saeid online

اصول سیزده‌گانه معرفتی بنیامین فرانکلین

بنجامین فرانکلین (۱۷۹۰-۱۷۰۶) یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده است. فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، سیاستمدار، رئیس پست، مخترع و فعال مدنی بود. به عنوان یک دانشمند، او یکی از چهره‌های بزرگ در روشنگری آمریکا و تاریخ فیزیک برای کشف‌هایی که درباره برق کرده است، می‌باشد. میله برق‌گیر، عینک دو کانونی، اجاق گاز فرانکلین، کیلومتر شمار خودرو و شیشه آرمونیکا از اختراعات او هستند.
فرانکلین، نفس خویش را به‌ مدد پرهیزگاری، که از دوران جوانی بدان خو گرفته ‌بود، مهار کرد و به خلوص آن همت ورزید. او فهرستی شامل سیزده روش سودمند درزمینه آموزش اخلاق، که خود وی در تمام طول زندگی بدان پایبند بود، به‌ صورت زیر تهیه کرد:

۱) خویشتن‌داری: شکم را تا مرز بلاهت شعور پُـر مکن و تا مرز بیخودی منوش.
۲) سکوت: سخنی بران که خود یا دیگران از آن سود گیرید؛ از سخنان بیهوده بپرهیز.
۳) انضباط: هرچیز را در جای خود قرار ده و هر کاری را به وقت خود واگذار.
۴) اراده: به آن‌چه باید به‌ انجام رسد، همت گمار و آن‌چه را بدان اراده نموده‌ای، بدون وقفه به ‌انجام رسان.
۵) بسندگی (قناعت): از خرج کردن برای خوشامد دیگران یا خشنودی خویش بپرهیز و چیزی را ضایع مکن.
۶) کوشش: زمان را از دست مده، همیشه به کاری سودمند بپرداز و کارهای بیهوده را از خود دور کن.
۷) راستی و درستی: از فریب بپرهیز، اندیشه را به عصمت و حقیقت آراسته دار و به سخن خویش پایبند باش.
۸) دادورزی (عدالت): خشنود به زیان دیگران مباش، مباد که بر کسان ستمی روا داری و آنان را از نیکی بی‌بهره گردانی.
۹) میانه‌روی (اعتدال): از تندروی بپرهیز؛ ناسزا به دیگران روا مدار.
۱۰) پاکیزگی: ناپاکی را از تن، جامه و خانه خویش بزدا.
۱۱) آسایش خیال: آرام باش و از خرده‌گیری بپرهیز و از وقایع عادی و پیشامدهای اجتناب‌ناپذیر روی درهم مکش.
۱۲) پاکدامنی (عفّت): در ارضای میل جنسی اعتدال را پیشه کن؛ تنها به‌ خاطر تندرستی و بقای نسل و نه تا مرز جنون و سستی.
۱۳) فروتنی: از پیشکسوتان بزرگ مانند عیسی مسیح و سقراط تقلید کن.

   + سعید ; ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

اندر احوالات ما

گفته می‌شود امروزه در عصر تمدن اطلاعاتی، مطبوعات افزون بر میانجیگری در دو سویه ارتباط بین حاکمیت سیاسی و مردم، در افزایش سطح علمی، فرهنگی و اجتماعی افراد جامعه نقش مهمی ایفا می‌کنند. به همین جهت سرانه مصرف مطبوعات به عنوان شاخص توسعه‌ای در جوامع مطرح است. و به همین جهت، می‌بینیم که در کشورهای پیشرفته دنیا سرانه روزنامه‌خوانی در مقایسه به ایران، اختلاف فاحشی دارد. هر چه باشد یک رابطه‌ای بین میزان پیشرفت و میزان روزنامه‌خوانی وجود دارد؛ یا روزنامه‌خوانی برای مردمان یک کشور پیشرفت می‌آورد یا پیشرفت و توسعه‌یافتگی، مردم را روزنامه‌خوان می‌کند. دو مقوله‌ای که ما ایرانی‌های پرمدعا و باهوش، هیچ کدامشان را نداریم.
یکی از مهندسان این جا (دقت کنید یکی از مهندسان درس‌خوانده، نه یکی از آن نیروهای پایین‌دست که توقع چندانی از آن‌ها نمی‌رود.) گو این که به خیال خودش کار شاق یا مفیدی انجام داده باشد، بدون این که دلیل خاصی بیاورد، در جمع همکاران به روزنامه نخواندن خود می‌بالید. (!!)


****************************
در ادامه می‌توانید چند عکس دیگر از زمستان امسال ببینید.

ادامه مطلب
   + سعید ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

زمستان 92

::
هفته گذشته، پدر یکی از دوستان همکار درگذشت. شعری که برای آگهی هفته و زیر عکس آن مرحوم انتخاب کرده بودند، جالب بود. جالب از این نظر که با توجه به شناختی که از دوست همکار دارم و همیشه تلاش می‌کند جواب هر کسی را به هر نحوی که شده بدهد و تا این کار را نکند آرام نمی‌گیرد، پیام‌ خودش را با انتخاب این شعر به همه کسانی که در ترحیم پدرش کاسه داغتر از آش بودند، داده‌ و به خیال خودش، حرف‌ دلش را زده‌ است:

تا که بودیم، نبودیم کسی/ کشت ما را غم بی‌همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدیم/ ما بخفتیم، همه بیدار شدند
قدر آییـنه بدانیم چو هست/ نه در آن وقت که افتاد و شکست

::
با این که پاییز امسال چندان پربارش نبود و غیر از سرماخشکه و برگ‌ریزان چیز دیگری نداشت، اما زمستانش تا این‌جای کار بد نبوده است. البته بماند که این روزها دمار ما از سوز سرما در آمده؛ اما به نظر من هر چه زمستان سردتر و سخت‌تر باشد، بهار بهتر مزه می‌دهد. در این یکی دو هفته اخیر دو سه بار برف بارید و همه جا را سفیدپوش کرد. همین پریروز و پریشب نزدیک 30 سانتی‌متر برف به زمین نشست. دیروز این‌قدر برف پارو کردم که درست عین یک معتادی که خماری می‌کشد، تمام عضلاتم درد می‌کنند. تا جایی که ناچار شدم یک قرص استامینوفن بخورم تا کوفتگی بدنم کمی آرام شود. چندان هم نای نوشتن ندارم.
در ادامه، می‌توانید چند عکس از زمستان 92 که صبح دیروز گرفتم، ببینید.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٥:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

انسانیت کیلویی چند؟

1)
جان استفان آکواری (John Stephen Akhwari) نماینده کشور تانزانیا در دوی ۴۲ کیلومتر ماراتن بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۶۸ بود. در بین کیلومتر ۱۹ و ۲۰ این مسابقه، جان استفان به سختی به زمین خورد و زانویش آسیب جدی دید. پس از بانداژ پای آسیب‌دیده به دویدن خود ادامه می‌داد و در راه گاهی می‌ایستاد و دست بر روی پای آسیب‌دیده می‌گذاشت و باز به دویدن ادامه می‌داد.
ساعت حدود ۱۹ بود و هوا نیز تاریک شده بود. تماشاچی‌ها در حال ترک ورزشگاه بودند که با هشدار پلیس متوجه ورود جان استفان آکواری به ورزشگاه شدند. تماشاچی‌های باقیمانده در ورزشگاه اکنون تا جایی که می‌توانستند در حال تشویق استفان بودند. وی پس از ۳ ساعت و ۲۵ دقیقه و ۲۷ ثانیه از زمان آغاز مسابقه از خط پایان گذشت.
در میان ۷۵ دونده، جایگاه نخست را ورزشکاری از اتیوپی با زمان ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه و ۲۶ ثانیه از آن خود کرد. در حالی که جان استفان به عنوان آخرین دونده‌ با اختلاف ۱ ساعت و ۴ دقیقه و ۵۰ ثانیه از خط پایان گذشت.
وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری که دلیل اصرار وی بر تمام کردن مسابقه را (با وجود زخم‌هایش) جویا می‌شد، گفت:
فکر نمی‌کنم شما درک کنید. کشورم مرا ۵۰۰۰ مایل نفرستاده که مسابقه را آغاز کنم، مرا ۵۰۰۰ مایل فرستاده که مسابقه را تمام کنم.*

2)
در میان هیاهوی خبرهایی که هر رسانه‌ای تلاش می‌کند به زور به خوردمان بدهد، خبر زیر توجهم را جلب کرد و احساساتم را اندکی تکان داد:
علی محمدیان آموزگار مریوانی برای همدردی با دانش‌آموز سرطانی خود که به علت شیمی‌درمانی موهایش ریخته است، موهای سرش را تراشید.
این معلم دلسوز با بیان این که جز دادن روحیه به این دانش‌آموز و ابراز همدردی با وی هدف دیگری نداشته است، گفت: خوشحالم از این که با این حرکت هرچند کوچک توانسته‌ام روحیه این دانش‌آموز را تقویت و وی را وادار به فعالیت بیشتر کنم.
(توضیح بیشتری نمی‌دهم.)

--------------------------------
* از ویکی‌پدیا

   + سعید ; ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

از شنیدن تا آموزاندن

یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید:

من می‌شنوم و فراموش می‌کنم،
من می‌بینم و به یاد می‌آورم،
من انجام می‌دهم و می‌فهمم،
من آموزش می‌دهم و ماهر می‌شوم.

   + سعید ; ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

گیاه‌خوری

در یکی از جزوه‌هایی که سازمان هلال احمر برای آموزش‌های همگانی چاپ می‌کند، درباره روش‌های تشخیص گیاهان خوراکی از غیرخوراکی در هنگامی که فرد در جایی گم شده و دسترسی به هیچ ماده غذایی غیر از گیاهان  ندارد، آمده بود:

از گیاهانی که شیره سفید، خوشه‌های سفید یا سبز، پرزهای نازک یا گل‌های چتری دارند، بپرهیزید.
خوشه‌های قرمز کم‌خطر و خوشه‌های سیاه یا آبی بی‌خطرند.
از خوردن قارچ یا گیاهانی که ریشه پیازی دارند و از میوه گیاهانی که برگ‌های براق دارند، بپرهیزید.
گیاهی که قصد خوردن آن را دارید، ابتدا به روی مچ دست خود بمالید و پنج دقیقه صبر کنید. اگر حساسیت نداشتید یا در زبان خود احساس بدی پیدا نکردید، می‌توانید آن گیاه را به مقدار کم و البته، با احتیاط بخورید.

   + سعید ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()