saeid online

دایره المعارف ستون پنجم

آس و پاس: مستضعف سابق. کسی که قرار است مشکلاتش حل بشود. کار مسئولان سیاسی وعده دادن به اوست. بینوا. مفلس.

اخبار: پیشگویی درباره اتفاقاتی که باید بیفتد. بورکینافاسو. دشمن. همه بد هستند، ما گل سر سبد آفرینش هستیم. لازم به یادآوری است، لازم به یادآوری است، لازم به یادآوری است.

استراتژی: طرح و نقشه برای روبه‌رو شدن با حریف در بهترین وضع. در میان قدرت‌های بزرگ به مجموعه‌ای از طرح‌ها و برنامه‌ها می‌گویند که از طریق انجام آشکار و پنهان آن‌ها منافع ملی حفظ می‌شود و در میان قدرت‌های کوچک به مجموعه واکنش‌های عصبی گفته می‌شود که با صدای بلند در خیابان‌ها بیان می‌شود.

افکار عمومی: نکته انحرافی. از عدم برمی‌آید. هر وقت هر چیز را که نتوانستید اثبات کنید آن را به افکار عمومی ‌نسبت دهید.

طفره رفتن: روش برخورد مسئولان با مشکلاتی که مردم می‌دانند. واکنش منطقی مردم در برابر مسئول. احساسی که از دیدن خبرنگار به خبرساز دست می‌دهد.


اقدامات: قدم‌ها. کارهایی که قرار بوده انجام بگیرند. اقدامات اجرایی: کارهایی که مسئولان دوست دارند انجام بدهند. اقدامات به عمل آمده: کارهایی که مسئولان امیدوارند انجام دهند.

ندانم‌کاری: فعالیت اداری. در اثر چند سال کار مداوم و تکراری به وجود می‌آید. اتفاقات روزمره.

تبصره: توضیحی که در قانون می‌آورند تا ابهام آن را بیشتر کنند.

نمودار: تصویری که نشان می‌دهد که چقدر همه چیز به خوبی پیش رفته است. گزارش کار تصویری. اسم مصدر نمودن. همیشه و در هر حال رو به بالا حرکت می‌کند. دروغ ریبا. نمودار مثل آمار می‌ماند، همه چیز را نشان می‌دهد غیر از چیزهای اصلی.

جلسه: محل اتلاف وقت آدم‌هایی که فکر می‌کنند وقت ندارند. مکان تصمیم‌گیری‌هایی که هیچ وقت اجرایی نمی‌شوند.

زیر آبی رفتن: از پشت خنجر زدن. نوعی حرکت گام به گام جهت حذف مخالفان. جایی را دور زدن. استفاده از روش‌های مخفیانه برای حضور علنی.

ژست: مجوموعه ادا و اطواری که آدم‌های از خود راضی برای اثبات هویت خودشان در یک حالت ثابت نشان می‌دهند. یکی از روش‌های جبران عقده حقارت.

ضد انقلاب: کسی که زیاد حرف می‌زند. پررو، کسی که سوال می‌کند. کسی که درباره مسائلی که جوابی برای آن وجود ندارد، سوال می‌کند. موجودی که دلیل خاصی برای حذف و اخراج او وجود ندارد.

××××××××××××××××
عنوان این پست، نام کتابی از سید ابراهیم نب..وی است که در ابتدای آن نوشته: "تقدیم به مردم ایران که سال‌هاست هر چه گوش می‌کنند، نمی‌فهمند مقصود بزرگان این قوم چیست."

ادامه مطلب
   + سعید ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مرا دریاب

تو ای نایاب ای ناب، مرا دریاب دریاب
منم بی نام بی بام، مرا دریاب تا خواب
مرا دریاب مستانه، مرا دریاب تا خانه
مراقب باش تا بوسه، مرا دریاب بر شانه
مرا دریاب من خوبم، هنوزم آب می‌کوبم
هنوزم شعر می‌ریسم، هنوزم باد می‌روبم
مرا دریاب در سرما، مرا دریاب تا فردا
مرا دریاب تا رفتن، مرا دریاب تا این‌جا
مرا دریاب تا باور، مرا دریاب تا آخر
مرا دریاب تا پارو، مرا دریاب تا بندر

شهریار قنبری

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

همچنان می‌گذرد.

- مطمئنم شما نیز از جمله کسانی باید باشید که اگر بی پدر گیری برخی از ماموران پلیس راهنمایی رانندگی را با چشمان خود ندیده‌اید، دست‌کم از زبان دیگران شنیده‌اید. گرچه قدما گفته‌اند "شنیدن کی بود مانند دیدن" ولی در این مورد، همان بهتر که آدمی چیزی نبیند.
چند وقت پیش یکی از دوستان هم‌کارخانه در یک جمع دوستانه تعریف می‌کرد که دوران سربازی‌اش را که به حدود هشت سال پیش بر می‌گردد، در یکی از پاسگاه‌های پلیس راه گذرانده است. همان سال‌هایی که سریال "خانه به دوش" پخش می‌شد. در خاطراتش در باب عقده‌گشایی یک مامور نانجیب می‌گفت که در یکی از قسمت‌های سریال که دسته‌جمعی به تماشای آن نشسته‌ بودند، یک وانت –احتمالاً نیسان- به فراخور قصه سریال در حال اسباب‌کشی و حمل آدم در قسمت بار بوده که آن مامور بی همه چیز، در حالی که لمیده و سریال را تماشا می‌کرده، برای وانت نگون‌بخت برگه جریمه صادر کرده تا به خیال خودش اعمال قانون کند. این کار این پلیس بی‌شرف به این می‌ماند که یک قاضی دادگاه در حال تماشای یک فیلم یا سریال جنایی، برای هنرپیشه‌ای که نقش یک قاتل فرضی را بازی می‌کند، حکم اعدام صادر کند.

- تازه فهمیدم که برق‌کارهای ساختمانی نه از کار خودشان سر در می‌آورند و نه از کار همکاران‌شان. خدا نکند شبکه برق خانه بک بنده خدا ایراد پیدا کند، آن وقت است که حسابش با کرام‌الکاتبین است. تا به حال ندیده‌ام یک برق‌کار در حین تعمیر یا تغییر شبکه برق یک ساختمان، پشت سر همکارش وی را مورد عنایت قرار ندهد. گو این که به عدد برق‌کارهای ایرانی، روش سیم‌کشی و برق‌کاری وجود دارد که اگر همه برق‌کارها عقل‌شان را روی هم بگذارند، از چند و چون کار دیگری سر در نمی‌آورند.

- قابل توجه دانشجویان کارشناسی ارشد: چنانچه در تهیه کتاب "شیمی آلی پیشرفته" نوشته فرانسیس کری و ریچارد ج.ساندبرگ، ترجمه دکتر مجید هروی و ابراهیم عامل محرابی در مانده‌اید، با ای‌میل وبلاگ تماس بگیرید.
خوانندگان فخیمه مبادا پیش خود فکر کنند برای خودمان در و دکان راه انداخته‌ایم، هدف غایی ما راه انداختن کار دانشجویان جویای دانش است.

- در جایی خواندم که در ایران به دو علت تیم فوتبال بانوان وجود ندارد: اول: یازده زن ایرانی پیدا نمی‌شوند که لباس یک‌جور بپوشند. دوم: یازده زن ایرانی پیدا نمی‌شوند که همان لباس‌ها را در بازی بعدی بپوشند.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مهربان

در جهنم نیز از خدا نامید نباش چون مهربان‌ترین مهربان‌هاست.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

رمز ماندگاری جمهوری اسلامی

با جستجوی عنوان بالا در گوگل، به نتایج زیر برخوردم. شما هم برای این که بیکار نباشید، پیدا کنید پرتقال‌فروش را.

نماینده ولی فقیه در استان چ‌و‌ب: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی، پیوند عمیق مردم با ولی فقیه است.
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجان غربی: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران، بصیرت و آگاهی مردم است.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی، ولایت‌مداری و ولایت فقیه است.
مسئول روابط عمومی و انتشارات سپاه: ولایت‌پذیری به عنوان یکی از مولفه‌های فرهنگ اسلامی، مهمترین رمز ماندگاری جمهوری اسلامی در برابر هجمه دشمنان است.
امام جمعه نورآباد: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی، تفکر بسیج است.
محمدحسین جهانبخش: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران حضور بسیجیان در صحنه و ولایت‌مداری آحاد مردم است.
عصر ایران: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی مردمی بودن نظام است نه زرادخانه‌های نظامی و چاه‌های نفت.
رئیس سازمان نهضت سواد آموزی: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی در علم و دانش، ‌بصیرت و آگاهی است.
شهید بهشتی: رمز ماندگاری جمهوری اسلامی، دوری از الفبای قدرت در مناسبات داخلی و خارجی و تاکید بر هدایت انسان‌ها و حاکمیت صدق و حق و عدل است.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

در هم نوشت

- در ادامه مرگ و میرهای زنجیره‌ای آقای خرافاتی که در این جا درباره‌اش نوشتم، دو روز پیش باخبر شدم که پدرخانم نامبرده نیز به ملکوت اعلا پیوسته است. در حالی که اگر آن مهره مار و دندان گرگ و... که به گردن نه چندان کلفتش آویزان کرده، در دور کردن قضا و بلا خاصیتی داشتند، این‌طور نباید می‌شد.

- همیشه از رفتار آدم‌هایی که بی هیچ ابا و احتیاطی روزه‌خواری می‌کنند و شاید به این کار ناروای‌شان افتخار هم می‌کنند، دلخور بوده‌ام. گیریم که روزه‌خواری نه ممنوع است، نه گناه و نه گشت ارشاد با آن برخورد می‌کند، احترام به آدم‌های روزه‌دار و احترام به عقیده دیگران حکم می‌کند که از روزه‌خواری حذر کرد.

- چندی پیش، در خدمت چند کارآموز شیمی کاربردی از دانشگاه پیام نور بودم. با وجود پاس کردن همه درس‌های آزمایشگاهی‌شان، تا به حال آون (Oven) ندیده بودند. البته شاید دیده‌ بودند، ولی اسم آون به گوش مبارک‌شان نخورده بود. هر چه بود، از بنده اسمش را پرسیدند که جواب‌شان را دادم. جا دارد به کلیه دانشگاه‌هایی که دستی در جمع کردن پول بی‌زبان مردم زبان‌بسته دارند و از آن طرف، یک مشت دانش‌نیاموخته بی‌سواد تحویل می‌دهند، دست مریزاد گفت.

- یکی برای ما شرح بدهد در جاده‌های بین‌شهری دو طرفه، الزامات یک سبقت بی‌خطر و ایمن چیست. تا جایی که عقلم قد می‌دهد اگر راننده دید کافی داشته باشد، مطمئن باشد که از روبه‌رو با خودروی دیگری شاخ به شاخ نمی‌شود، سر پیچ یا روی پل یا در دهانه تونل نباشد، خودروی دیگری از پشت سرش قصد سبقت نداشته باشد و از سرعت مجاز تجاوز نکند، می‌تواند سبقت بگیرد. (البته به اذن ولی فقیه) ولی دوشنبه هفته پیش به خاطر سبقتی که مامور پلیس آن را غیرمجاز می‌دانست، 50هزار ت جریمه گردیدم. فقط به دلیل ممتد بودن خط وسط جاده.

- نمی‌شود با هر کسی و در هر جایی پایبند آداب معاشرت بود. با بعضی‌‌ها باید در شان خودشان صحبت کرد. اصلاً بعضی جاها لازم است صدایت را بالا ببری، چشم و رویت را در هم بکشی و اگر لازم شد، از کلمه‌های رکیک هم استفاده کنی تا حقت را بگیری. با آدم پــر رو  باید پـر رو بود. منطقی نیست با کسی که سکوت و ادب دیگران حمل بر سادگی و هالویی می‌داند، با مبادی آداب صحبت کرد... این، خلاصه‌ای بود از آن چه که به ارجمندبانو گفتم تا درباره بحث و جدلی که با یک راننده تاکسی تمام‌خـل داشتم، قانعش کنم.

- در پایان، این عکس را ببینید تا ببینم به نکته انحرافی‌اش پی می‌برید یا نه.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

غرب‌زدگی

دکتر شریعتی در آثارش فراوان توضیح می‌دهد که مثلا من با سمفونی‌های بتهون مشکلی ندارم؛ مشکل من با جوان ایرانی است که از این سمفونی‌ها لذت نمی‌برد، ولی چون می‌داند که این نوع موسیقی در غرب طرفدار دارد، او هم گوش می‌کند و به خود فشار می‌آورد که لذت ببرد!

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

از نگاه یک زن

یک زن:
بی عیب‌ترین مرد دنیا را پدرش می‌داند، زن ذلیل‌ترین مرد دنیا را برادرش، خوش تیپ‌ترین مرد دنیا را پسرش، خوشبخت‌ترین مرد دنیا را شوهر خواهرش، قدر نشناس‌ترین مرد دنیا را دامادش و بدترین، بی ریخت‌ترین، بی عاطفه‌ترین و بداخلاق‌ترین مرد دنیا را هم شوهرش می‌داند.

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

زنان و اشتغال‌زایی

یکی از نکاتی که به تازگی و به یمن ورود به دنیای مرغ‌ها به کشف آن نایل شدم، سهم قشر زنان در مقوله‌ای مهم به نام اشتغال‌زایی است. امری که فکر نمی‌کنم تا انتشار این پست کسی به آن توجهی درخور داشته است. البته بماند که شکر خدا کشور ما به مدد تدابیر و تمهیدات عاقلانه رئیس‌جمهورش مشکلی به نام بیکاری را از طریق دستکاری در آمار به خوبی و خوشی حل و فصل کرده است، ولی انصاف حکم می‌کند که نباید نقش بی‌بدیل زنان را در این عرصه نادیده گرفت.
برای پی بردن به اهمیت و نقش زنان در ایجاد فرصت‌های شغلی، نیازی به بررسی‌های جامع میدانی و هوایی و غیره نیست؛ کافی است فرض کنید اگر زن‌ها نبودند یا اگر زن‌ها بودند ولی بدون ویژگی‌های زنانه‌شان، چه کسانی مجبور به جمع کردن بساط‌شان می‌شدند. البته ما صرفاً فرض کردیم و هیچ غلط دیگری نکردیم. گرچه برخی فلاسفه معلوم‌‌الحال ادعا کرده‌اند که فرض محال، محال نیست؛ ولی ما به سبک و سیاق خاص خودمان که اصولاً هر چیزی را که با روش و منش‌مان جور درنیاید، تکذیب و انکار می‌کنیم، این گزاره مشکوک فلسفی را به شدت تکذیب کرده و به شورای انقلاب فرهنگی دستور می‌دهیم کلیه کتاب‌های منطق و فلسفه را اصلاح کنند و با مبانی شریعت سازگار گردانند.
بگذریم، اجازه بدهید برگردیم به اصل مطلب. بی هیچ توضیح اضافه‌ای می‌شود گفت اگر زن‌ها نبودند یا دست‌کم بودند ولی با علایقی غیر از آن چه الان دارند، بسیاری از بازارها آن‌چنان خلوت می‌شدند که می‌شد به جای پارک و بوستان، آزادانه در آن‌ها قدم زد و برخی از مشاغل از قبیل خیاطی‌های زنانه‌دوز، مزون لباس عروس، آتلیه‌ها، همه طلافروش‌ها و بدل‌فروش‌ها، همه فروشنده‌های لوازم آرایشی و بوتیک‌ها، جراحان زیبایی، مخابرات، آرایشگاه‌های زنانه، لواشک‌فروشی‌ها، همه طراحان مد و لباس و کیف و کفش و...، دانشگاه آزاد و... بازرشان بدجوری از رونق می‌افتاد و خودبه‌خود از صحنه گیتی رخت برمی‌بستند.
عرض دیگری نیست.
البته در راستای محکم‌کاری و اعلام برائت از هرگونه اتهام زن‌ستیزی، اعلام می‌گردد مبادا عده‌ای فرصت‌طلب از لغزش‌های احتمالی نوشتار ما سوءاستفاده کنند و به خیال خام خودشان بخواهند رابطه ما را با جامعه نسوان بر هم بزنند که در این صورت به شدت برخورد خواهد شد.


××××××××××××××××××××××
به دلیل اشکال فنی در سایت پرشین‌بلاگ، این پست عکس ندارد.

   + سعید ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()