saeid online

5 اس

مشاهده یادداشت خصوصی

   + سعید ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

حال ندارم!

1/
در نیمه دوم سال 1391 که برایند هشت سال سیاست‌های اقتصادی دولت‌های نهم و دهم به بار نشست، نتیجه این شد که تورم 50درصدی را به عنوان یکی از برکات مهرورزانه دولت، با همه اعضا و جوارح خود حس کنیم. ناگفته پیداست که هم اکنون نیز این حس ناخوشایند ادامه دارد و تا دو سه سال آینده نیز ادامه خواهد داشت. ضمن این که از یاد نبرده‌ایم ارزش پول ملی نیز به یک‌سوم کاهش پیدا کرد.
با این همه، چند سالی می‌شود که سقف برداشت پول از دستگاه‌های خودپرداز در یک شبانه‌روز همان 200 هزار تومان باقی مانده است. با این که هر کسی می‌داند 200 هزار تومان حتا کفاف یک بار خرید از فروشگاه را نمی‌دهد، نمی‌دانم چرا بانک‌ها از درک مساله به این سادگی و روشنی عاجزند و سقف کوتاه برداشت از خودپردازها را بیشتر نمی‌کنند. امروزه، دستکم با 500 هزار تومان می‌شود به اندازه 200 هزار تومان یکی دو سال پیش خرید کرد.


2/
اگر در جاده‌های ایران رانندگی کرده باشید، به احتمال زیاد شما هم به جمله "راهداری در خدمت مردم" برخورده‌اید. نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم این است که این جمله را در هر جایی نمی‌توان دید؛ تنها در جاده‌هایی که اندکی با استانداردها همخوانی داشته باشند و در آن کمی تا قسمتی به حقوق آدم‌های راننده احترام گذاشته باشند، این جمله به چشم می‌خورد. در جاده‌های پر دست‌انداز و بی‌صاحب که معلوم نیست مسئولان راهداری در کدام گورستانی به سر می‌برند، گو این که خدمت به مردم از سوی راهداران پر تلاش فراموش شده است، خبری از "راهداری در خدمت مردم" نیست.
درست عین صدا و سیما که هر وقت یک برنامه مستند چشم‌ و روح‌نواز نمایش می‌دهد که آن هم خارجی‌های پلید و نکبت ضبط کرده‌اند، دقیقه به دقیقه زیرنویس می‌کند که می‌توانید نظر خود را درباره برنامه‌های صدا و سیما به فلان شماره یا فلان رایانامه بفرستید. ولی نکته جالب این‌جاست که در حین نمایش برنامه‌های آبکی‌ که دسترنج خودشان است، خبری از این جمله زیرنویس‌شده نیست. گویا خودشان بهتر از هر کس دیگری می‌دانند که بسیاری از برنامه‌هایشان، مورد پسند بیننده‌ها نیستند و به طبع، حالا که چنین نیست، بهتر این است که نظری هم پرسیده نشود.

   + سعید ; ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

ضد کار

چندی پیش یکی از همکاران که چندان از مشی و مرام دوگانه‌اش دل خوشی ندارم و به همین دلیل مدت‌هاست که از وی دوری می‌کنم، حرف خوبی می‌زد. می‌گفت:

کاری که در آن شما چه تلاش کنی و چه تلاش نکنی، چه خودت را جر بدهی و چه ...گشادی را پیشه کنی، ولی با این حال هر ماه به یک اندازه حقوق بگیری، جای هیچ پیشرفتی ندارد. اصلاً انگیزه پیشرفت کردن را از آدم می‌گیرد.

   + سعید ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

سولید

از زمان تاسیس مرکز علمی کاربردی کارخانه ما یک سال می‌گذرد. همان دانشگاه‌هایی که از امکانات سخت‌افزاری بخش خصوصی از قبیل فضای کلاسی، کارگاهی و آزمایشگاهی استفاده می‌کند برای ترویج رشته‌های کاربردی در بین کارکنان بخش صنعت و در راستای انجام عمل عالمانه.
چند روز پیش در یکی از کلاس‌های درس، ترکیبات روغن‌های گیاهی را شرح می‌دادم تا این که رسیدم به هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای که با نماد اختصاری PAHs نشان داده می‌شوند. چون حرف s را بدخط نوشته بودم، یکی از دانشجویان پرسید چیست، که در پاسخ گفتم: s. ناگهان یکی از این سربازان جنگ نرم که گویا می‌خواست اطلاعات بالای علمی‌اش را به رخ بکشد، از آن وسط فریاد برآورد که یعنی «سولید». و مرادش همان solid بود. همه این‌ها در حالی بود که قبل از آن، در شرح هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای گفته بودم که این دسته از مواد، ترکیبات فرار هستند. بیچاره، s جمع را با s جامد اشتباه گرفته بود.
گذشت و گذشت تا این که در یکی دیگر از کلاس‌های درس، انواع سیستم‌های کلوییدی را شرح می‌دادم که عبارت بودند از: سیستم‌های کلوییدی کاملاً مایع که با sol نشان داده می‌شوند و سیستم‌های کلوییدی نیمه‌جامد که با gel نشان داده می‌شوند. همان دانشجوی نامبرده، که نمی‌دانم چه شده است که هر sی را نشانه solid می‌داند، این بار نیز نشان sol را کوتاه‌شده solid می‌دانست.

از آن وقت به بعد، هر sی می‌بینم، ناخودآگاه یاد این بنده خدا می‌افتم.

 

****************
حدود 10 روزی گوش چپـم درد می‌کرد. وقتی غذا می‌خوردم یا می‌خندیدم، دردش بیشتر می‌شد. بعضی وقت‌ها انگار که باد توی گوشم افتاده باشد، صداهای ناموزون در گوشم می‌پیچید. حس می‌کردم لاله گوشم شکسته شده.
قضیه را خلاصه کنم، همه این‌ها نتیجه یک بار اجرای سیاست نرمش قهرمانانه در برابر همسر بود.

   + سعید ; ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

مه‌شکن

 

عکس از اینترنت

تا آن جا که نیمچه عقل خدادادی‌مان یاری می‌کند و از نام بی‌ایهام و بی‌ابهام «چراغ مه‌شکن» بر می‌آید، به چراغی می‌گویند که برای دید بهتر راننده‌ها در روزها یا شب‌های مه‌آلود که دامنه دیدشان کاهش می‌یابد، به کار می‌رود. و تا جایی که ما و شما درباره نحوه کاربرد چراغ‌های مه‌شکن می‌دانیم نور آن‌ها بـرد زیادی ندارد و در صورت مه‌گرفتگی باید چراغ‌های اصلی خودرو را خاموش و سپس، چراغ‌های مه‌شکن را که پس از برخورد با ذرات مه موجود در هوا بازتابی ندارند و بنابراین چشم راننده را نمی‌آزارند، روشن نمود. اما، من مانده‌ام و این سوال بی‌پاسخ که: چرا بسیاری از رانندگان در بسیاری از شب‌هایی که هیچ خبری از مه و بارندگی نیست، چراغ‌های مه‌شکن خودروی خود را روشن می‌کنند؟ فکر نمی‌کنم با وجود روشن بودن چراغ‌های اصلی، چراغ‌های مه‌شکن تاثیری در بهبود دید راننده داشته باشند. ولی فکر می‌کنم این بدعت جدید را باید به یکی دیگر از ادا و اطوارهای راننده‌های ایرانی که هیچ توجیه عقلی و منطقی برای آن نمی‌توان متصور شد، اضافه کرد.

نقل شده است که از یک بنده خدایی پرسیدند: کاربرد برف‌پاکن چیست؟ گفت: برای هشدار به رهگذران پیاده که یا بیایند این ور یا بروند آن ور!

   + سعید ; ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات ()