saeid online

شوق یادگیری

احمدرضا.ش را همیشه تحسین کرده‌ام. نامبرده یکی از نگهبان‌های شرکت است و حدود پنج سال دیگر بازنشسته می‌شود. به قول خودش در سال 57، هفت ساله بوده و دانش‌آموز اول ابتدایی. به دلیل تق و لق بودن کلاس‌های درس در روزهای انقلاب، خواندن و نوشتن را به درستی یاد نمی‌گیرد و در سال‌های بعدی، به دلیل عدم تسلط بر الفبا، با وجود این که علاقه زیادی به یادگیری داشته، پیشرفت زیادی نمی‌کند و ناچار می‌شود عطای درس و مدرسه را به لقایش ببخشد.
در حال حاضر، به زحمت می‌نویسد و می‌خواند. اما از آن دست آدم‌هایی است که اجازه نمی‌دهد وقتش هدر رود. شوق بالای یادگیری، راه دیگری را برای افزایش معلومات نشانش داده است. هر گاه که در اتاقک نگهبانی وقت آزاد گیر بیاورد، گوشی موبایلش را روشن می‌کند و به فایل‌های صوتی‌ای که نمی‌دانم از کجا گیر می‌آورد، گوش می‌دهد. از داستان‌های صوتی و فیلمنامه گرفته تا رادیو فرهنگ و قر‌آن و... به عبارت دیگر، احمدرضا وقتی که می‌بیند برای خواندن می‌لنگد و به زحمت می‌افتد، از حس شنوایی‌اش کار می‌کشد. راهکاری که تاکنون ندیده‌ام به ذهن یک کم‌سواد یا بی‌سواد رسیده باشد و نشان از پشتکار بالای نامبرده در استفاده مفید از وقت در جهت آگاهی‌‌افزایی دارد.
تا به حال ندیده‌ام که یکی از تحصیلکرده‌های پرمدعای این‌جا، روی گوشی‌ موبایل هوشمند خود، یک لغتنامه یا جدول تناوبی یا یک کتاب دیجیتال داشته باشد و هنگام نیاز از آن‌ها استفاده کند. تنها کاری که از عهده‌شان بر می‌آید این است که گوشی‌ موبایل را از جیب مبارک‌ دربیاورند و به انحای گوناگون، آن را به رخ دیگران بکشند. یا در خوشبینانه‌ترین حالت، عبارت "عکس تماشاچیان زن جام جهانی" را در گوگل جستجو کنند.

   + سعید ; ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

داعش

صورت مساله خیلی ساده است، عده‌ای که نه تعدادشان با سربازان ارتش برابری می‌کند، نه امکانات نظامی‌شان، نه توان اطلاعاتی‌شان و نه هیچ چیز دیگرشان؛ ولی به راحتی آب خوردن طی دو روز، حدود دو سوم عراق را به تصرف خود در می‌آورند. حتا با اعتماد به نفس تمام برای همسایه‌های عراق و از جمله ایران خط و نشان هم می‌کشند. در این میان، سران دولت قانونی عراق هم آب می‌شوند و به زمین می‌روند.
تا این جای مطلب را شما نیز  می‌دانستید، حتا بهتر از من. اما سخنم این است که چنین گروهک‌هایی که نیت براندازی دولت‌های قانونی و تسلط کامل بر یک کشور را دارند و این روزها موارد مشابه را در کشورهای دیگر نیز می‌توان پیدا کرد، بدون شک یک‌شبه شکل نگرفته‌اند و دستکم پنج سال در حال برنامه‌ریزی، عضوگیری، گردآوری اطلاعات، تهیه و تدارک سلاح‌های سبک و سنگین و مرور تاکتیک‌های خود بوده‌اند. مگر می‌شود چنین تشکیلاتی در مدت زمان کوتاهی هم ایده‌پردازی کند، هم نیرو بگیرد، هم سلاح تهیه کند، هم اطلاعات به دست بیاورد و هم یکباره جامعه جهانی را غافلگیر کند و بساط دولت مرکزی را برچیند. بدیهی است که فقط در یک حالت نقشه شوم چنین گروهک‌های می‌گیرد: این که دولت مرکزی در یک خواب ناز چند ساله به سر برده باشد. و به نظر من، چنین دولتی که نمی‌داند در کشور تحت امرش چه خبر است، لیاقت کشورداری ندارد و همان بهتر که از میان برچیده شود. دولتی که با این همه امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، تحرکات و دسیسه‌چینی چند ساله گروهک‌های تروریستی را نمی‌بیند، سرنوشتی بهتر از این که حالا مثل بید به خودش بلرزد و دست گدایی به سوی دیگران دراز کند، نمی‌تواند داشته باشد. یک دولت با آن همه وزیر و سازمان و کارمند و... چقدر پوشالی و بی‌عرضه باید باشد که وقتی متوجه وخامت اوضاع می‌شود که بخش‌های زیادی از کشورش را از دست داده باشد؟
حتا اگر ادعای تبانی فرماندهان ارتش با سرکردگان این گروهک مطرح شود، باز هم کوتاهی از دولت مرکزی بوده؛ چرا که تبانی فقط یک شقه از این قائله به شمار می‌رود و این، دولت مرکزی بوده که بقیه داستان و از جمله تحرکات ابتدایی گروهک یادشده را رصد نکرده است و حالا باید تاوان سنگین خواب خرگوشی خود را پس بدهد.

   + سعید ; ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مرد باید بود.

مرد بودن قـــانـــون دارد،
الکی نیست.
بایـد محکم باشی،
متیـن باشی،
یکدل باشی و یکـرنگ،
بایـد با تمام توانت تکیـﮧگاه شوی،
بایـد درد دل بشنوی،
آرامش ببخشی،
بایـد بغـض‌هایت را بخوری...
بایـد سنگیـن باشی،
یاد بگیری پـدری کنی،
زمیـن بایـد لذت ببرد از این کـه گام‌های تــو را می‌پذیرد،
و پر رنگـتر از همـه ایـن‌ها، بایـد مـرد باشی.

   + سعید ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

لطیفه سابق

دو حکایت از عبید زاکانی :

1)‌ مردی در خم نگریست و صورت خویش در آن بدید. مادر را بخواند و گفت: در خمره دزدی نهان است. مادر فراز آمد و در خم نگریست و گفت: آری، فاحشه‌ای نیز همراه دارد.


2) شخصی در حمام وضو می‌ساخت. حمامی او را بگرفت که اجرت حمام بده. چون عاجز شدی، تیزی رها کرد و گفت: این زمان سر به سر شدیم.

   + سعید ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بادهای اعصاب‌خردکن

دوست نازک‌طبعی دارم که بیشتر وقت‌ها از به هم ریختن اعصابش در روزهایی که باد می‌وزد، گله می‌کند. می‌گوید هر روزی که بادهای نسبتاً شدید می‌وزد بی هیچ علت یا دلیل خاصی کم‌حوصله و پرخاشگر می‌شود، بی‌قراری می‌کند و اعصاب لطیفش به هم می‌ریزد. مدت‌ها پس از آن جریان، به واسطه یکی از خویشان از زبان یکی از متخصصان مغز و اعصاب شنیدم که حتا شنیدن صدای وزش باد می‌تواند اعصاب خرد کن باشد، وزش و تماس باد پرسرعت بر روی صورت که دیگر جای خود را دارد.
بادهای شدید این چند روز مرا واداشت که به بررسی این موضوع در دنیای مجازی بپردازم. چکیده‌ای از آن چه که در نتایج جستجو عایدم شد، به این شرح است:

وضعیت آب و هوا می‌تواند نقش بسیار مهمی بر شکل‌گیری احساسات و عواطف شما داشته باشد و برای این‌ که بتوانید متوجه تاثیر تغییرات آب و هوا بر خلق و ‌خوی انسان‌ها بشوید، الزاما نباید یک روانپزشک باشید بلکه تنها با نگاهی دقیق و موشکافانه نسبت به محیط اطراف خود می‌توانید به آسانی شواهدی از آن را بیابید.
بیشتر افراد نسبت به وزش باد احساس ناخوشایندی دارند. وزش پیوسته باد یا وزش بادهای پر سروصدا، سبب افزایش خستگی و تحریک‌پذیری افراد می‌شود. اغلب از بادهای موسمی به عنوان بادهای ناخوشایند یاد می‌شود؛ چرا که وزش این نوع بادها سبب ایجاد نگرانی، فشارهای روانی، افسردگی و بی‌خوابی شبانه می‌شود. مطالعات انجام‌شده ارتباط میان وزش بادهای موسمی و افزایش تصادفات رانندگی و همچنین ارتکاب جرم و حتا اقدام به خودکشی در میان افراد را تایید کرده است.
گرچه هنوز علت اصلی تاثیر وزش باد بر چنین رویدادهایی شناخته نشده است، اما بسیاری بر این باورند که بار الکتریکی هوا می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. وقتی افراد در معرض هوای دارای بار منفی قرار می‌گیرند، احساس رضایت و خشنودی می‌کنند و این در حالی است که بادهای گرم مانند بادهای موسمی دارای بار مثبت هستند.

   + سعید ; ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

درست تایپ کنیم. (آموزش تایپ کردن)

آمار دقیقی از شمار وبلاگ‌‌نویس‌های فعال و غیر فعال ایرانی ندارم؛ ولی می‌دانم که تعدادشان کم نیستند. بیشتر کسانی که حالا برای خودشان وبلاگ‌نویس شده‌اند و چه بسا مطالب پربار و پرمحتوایی می‌نویسند و بازدیدکننده‌های پرشماری هم دارند، کاستی‌ها و ایراداتی در نوشتن، یا بهتر بگویم تایپ کردن دارند که در این پست قصد نشان دادن و اصلاح آن‌ها را دارم.
علت این ایرادات بیشتر به کم‌تجربگی یا بی‌تجربگی‌ وبلاگ‌نویس‌ها در تایپ کردن (=حروف‌چینی) بر می‌گردد که با به کار گیری چند نکته ساده‌ای که در زیر می‌آیند، می‌توان نوشته‌های‌ زیباتری که خواندن آن‌ها ساده‌تر و چشم‌نوازتر است، نوشت.

1) در استفاده از نشانه‌های نگارشی از قبیل کاما، نشان تعجب و سوال، گیومه و... زیاده‌روی نکنید. با این کار، نوشته شما شلوغ به نظر می‌آید و مثل یک جاده پر دست‌انداز از سرعت خوانده شدن آن می‌کاهد. ضمن این که، در به کار بردن نشانه‌های نگارشی در جای درست‌شان به اندازه کافی دقت کنید.

2) وقتی به آخر جمله رسیدید برای گذاشتن نقطه، کلید فاصله (space) را نزنید. به عبارت بهتر، نقطه (و همین طور بقیه نشانه‌های نگارشی) به کلمه قبلی چسبیده باشند. در غیر این صورت، ممکن است شماری از نشانه‌های نگارشی که در متن به کار برده‌اید، در ابتدای سطر بعدی قرار بگیرند که نه تنها کمکی به خواننده نمی‌کنند بلکه به همه تلاش شما در انتقال پیام نوشته‌تان آفتابه می‌گیرد.

3) در به کار بردن فعل‌های فارسی که خیلی از آن‌ها با "می" شروع می‌شوند، دقت کنید "می" به بخش دوم فعل چسبیده باشد. برای مثال، "می باشد" و "میباشد" هر دو غلطند و باید نوشت: "می‌باشد" در بسیاری از نرم‌افزارهای نگارشی این نوع فاصله که فاصله درجا یا فاصله مجازی خوانده می‌شود، با فرمان shift+space اجرا می‌شود. در برنامه word و در مسیر Insert/Symbol/more Symbol/Special Characters با کلیک روی گزینه No-width optional Break و تعریف یک کلید میان‌بر دلخواه برای خود، می‌توانید از آن استفاده کنید.

4) بین همه کلمه‌ها، کلید فاصله را بزنید. باور کنید با به کار بردن همین توصیه ساده، خواننده رغبت بیشتری به خواندن متن شما پیدا می‌کند. به یاد داشته باشید پیش از هر چیز، اولین موردی که به چشم خواننده می‌آید نحوه تایپ و نگارش شماست؛ یک متن شلوغ و به هم ریخته ممکن است خواننده را به این نتیجه برساند که محتوا و پیام نوشته شما همچون نحوه تایپ و نگارش‌تان در هم و آزاردهنده است و چه بسا به همین علت از مطالعه متن شما چشمپوشی کند. درست مانند یک مشتری که اطلاعاتی از چند و چون یک ماده غذایی مصرفی ندارد ولی دقت کارخانه تولیدکننده در بسته‌بندی، طراحی و برچسب آن را مبنای داوری و انتخاب خودش قرار می‌دهد.
این مثال را نگاه کنید، شک نکنید جمله (ب) را بهتر و آسان‌تر می‌شود خواند:
الف) دربرابرخداوندمثل کودکی بی دغدغه باش که وقتی اورابه هوامی اندازندمی خنددچون ایمان داردکه اوراخواهندگرفت.
ب) در برابر خداوند مثل کودکی بی‌دغدغه باش که وقتی او را به هوا می‌اندازند، می‌خندد. چون ایمان دارد که او را خواهند گرفت.

5) به این مورد خیلی دقت کنید: نوشته شما غلط املایی نداشته باشد و تا جایی که می‌شود از به کار بردن کلمه‌های قلمبه‌سلمبه خودداری کنید. همچنین، بسیاری از واژه‌های بیگانه (اعم از عربی و انگلیسی) معادل‌های فارسی دم دست و جا افتاده‌ای دارند که پیشنهاد می‌کنم از همان‌ها استفاده کنید. برای مثال: دیتابیس: دادگان، بصری: دیداری، ارسال: فرستادن، مجبور: ناچار، مستمعین: شنوندگان، منظومه شمسی: سامانه ‏خورشیدی، سمبل: نماد، پاساژ: تیمچه، تکنیک: شگرد، کابینت: گنجه. در این باره، وب‌گاه فرهنگستان فارسی می‌تواند کارگشای شما باشد. حتا می‌توانید همه واژه‌های تصویب‌شده را از همان جا دریافت کنید و واژه‌های جایگزینی که به ذهن‌تان رسیده است را به فرهنگستان پیشنهاد دهید.

   + سعید ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()