saeid online

نگرش

رئیس وقت دانشگاه ییل به رئیس پیشین دانشگاه دولتی اوهایو سفارش کرده بود: "همیشه با دانشجویانی که الف و ب می‌گیرند مهربان باش، شاید یک روز یکی از آن‌ها استاد شود و به دانشگاه برگردد.
با دانشجویان گریزان هم مهربان باش. شاید یک روز یکی از آن‌ها برگردد و یک آزمایشگاه دو میلیون دلاری برای دانشگاه بسازد."

نکته: تنها فرق بین کامیابی و شکست، نوع نگرش است.


دو فروشنده مامور شدند به جزیره‌ای بروند و در آن‌جا کفش بفروشند. فروشنده اول به محض ورود به جزیره یکه خورد زیرا دید در آن جزیره هیچ کس کفش ندارد. پس بی‌درنگ به شرکت سازنده کفش پیام فرستاد: "ما فردا برمی‌گردیم. در این جا هیچ کس کفش نمی‌پوشد."
فروشنده دیگر در اثر دیدن همان صحنه ذوق‌زده شد و بی‌درنگ در نامه‌ای از شرکتش درخواست کرد: "فوری 10 هزار جفت کفش برای من بفرستید زیرا همه افراد این جزیره کفش لازم دارند."

نکته: نگرش اولیه در انجام هر کار، در نتیجه آن کار اثر قطعی دارد، اثری مهمتر از هر اثر دیگر.
(
+)

منبع: کتاب مدیریت نگرش. نوشته جان ماکسول

   + سعید ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()

به درک

1)
به راستی معنای فقر چیست؟ آیا فقط جیب خالی است یا طلبکارهای بی‌شمار؟ امام علی فقر را در نادانی می‌داند. در جایی خواندم معنای فقر این است که واکس مویت زودتر از خمیر دندانت تمام بشود.

اصلا" بهتر است انسان پول نداشته باشد ولی دانا باشد، سالم باشد و قدر همه چیزهایی را که الان دارد و فردا ندارد را بداند. این طوری می‌شود که معنای فقر عوض می‌شود.

آن چه خواندید بخشی از مطلبی بود که دپارتمان انرژی کارخانه ما که نمی‌دانم کی درست شد و چه کار می‌کند، در بورد نگهبانی چسبانده بود. حتا نمی‌دانم چه ربطی به مقوله انرژی و صرفه‌جویی و یارانه‌ها و این چیزها دارد. ولی به هر حال، جای درنگ داشت.

2)
مورد دیگری که درباره بدبینی‌های بی‌دلیل و بی‌پایه مردم و در رابطه با این یادداشت به یاد می‌آورم به زمانی بر می‌گردد که بیمه شخص ثالث اجباری شده بود. در آن سال‌ها که دانش‌آموز دبیرستانی بودم و درباره زد و بندهای احتمالی سازمان‌ها و اداره‌های دولتی زیاد نمی‌دانستم، خیلی‌ها بی‌توجه به دلایل اجباری شدن بیمه که عبارت بودند از پرداخت دیه فوتی‌های ناشی از تصادف و جلوگیری از ورود افراد بی‌پول به زندان‌ها که توان پرداخت دیه قتل غیرعمد را نداشتند، آن را تبانی دولت با شرکت‌های بیمه‌گذار می‌دانستند. در حالی که اصلا و ابدا چنین نبود و حتا هنوز که هنوز است شرکت‌های بیمه‌گذار به دلیل زیان‌ده بودن این نوع بیمه در ایران، تا جایی که بشود و بتوانند، هر بهانه‌ای را دستاویز می کنند تا زیر بار نروند.

3)
اصلا فکر نمی کردم آدم‌های سی و چند ساله مثل بچه‌های چند ساله که سر هر مساله کوچک و بزرگی با هم قهر می‌کردند، با هم قهر کنند. در محل کارم کم نیستند آدم‌هایی که به خیال خام خودشان فکر می‌کنند اگر با کسی که مشکل دارند، قهر کنند و دیگر تحویلش نگیرند، درد بزرگی به طرف زده‌اند. در حالی که به نظر من مصداق همان گنجشکی هستند که روی شاخه درختی نشست و به آواز خواندن مشغول شد. همین طور که آواز می‌خواند، شیفته خودش شد و وقتی که می‌خواست برود، رو به درخت کرد و گفت: خودت رو سفت بگیر که می‌خوام بپرم!

ادامه مطلب
   + سعید ; ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()