایش تاثیرگذاری پیام‌های قرآنی بر شنوندگان و دلربایی هر چه بیشتر کلامش، از موسیقی به هنرمندانه‌ترین و دلنشین‌ترین و رمزآلودترین شکل ممکن استفاده کرده است تا سخن راهنما و راهگشایش تا عمق جان ایمان‌آورندگان رخنه کند. اگر نفس موسیقی بد بود و گناه، خداوند از آن در قرآن خود بهره نمی‌برد و با این کار، بندگانش را به استفاده از آن تشویق نمی‌کرد. اما با این وجود، بر من معلوم نیست که چرا علمای دین موسیقی را گناه شمرده‌اند و انسان را از پرداختن و شنیدن آن بازداشته‌اند و در شبکه قرآن –و همچنین رادیو قرآن- که به تبلیغ و گسترش مفاهیم قرآنی می‌پردازند، از پخش هر گونه موسیقی خودداری می‌شود.


................................................
سال‌ها پیش در همین ماه:
خود شیفتگی
بندگان خدانشناس

   + سعید ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

چــرا؟

آیا تا کنون شده است وقتی با مشکلی روبرو می‌شوید، بایستید و پنج بار بپرسید "چرا؟" این کاری است که ما در تویوتا انجام می‌دهیم. برای نمونه فرض کنید که یک ماشین تولیدی متوقف شده است:

1- چرا این ماشین متوقف شده است؟
    چون به ماشین فشار آمده و فیوز پریده است.
2- چرا به ماشین فشار آمده است؟
    چون یاتاقان آن به خوبی روغنکاری نشده است.
3- چرا یاتاقان به خوبی روغنکاری نشده است؟
    چون پمپ دستگاه روغنکاری خوب کار نمی‌کند.
4- چرا پمپ خوب کار نمی‌کند؟
    چون شفت آن ساییده شده و تلق تلق می‌کند.
5- چرا شفت ساییده شده است؟
    چون صافی دستگاه، نصب نشده و خرده آهن‌ها وارد آن می‌شوند.

اگر شما در برخورد با هر مشکلی پنج بار از خود بپرسید چرا، می‌توانید به ریشه مشکل دست یابید و آن را برطرف کنید. اگر در مثال بالا این رویه طی نمیإشد، ممکن بود کسی بیاید و فقط فیوز و یا شفت را عوض کند و پس از چند ماه،‌ این مشکل دوباره بروز نماید. در واقع، این چراها بودند که کمک کردند ما بتوانیم به تدریج سیستم تولید تویوتا را پایه‌ریزی کنیم.

(نقل از کتاب سیستم تولید تویوتا،‌ ترجمه کاظم موتابیان)

   + سعید ; ٦:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

معامله دو سر زیان

1)
نمی‌دانم آدمی را چه می‌شود که وقتی تصمیم می‌گیرد پس از یک هفته سگدویی و جان کندن، از هیاهوی زندگی شهری فرار کند و  آخر هفته را با چاشنی آرامش در طبیعت سپری کند و در آغوش آن، خستگی‌اش را به در کند و خودش را از بند فولاد و بتن رها کند، به جای این که روان خسته و آزرده‌اش را با صدای ناب طبیعت که شرشر جوی آب و چهچه مستانه پرندگان باشد، آرام کند و به جای این که به تماشای طبیعت بکر بنشیند یا از قدم زدن در آن لذت ببرد، وقتی که به مقصد رسید اولین کاری که می‌کند این است که صدای پخش خودرو‌اش را بلند می‌کند و صدای روحبخش و روحنواز طبیعت را با صدای خواننده‌هایی که خودشان پیش و بیش از از هر کسی دیگری، به درمان روان بیمار و پریشان خود نیاز دارند، عوض می‌کند. و معامله دو سر زیان که گفته‌اند یعنی همین.

2)
همان طور که در خبرها آمده بود، هفته پیش شماری از نیروهای با غیرت دینی بالا در اعتراض به حضور احتمالی بانوان در ورزشگاه هفت هزار نفری آزادی -که معلوم نیست چرا دوازده هزار نفری عنوان می‌شود- در برابر وزارت ورزش به بست نشستند و حرف خود را به کرسی نشاندند. ما نیز معتقدیم کار انقلابی خوبی کردند؛ در عصری که رسانه‌ها به یمن پیشرفت فناوری وقایع را به صورت زنده پخش می‌کنند، چه لزومی دارد بانوان محترمه در ورزشگاه حضور فیزیکی داشته باشند؟ مگر نمی‌شود در خانه ماند و بازی والیبال ایران و امریکا را در سیمای ملی تماشا کرد؟ این درست نیست که با دست خودمان، بانوان‌مان را روانه ورزشگاه بکنیم تا خدای ناکرده، والیبالیست‌های مستکبر آن‌ها را دزدکی دید بزنند.
هر چه بود، این بار نیز بصیرت دینی جوانان با غیرت دینی بالا، نقشه‌های شوم شیطان را نقش بر آب کرد.
ولی یک پیشنهاد: حالا که یک اعتراض این چنینی، این گونه جلوی منکرات را می‌گیرد، ای کاش همین نیروهایی که ذکرشان رفت یک اعتراض مسالمت‌آمیز دیگر را در برابر قوه قضائیه یا بانک مرکزی یا هر جای دیگری که خودشان صلاح می‌دانند، ترتیب می‌دادند تا هر چه زودتر دزدانی که سالیان سال بیت‌المال را کیسه کردند و میلیاردها دلار پول مردم را بالا کشیدند، محاکمه شوند و به سزای کارشان برسند. هر چه باشد، دزدی‌های نجومی از بیت‌المال به مراتب گناه بزرگتر و سنگینتری است و مردم را خیلی خیلی بیشتر به سمت فساد سوق می‌دهد.

3)
29 خرداد، سالروز درگذشت دکتر شریعتی بود و قصد داشتم به همین مناسبت مطلبی از ایشان بارگذاری کنم. اما بچه‌داری و دردسرهای شیرینش اجازه نداد. اما اگر دوست داشتید می‌توانید مطالبی را که در وبلاگ فخیمه از ایشان نقل شده است، بازبخوانید.

1)پلیدی، پاکی و پوچی
2)شناخت یا محبت
3)به مناسبت محرم
4)دسته‌بندی انسان‌ها
5)زندگی
6)درباه حسین
7)تجمل

   + سعید ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()